فرهنگی

قاطی نامه!

جهان (قاطی!):

هر که بر پیشانیش یک داغ بود

کیف او کوک و دماغش چاق بود

شـد مقام دزدها بس ارجمند

مزد عمری کار شد شلاق و بند

کارگر بر پیکرش شلاق خورد

صاب کارش مزد او در باغ خورد

 

الامان زین روزگار پُرکلک

ای هوار از دست این چرخ و فلک

 

باز سالی رفت و می آید بهار

شام را ناخورده شد وقت ناهار

 

باز سالی دیگراز ره می رسد

باز آقاشان پیامی می دهد

 

جغد می موید به جام جم نشان

در پی اش خندد حسن، نالد فلان

 

باز سالی رفت و ایران نو نشد

باز این گوسالهٔ ما گو نشد

 

باز گلدان خلایق گل نداد

رفته گویا نوبهار ما زِ یاد

 

هردم از این باغ باری دررسید

داروگ جای قناری آرمید

 

اهل دوزخ صاحب دیوان شدند

اولیاالله خود شیطان شدند

 

هرکه دزدی کرد بر مردم سر است

هر که کذاب است روحانی تر است

 

علم و دانش مایهٔ فقر و شر است

جهل و کلاشی سزایش گوهراست

 

وه چه قاطی کرده ام ای دوستان

پاک جوش آورده ام ای دوستان

 

بادهٔ شیرازمان کاری نکرد

مزه و آجیل مان شد آه سرد

 

پاک افسار قلم ول کرده ام

بس که خوردم حرص رودل کرده ام

 

وه که تنگ آمد خلایق را نفس

روضه بس خواندند توی این قفس

 

می رود چاغاله، می آید لبو

می رود رجاله، می آید ببو

 

تا سگ زردی صدایش را برید

یک شغال از جای او زوزه کشید

 

هرچه دیدیم از سران این بلاد

فقر بود و ظلم و سرکوب و فساد

 

روزگاری سیدی آمد پدید

داد با لبخند بر مردم امید

 

با تساهل ریخت برهم طاس و تشت

از تسامح گفت و خندید و گذشت

 

با تساهل هاش بس فرصت که سوخت

با تبسم رأی مردم را فروخت

 

توی دعوا نغمهٔ نی کرد ساز

خارکردندش ولی خندید باز

 

رفت اصلاحات و سید خوارشد

کله پز برخاست سگ برکار شد

 

این یکی صندوق را دزدید و برد

پول مردم را به حزب الله سپرد

 

گر خلاصی می زد او بر کشتگان

زد خلاصی بر هر آنچه آب و نان

 

پول نان داد و ز مردم جان خرید

«هسته ای» در هالهٔ نورش تنید

 

کرد او نان خلایق بسـته ای

تا کند ایران ما را هسته ای

 

بی مخی هایش جهان را خسته کرد

حق ما را منحصر بر«هسته» کرد

 

می رود میمون و می آید شغال

می کند در حلقمان چوب بلال!

 

بعد او شیخی بنفش آمد پدید

توی دستش داشت تنها یک کلید

 

گفت با مردم منم با اعتدال

بهر کرسی شما هستم ذغال

 

روز تاریک شما روشن کنم

با خرد ویرانه ها گلشن کنم

 

گفت من هر مشکلی آسان کنم

بی درنگ این مُلک آبادان کنم

 

گرچه شد این سرزمین ویران و زشت

کمتر از صد روز سازم چون بهشت

 

لیک صد بگذشت و چندین سال شد

حضرت آقا زبانش لال شـد

 

با “اوباما” گشت تنها یار و جفت

ماست مالی کرد هرچیزی که گفت

 

با کلیدش سحر و جادو آفرید

ابتدا از هسـته ای بودن پرید

 

رشته های «احمدی» چون خام بود

حق مردم حاصلش «برجام» بود

 

جشن ملی شد غنی سازی ولی

بستنش شد جشن تر از اَوَّلی !

 

پول مردم گر که شد باد فنا

کرد اُمَّت جان رهبر را دعا

 

مردمان را نان زسفره پرکشید

جای آن برجام ها آمد پدید

 

باز برجامی و برجامی دگر

از برای ننگ ها نامی دگر

 

صنعت و معدن همه تعطیل شد

سهم مردم دسته های بیل شد

 

هر که بر پیشانیش یک داغ بود

کیف او کوک و دماغش چاق بود

 

شـد مقام دزدها بس ارجمند

مزد عمری کار شد شلاق و بند

 

کارگر بر پیکرش شلاق خورد

صاب کارش مزد او در باغ خورد

 

من چه می گویم که این باشد عیان

روشن از روز است بر فرزانگان

 

من برای این دل وامانده ام

گوش مردم را به دعوا خوانده ام

 

این دلم از بس که شد زار و نزار

هرچه می گویم نمی گیرد قرار

 

وای مُردم بس که خوردم حرص و جوش!

کو کسی گوید که ای «قاطی» خموش!

 

وای یاران من دگر کف کرده ام!

آخ! هوای تنبک و دف کرده ام!

 

***  ***  ***

بس کن ای «قاطی» چه می گویی دگر؟!

مثنـوی گفتن کجا دارد اثر؟

 

رشتهٔ این کار بس گشته بلند

تا به کی باشیم اسیر این کمند؟

 

باید از اصلاح ملّا دل برید

باید این دندان لق را برکشید.

 

تا به کی بودن گرفتار بلا؟

تا به کی باید نشستن درعزا؟

 

این سکوت و این تحمل تا به کی؟

این دعا و این توسّل تا به کی؟

 

هر که را باشد به سر هوش و حواس

تا به کی باشد ز ملا در هراس؟

 

بی هراس از آیه و ورد و فسون

بشکنیم این سِحرِ ملایان دون

 

تا به کی باید که مرعوبش شویم

خرج کار قوس معیوبش شویم؟

 

تا به کی بودن ز بیم واضطراب؟

هیزمی بهر تنور انتخاب؟

 

انتخاباتش فریبی بیش نیست

بدتر و بد، ریشی و بی ریش چیست؟!

 

شخصی و ملّا وعاقل یا سفیه

جملگی شان تحت فرمان فقیه

 

هرجناح و دسته اش مثل هَمَند

جمله ملّا یا که او را خادمند

 

او نیازش ما، نه ما محتاج او

رأی ما بهر حکومت تاج او

 

هم وطن رأیت به جلادان مده

تاج شاهی بر سر ملا منه!

 

جهان (قاطی!) –  ۲۴  اسفند  ۱۳۹۹

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

 

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا