زنان

رهائی زن گسست از تحجرسرمایه داری!

ناهید مذکوری: زنان زحمتکش میهن ما درحالی که از اجرای برنامه هایی مانند خصوصی سازی و آزادسازیِ اقتصادی، و حذف یارانه ها، لطمه های جبران ناپذیری دیده اند و امنیت شغلیشان پایمال شده است، درعین حال درنتیجهٔ  سیاستهای مبتنی برعدم  امکانهای مساوی و مشابه در جامعه هم محروم مانده اند.

از زمان تخریب اتحاد شوروی و اردوگاه سوسیالیستی، امپریالیسم نفوذ خود را بر سراسر جهان با یکه تازی افزایش داده و افسار فرایندهای تغییراقتصادی را گسیخته است. فرایندهایی، که پیوند بین سرنوشت مردم در کشورهای سرمایه داری را با دیگر مردم جهان بطور فزاینده آشکار و تقویت میکند، لذا فهم قابل درک نیروهاییکه به زنان ستم میکنند و روابط بین زنان و مردان را شکل میدهند دشوار نیست.

آموزگاران جنبش زنان بما می آموزند تا زمانیکه سرمایه داری و شیوه تولید وتوزیع نا عادلانه غالب باشد مملو از ناکامیها (ناکامی در نظریه پردازهای زایمان و کار زنان و ستم بر زنان، جبرگرایی و تقلیلگرایی (تقلیلگرایی طبقاتی، جبرگرایی اقتصادی، ماتریالیسم عامیانه)، نادیده گرفتن نقش «عاملیت»، «مقوله های کور به جنسیت» و «زن ستیزی» است.

چنانکه جمهوری اسلامی با نماد ستم مضاعف وچند گانه بر زن از حجاب اسلامی، تا حق اجازه برای مسافرت، طلاق، ارثیه نابرابر، دستمزد، حق کار، خشونت مرد سالاری، تا تبرئه مردان  درقتل های ناموسی… قرار دارد.

درمدرنیته نظام نئولیبرالیسم “انقلابیون رنگین” با نمادهای  دمکراسی برای جایگزینی با پشتبانی هارترین جریان ستم از اروپا و آمریکا می تواند خود نمایی کنند. نمونه: زنان بلاروس با پوشش سفید خود و قبل از آن اوکراین و گرجستان و… که تلاش برای فاشیسم اروپایی در رقابت با سیاه چهرگان داعش به کسب انتقال قدرت کوشش کرده اند.

زنان غیور ایران در حوزه های مختلف مبارزه ازستم طبقاتی تا حقوق بشری و دمکراسی “هرچند در چار چوب مشخصی” تاکنون هزینه های زیادی پرداخت نموده اند تا فرایندی فراتراز ساختار قرون وسطائی را جایگزین نمایند. تاریخ پرافتخار مبارزاتی ”سازمان زنان ایران“، بخشی از تاریخ جنبش مستقل زنان ایران برای رسیدن به آزادی و برابری جنسی و طبقاتی است، و دلیل سرکوب سازمان های صنفی و سیاسی زنان، چه در رژیم شاهنشاهی و یا رژیم ولایت فقیهی، ریشه های عمیق این جنبش و رابطه گسست ناپذیر آن با نبرد برای آزادی و عدالت اجتماعی را دارد.

پدرسالاری قرون وسطایی در صورتبندیهای متنوعش، خصیصه ها یا مقاصد مردان را بعنوان علت ستم بر زنان مطرح میکند. این شیوه تفکر، توجه را از نظریه پردازی مناسبات اجتماعی که زنان را در همین حوزه های زندگی در موقعیتی نامناسب قرار میدهد، منحرف و آن را به سمت مردان به مثابه دلیل ستم زنان معطوف میکند. اما مردان موقعیتی ممتاز در تاریخ ندارند، به گونه ای که مستقل از تعلق های اجتماعی، دارای قدرتی باشند که آگاهانه سازمان اجتماعی را به نفع خود شکل دهند. مردان، همچون زنان موجوداتی اجتماعی اند و ساختار اجتماعی ای را بازتاب می دهند که به عنوان عاملهای اجتماعی در آن ظاهر میشوند.

امروزه زنانی در مدار بالاترین هرم سیاسی تاثیری هم وزن با دیگر نیروی های اجتماعی چون مردان درچرخش دوران به سمت عدالت اجتماعی درحرکت اند زنانیکه رنج سال ها تبعید، تحقیر وزندان را تحمل نموده وسهمیه شلاق ارتجاع مذهبی بر مردان را نیز بر پشت خود احساس نموده اند.

در  دوره پاندمی  ویروس کرونا، برای میلیون ها زن زیر شکنجه روح و روان و قتل های ناموسی، حجاب اجباری و لایحهٔ قصاص، لایحهٔ ضد خانواده ای با نام بی مسمای «لایحهٔ حمایت از خانواده»، کودک آزاری در رابطه با ازدواج دوشیزگان کم سال زیر لوای قوانین قرون وسطایی، جداسازی جنسیتی آموزش و خدمات بهداشتیست. علاوه بر این، عرصهٔ دیگر مبارزهٔ زنان کشورما تلاش برای رسیدن به برابری حقوق زن و مرد، دستمزد مساوی در برابر کار مساوی برای زنان کارگر و شاغل و بهره مند شدن از خدمات بهداشتی به ویژه برای زنان لایه های محروم جامعه است. برپایی کارزارهای منع خشونت- مخصوصاً که همزمان با کارزار جهانی منع خشونت بر ضد زنان در سراسر جهان بود- از نمونه های اخیر و جالب مبارزه دلیرانه زنان بر ضد واپس ماندگی اجتماعی و استبداد تاریک اندیشان حاکم بر میهن ماست که بارها در سخنان مسئولان ارتجائی کشوری ونظریه پردازان«اسلام سیاسی» وامام جمعه ها گفته شده و میشود که باید چاره ای اندشید ولی چاره آنها «ترویج فرهنگ ارتجاعی، و قبولاندن دین به آنان و تقویت اعتقادات اسلامی در بین افراد جامعه و بخصوص زنان می باشد» آنچه مسلم است

زنان زحمتکش میهن ما درحالی که از اجرای برنامه هایی مانند خصوصی سازی و آزادسازیِ اقتصادی، و حذف یارانه ها، لطمه های جبران ناپذیری دیده اند و امنیت شغلیشان پایمال شده است، درعین حال درنتیجهٔ  سیاستهای مبتنی برعدم  امکانهای مساوی و مشابه در جامعه  زنان  محروم مانده اند. این روزها حتی دوچرخه سواری زنان مسئله روز شده است. مبارزه زنان زحمتکش با تبعیض جنسیتی، با مبارزه با برنامه های اقتصادی- اجتماعی ضدمردمیِ رژیم، در پیوند بوده و هست. چاره اندیشی ها ونیازهای زنان که همانا حل معضل نابرابری های طبقاتی می باشد نه تنها در جمهوری اسلامی ایران بلکه در کشورهای پیشرفته سرمایه داری غرب نیزهمچنان ادامه دارد. و همین دلیل است که وظیفه مبارزاتی زنان را اضافه تر می نماید. تا بتوانند ۸مارس را در میهنمان ایران وسراسر جهان با دسته های گل پیروزی بر نا برابری ها جشن گیرند.

ناهید مذکوری: ۸ اسفند ۱۳۹۹ برابر با ۲۰۲۱.۰۲.۲۶

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

 

 

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا