اجتماعی

بازار شب عید کساد و کسب و کار کرونا داغ

رعایت فاصله اجتماعی، پرهیز از حضور در اجتماعات و توصیه به ماندن در خانه حرف دانشمندان حوزه پزشکی و جزو پروتکل‌های بهداشتی قطع زنجیره انتقال ویروس کووید ۱۹ است اما هنوز حرف آخر را کرونا این قاتل نامرئی می‌زند: مرگ کسب و کار من است.

اعتمادآنلاین| رییس ستاد مقابله با کرونای استان تهران با اشاره به ترددها و تراکم بالای جمعیت در واپیسن روزهای سال پیش‌بینی کرد در ۱۰ روز اول تعطیلات سال نو بار بیماری افزایش یابد و بیمارستان های تهران در هفته های اول سال جدید میزبان شمار بالاتری از مبتلایان و شاهد روزهای سختی باشند.

چند روز پیش سیماسادات لاری سخنگوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی رقم فوتی‌های کرونایی کشور را ۱۰۰ نفر ذکر کرد که نشان می‌دهد باز مرگ دست بالا را دارد و عدد سه رقمی را به دست آورده است تعداد جان‌هایی که در ایران تاکنون به کام مرگ بلعیده شده‌اند به ۶۱ هزار و ۳۳۰ نفر رسید.

سخنگوی وزارت بهداشت حرف دیگری هم زد: میزان رعایت پروتکل‌های بهداشتی در کشور به پایین‌ترین میزان خود در چهار ماه گذشته رسیده است.

***

پیاده روی را همیشه و همه توصیه کرده اند یکی از مزایای این رفتار برای خبرنگاران این است که به راحتی و بدون واسطه می توانند شهر و رفتار اجتماعی مردم را با چشم خود ببینند و با تکرار پیاده روی در یک مسیر در زمان های مختلف به یک قانون ثابت یا برداشت قوی از یک مفهوم برسند. من سال‌ها است در دو مسیر به طور دایم راه می‌روم یکی خیابان ولیعصر که مانند ستون فقرات تهران است و یکی میدان هفتم تیر که از نقاط وصل شمال و جنوب جغرافیایی و اجتماعی پایتخت است.

این طی طریق به قصد رسیدن به مقصد گاه هدفمند می‌شود مانند چند شب گذشته که به عمد این دو مسیر را پیمودم تا ببینم خریدهای شب عید مردم در دومین نوروز کرونایی چگونه است و آسان می توانم بگویم که نسبت به سال‌های غیرکرونایی خریدها و تجمع‌ها و ترافیک‌های خریدهای نوروزی کمتر است.

سال گذشته ویروس کرونا تازه وارد بود و هنوز باور اینکه این موجود کوچک نامرئی چقدر می‌تواند شیاد و زیان آور باشد، برای همه راحت نبود و مردم آن را به قدر امروز جدی نگرفته بودند اما از سوی دیگر هنوز آثار اقتصادی و روانی قرنطینه مردم را نفرسوده بود و توصیه‌ها یا اجبار بر خانه نشینی را راحت‌تر اجرا می‌کردند. آدم ها گمان می‌کردند اشکالی ندارد با خوردن از جیب مدت دو هفته در خانه بمانند تا هم فال باشد و هم تماشا.

اخبار مرگ های کرونایی و خاکسپاری اجساد با شرایط خاص و به دور از مشایعت دوستان و خویشان انسان را به تحمل پرهیزهای توصیه شده از سوی پزشکان و مقامات تشویق می‌کرد.

ولی کم کم قرنطینه آن هم در آپارتمان های کوچک، همنشینی و وردل هم بودن های ماه عسل گونه را به نق زدن و حتی درگیری بین اعضای خانواده یا افسردگی و خودخوری افراد تنها رساند. از سوی دیگر صدای خوردن کفگیر به ته دیگ زود به گوش رسید و یکی یکی سرها از در بیرون شد.

پارسال اسفند ماه برای مدتی مترو خلوت و صندلی های خالی اتوبوس حس بفرمایید راحت باشید، به ما جماعت اهل خبر که اجبارا از خانه بیرون می‌آمدیم، القا می‌کرد. سنت پیاده روی ولیعصری من از سه راه فاطمی تا میدان منیریه و میدان هفتم تیر به دفعات عمدی و آگاهانه محدود بود. می‌دیدم هرچه به شب سال نو نزدیکتر می شویم، جمعیت خریدار و تماشاچی در خیابان بیشتر می شدند مثل امسال؛ با این تفاوت که امسال جمعیت نسبت به سال نخست تولد ویروس منحوث، خیلی بیشتر شده است.

دستفروشان باز بساط دایر کرده‌اند، گشت های برطرف کردن سد معبر فعال شده‌اند و مغازه‌ها اندکی برو روی خود را آراسته اند تا از مشتری ها دلبری کنند.

آجیل و خشکبار فروشی ها محک خوبی برای سنجش موجودی جیب مردم، استقبال یا روی گردانی از پهن کردن سفره عید و نیت خوانی از حد و حدود دیدوبازدیدهای عید است. آنچه در مسیر میانه شهر دیدم از تعداد مشتریان درون دکان و حجم کیسه‌های خرید آنها نشان از کاهش آشکار و مبرهن تقاضا نسبت به سال های قبل و البته افزایش نسبی تقاضا نسبت به آخرین روزهای اسفند سال ۹۸ است.

آجیل فروش در پاسخ به سوال می گوید: مشکل از گرانی است کرونا بهانه است وگرنه پارسال مردم قرنطینه بودند اما بیشتر خرید می‌کردند امسال اصلا شبیه بازار شب عید نیست.

لباس و کفش نسبت به آجیل حتی متقاضی بسیار کمتری دارد. ویترین چینی نکردن و چراغانی نبودن مغازه ها شاهد این مدعاست.

فروش مبل و فرش که معمولا از دو یا سه ماه پیش از عید شروع می شد امسال اصلا سرِ آغاز شدن نداشت.

ترافیک و به هم گره خوردن ماشین ها در چهارراه امیر اکرم در آخرین هفته سال سنتی که حسنه نبود اما بود و امسال نیز هست اما گره کور نیست و با یک یا در نهایت دو چراغ معطلی، امید به رهایی از آن هست.

زهرا منشی یک کلینیک روانشناسی است. می‌گوید از اردیبهشت کاملا بیکار شده ام حقوقی ندارم که خرید کنم در عین حال از روی یک رگال دست فروش سه راه جمهوری مانتویی را امتحان می‌کند اما همسرش می گوید من از ترس کرونا به خرید نمی آیم. امشب هم همراه زهرا آمده‌ام تا مواظب او باشم چون کافی است یک کالا یا قیمت آن چشمش را بگیرد آن گاه ویروس را فراموش می کند و این احتمال هست که خود را به میان جمعیت بیندازد که در آخر با خرید یا بدون خرید، انبوهی از ویروس مرگ آور را جذب خود می‌کند. همسر زهرا با شوخ طبعی می‌افزاید: ابدا فکر نکنید من نگرانی اقتصادی از خرید دارم!

این زوج می گویند برای سفره عید به طور مختصر خرید خواهند کرد و دید و بازدید فقط با فامیل خیلی نزدیک خواهند داشت.

کودکان معصوم هم که زیر دست و پای جمعیت می‌لولند، بعضی از آنها به من می‌گویند کرونا مثل یک روح و هیولا است که بچه یا پدر و مادر را با خود می‌برد. نباید از خانه بیرون بیاییم.

از دو فروشنده کفش درباره بازار شب عید سوال کردم گفتند انگار نه انگار شب عید است و بار مخصوص عید هم نیاورده اند اما بازار فروش کفش کودک کمی گرم تر است.

برای سوار شدن به اتوبوس بی آر تی نیاز به میزانی از توانمندی فیزیکی برای هل دادن جمعیت هست. در باز می‌شود از چند نفر دم در خواهش می‌کنم فاصله اجتماعی را رعایت کنند تا جای من هم بشود! طنز کلام سبب می شود برایم جا باز کنند. خستگی چهره، نحوه لباس پوشیدن و مسیر شمال به جنوب اتوبوس نشان می دهد بیشتر جمعیت از سرکار بر می گردند و نه خرید.

راسته مانتو فروشی های میدان هفت تیر هم شلوغ نیست اما سر دستفروشان پیاده روی این محل در مقام مقایسه با همین شب‌ها در سال پیش شلوغ است.

دست فروشی که در مسیرم زیاد با او روبرو می شوم، می‌گوید اسفند هر سال پاکت پول جزء اجناس همه دستفروش‌ها بود اما امسال تعداد معدودی از ما پاکت پول آورده‌ایم چون مردم دنبال بهانه‌اند از عیدی دادن فرار کنند. مرد مسنی به صحبت ما وارد می‌شود و می‌گوید: با این گرانی همان بهتر که عید را مجازی بگیریم و عیدی مجازی بدهیم.

اما خانم جوانی مخالف است و می گوید: هر بردی آوردی دارد هر دادی هم ستدی. اگر عیدی نمی‌دهیم اما عیدی هم نمی‌گیریم.

***

علیرضا رئیسی سخنگوی ستاد ملی مقابله با کرونا گفته است: محدودیت‌های تردد از ساعت ۲۱ تا ساعت ۳ صبح در همه شهرها بدون توجه به رنگ‌بندی کرونایی آنها در ایام نوروز هم ادامه دارد.

ساعت از ۹ شب گذشته است جمعیت درون واگن مترو نه به حد خفگی اما در حدی هست که به راحتی بتوانیم ویروس را داد و ستد کنیم. در یک تکانه قطار پای بانویی سالمند را ناخواسته لگد می‌کنم رنگش می‌پرد، ناله می‌کند. عذرخواهی می‌کنم.

می‌گوید شلوغی عید است و این اتفاق‌ها می‌افتد آرتروز و پوکی استخوان دارم برای همین درد پایم طول می‌کشد تا آرام شود.

کیسه خرید ظروف پلاستیکی آشپزخانه را به عنوان کمک برایش نگه می‌دارم، تنها کاری که از دستم برمی‌آید.

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا