یادمان و رویدادها

برای رفیق علی خاوری، جاودان اسطوره حماسه و مقاومت

رحمان:

تندیس تو را کدامین دستان آرزومند

می تراشند،

و درکجا؟

کدامین قلبهایِ تپندهِ عاشق

بر پا خواهند کرد!

این میادین صبورند

تو را در آغوش خواهند گرفت

این خیابان سحرگاهان،

نگاهِ پر مهر،

و صدای گامهای تو را

به یاد می آورد از سالهای دور،

 

به انتظار تو نشستن،

سخت و جانکاه بود

آنگاه که بی صبرانه،

با تبسمی بر لب رفتی…

 

تلاش کردم صبور باشم

از درخت آموختم

و از خاک،

و باران که بی دریغ

بر زمین خشک و تشنه می بارید

بر این خاک مقدس،

 

قدمگاه تو

مُتبرک باد .

جانت آینه سحر است

نور می بارد بر شب

 

نگاه کن،

آخر تو چه کردی؟

با این همه جانهای زخمی

با سروهای سرافراشته

محبوس در حصارها،

این دردِ جانکاه که سر برآورده

چنگ می زند

بر جانهایِ شیفتهِ هزاران

شقایقِ عاشق

 

بسیاری از یاران،

پیش از تو رفتند وُ می خواندند،

نغمه هایی که از لبان تو می تراود

و اکنون آنان که بر درگاه شب

ایستاده اند وُ

دلتنگ می خوانند،

سلام ما را برسان،

به چشمانِ بیدار دریا،

به ترنمِ همیشه جنگل

سلام ما را برسان به باغ گل سرخ.

رحمان- ا    ۶ / ۱ / ۱۴۰۰

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا