فرهنگی

چگونه می‎شود یک کسی خود را رهبر بداند اما از حوادث روزگار خود آگاه نباشد؟

اگر صاحبان جراید و روزنامه نگاران در جایی که فشارهایی بر برخی روزنامه ها وارد می‎شود اتفاق و همبستگی داشته باشند و به طور هماهنگ آنچه را که حق می‎دانند بیان کنند، هیچ دستگاهی توان برخورد یکجا با انبوهی از جراید را ندارد. این گونه نباشد که اگر با مدیر مسئول یا روزنامه نگار یا خبرنگاری برخورد نامناسب شد بقیه ترسیده و صحنه را ترک…

بخشی از بیانات آیت الله منتظری در دیدار انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ایران

در برخی کشورها چون کشور ما که رسانه های مهم چون رادیو و تلویزیون در انحصار حاکمیت است می‎بایستی جراید به عنوان رسانه هایی مستقل از حاکمیت، در راه احقاق حقوق مردم و نشر حقایق و انتقادهای سازنده همراه با تحلیل هایی منطقی و روشنگرانه بکوشند؛ و این انتظار نابجایی است که دولت و حکومت بخواهند با در دست داشتن رادیو و تلویزیون، جراید هم فقط آنچه را آنان می‎خواهند و مورد پسند آنهاست منعکس کرده و آنچه را آنان می‎خواهند تکرار و به جامعه دیکته کنند.

مع الاسف امروزه روشهای اتخاذ شده در زندانی کردن نخبگان جامعه و محاکمات آنان به گونه ای است که جامعه را فلج کرده و فاصله بین نخبگان و حاکمیت را نیز عمیق کرده است.
این گونه برخوردها بخصوص با صاحبان و دست اندرکاران جراید، گذشته از این که رشد جامعه را از نظر فرهنگی مختل خواهد نمود، چون به نام دین و اسلام و حفظ ارزشها صورت می‎گیرد بازتاب ناخوشایندی در دنیا و مردم خودمان بخصوص نسل جوان خواهد داشت و موجب بدبینی آنان به اسلام و دین خواهد شد.

برخوردهای یکسویه و فشارها نباید موجب ترس و دلهره صاحبان جراید شده و آنان خودسانسوری را پیشه کنند.
در حفظ منافع ملی و احقاق حقوق ملت نباید از کسی یا چیزی ترسید.
به نظر من اگر صاحبان جراید و روزنامه نگاران در جایی که فشارهایی بر برخی روزنامه ها وارد می‎شود اتفاق و همبستگی داشته باشند و به طور هماهنگ آنچه را که حق می‎دانند بیان کنند، هیچ دستگاهی توان برخورد یکجا با انبوهی از جراید را ندارد.
این گونه نباشد که اگر با مدیر مسئول یا روزنامه نگار یا خبرنگاری برخورد نامناسب شد بقیه ترسیده و صحنه را ترک کنند.

مطالعه و بررسی روزنامه ها و پیگیری اخبار از ضروریات است مخصوصا برای علما و مراجع، ولی برخی از آقایان حتی کمترین فرصت خود را به مطالعه روزنامه ها و استفاده از رادیو و تلویزیون و مطلع شدن از اخبار و جریانات روز اختصاص نمی دهند.
چگونه می‎شود یک کسی مرجع تقلید باشد اما از حوادث روزگار خود آگاه نباشد؟
در این زمان که مردم سیاسی شده اند و با مسائل سیاسی و اجتماعی سر و کار دارند، نمی توان گفت من فقط به چند کتاب علمی بسنده کرده و مرجعی هستم که در امور سیاسی، اقتصادی، جزایی و جهات دیگر دخالت نخواهم کرد.

حاکمیت جو اختناق و خفقان در جامعه بر خلاف مسیر طبیعت است و در فلسفه گفته شده: “القسر لا یدوم” یعنی حرکت بر خلاف طبیعت دوام ندارد.
آنچه می‎ماند بی آبرویی برای خودمان در داخل و خارج است، و ایجاد چنین وضعیتی به ضرر و زیان حتی صاحبان قدرتی خواهد بود که این جو را ایجاد می‎کنند، حال آن که آنان باید از ارزشی چون انتقاد سازنده استقبال کرده و در حکومت‌داری هیچ گاه از آن غافل نباشند؛ گویا ما خود را در جهان پانصد سال پیش می‎پنداریم و توجه نداریم که در شرایط جهان امروز کوچکترین مسائل کشور – بخواهیم یا نخواهیم – در دنیا منعکس می‎شود.

اگر رضایت اکثریت مردم نباشد حکومت هر چقدر هم از جهات نظامی و اقتصادی قوی باشد دوام نخواهد آورد.
دیدگاه‌ها جلد دوم صفحه ۹۳

اقتباس از سایت کلمه

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

 

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا