یادمان و رویدادها

شعله نامیرای امید و پیکار

مهرداد: هنگامی که در شکست، به قول مارکس اره برای تیشه کُری می خواند و، دیگر آن همه اندیشمند در کنار تو نیست و هرلحظه هم دوستان از راه برگشته سنگ پاره ای نثارت کنند، باید آدم قوی و قوی ترین آدم باشی که کمر به همت بازسازی حزبت ببندی و مهم تر از همه سعی کنی که دیده نشوی!
چند نفر را در زندگی می شناسی و می شناسیم که از این عظمت روحی برخوردار باشد؟

عزیز بزرگوار!
در سوگ کم تر عزیزی این چنین متأثر شدم. حتا در سوگ برادر قهرمان و یگانه ام که هر روز و به هر بهانه ای در سوگش می نشینم. هیچ کس برای درگذشت انسانی ۹۷ یا ۹۸ ساله نمی گرید آن هم من که برای شهادت برادرم نگریستم. حالا چه شد که سخت دل آزرده شدم و بسیار گریستم تا آن حد که دوستان که زنگ می زدند و تسلیت می گفتند مرا چنین دل آشفته دیدند و باورشان نمی شد.
رفیق خاوری مرد بزرگ یا به عبارت بهتر انسان بزرگی بود! چند شب پیش به تو گفتم که هر کجا که بحثی پیش می آید، با صراحت و قاطعیت می گویم که او اگر بزرگ ترین کمونیست ایران نباشد از زمره انگشت شماران آنان است : حیدرخان، ارانی.
بیا این طور تصور کنیم که چه کسی حتا از آن ستارگان پرفروغ در نبود همۀ ستارگان دیگر و در نبود بزرگ ترین حامی انترناسیونایستی می توانست این چنین کشتی توفان زده ما را به پیش راند؛ جز او؟
هنگامی که در شکست، به قول مارکس اره برای تیشه کُری می خواند و، دیگر آن همه اندیشمند در کنار تو نیست و هرلحظه هم دوستان از راه برگشته سنگ پاره ای نثارت کنند، باید آدم قوی و قوی ترین آدم باشی که کمر به همت بازسازی حزبت ببندی و مهم تر از همه سعی کنی که دیده نشوی!
چند نفر را در زندگی می شناسی و می شناسیم که از این عظمت روحی برخوردار باشد؟ او نه در پی نشان دادن خود که در پی نشان دادن حزبش بود؛ او می خواست حزبش حرف بزند تا خودش. او می خواست که حزبش باردیگر جایگاه خود را بازیابد که چنین کرد! نازک دلی من است یا هرچه که تو فکر کنی، برای این انسان کهن سال سخت و درازمدت گریستم. نه از آن رو که این وارستگان نیازمند ستایش و درودگویی ما باشند؛ از آن رو که خود را در آینه او می بینم که: چه کرده ام و چه کرده ایم!
حزب تبلور همگی ماست و چه سخت است مردی یا به عبارت بهتر انسانی را از دست دهی که آینه بود و آبگون ( به تعبیر گنجوی) یعنی پشت و رو نداشت! هم دردیم و ماندن شما و همه مان را در سنگر اندیشه های انسانی و دوران ساز و در راه پرمخاطره اما بشکوه او خواستارم!
از طرف من به همه سوگوراران درگذشت او بگو که ما هم از زمره سوگواران اوییم! باشد که در نتیجه این همه عشق ( به تعبیر مهرگان: عشق جنون آمیز) مردم ما (همان عشق جنون آمیز او) از سیطره سرمایه رهایی یابند! باید هشیار بود و نگذاشت کسانی که منتظر خاموشی او بودند و مترصد آن که با خاموشی او یورش همه جانبه ای را به ما یا به عبارت بهتر به سمت حزب ما سازمان دهند، ناکام بگذاریم.
مهرداد ۱ فروردین ۱۴۰۰

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا