یادمان و رویدادها

به انگیزه‌ی سال‌گردِ درگذشتِ پروینِ اعتصامی فرزندِ انقلابِ مشروطه

حدیثِ روشنِ ظلمِ شما و ذلتِ ما

حقیقت است، چه را صحبتِ از مجاز کنیم؟

پروین نشان داد که تعلیم و تربیت می‌تواند ساختارهای آلوده به تعصب‌ها را در هم بشکند و بر خلاف چارچوب‌های معمول یک جامعه جنسیت زده، رشد کرد و بالنده شد، فرهیختگی پیشه و در عین حال، مستقل و مردمی ماند…

ای مُرغک خُرد ، ز آشیانه
پرواز کن و پریدن آموز
تا کی حرکات کودکانه؟
در باغ و چمن چمیدن آموز
رام تو نمی شود زمانه
رام از چه شدی ؟ رمیدن آموز
مندیش که دام هست یا نه
بر مردم چشم ، دیدن آموز
شو روز به فکر آب و دانه
هنگام شب آرمیدن آموز
(شعر شاعر در دوازده سالگی)

تاریخ مذکر ما سرشار از در حاشیه ماندگی و محرومیت‌های زن ایرانی است، ساختار مردسالاری که در قالب‌های کلیشه‌ای، روح و جسم زنان را در حصار خانه در بند کشیده و او را از آموختن و دانایی محروم می‌نمود، جز معدود زنانی که یا آنقدر قدرتمند بودند و یا آنانی که شانس این را داشتند که در کنار فرهیخته ای که نگاه جنسیت زده نداشته و نجات ایران را در آگاهی و کسب دانش اجتماعی و فرهنگی می دانسته است، رشد کنند و روحشان صیقلی گردد و پروین یکی از هم آنانی است که امکان بالیدن و آموختن را داشته است و اگرچه نمی توان ذوق و قریحه هنرمندانه و طنازانه او را نادیده گرفت. یوسف اعتصام الملک که خود بر زبان عربی و فرانسه تسلط کامل داشت و ۱۷ جلد کتاب را در زمینه‌های مختلف فرهنگی ترجمه نموده است و شاخص‌ترین و پر چالش‌ترین کتابش تربیت نسوان بود، نمایانگر مرد و پدری است که در تلاش بوده بر خلاف ساختار سخت و متصلب آن دوران، فرزند خود را با ادب و فرهنگ ایرانی آشنا کند و از او زنی مستقل و بالنده بسازد. او که در ۱۳۰۳ از مدرسه امریکایی دختران فارغ التحصیل گردید در سخنان خود در متنی تحت عنوان زن و تاریخ، راه نجات ایران را تعلیم و تربیت می داند و می گوید: “داروی بیماری مزمن شرق منحصر به تعلیم و تربیت است، تربیت و تعلیم حقیقی که شامل زن و مرد باشد و تمام طبقات را از خوان گسترده مستفیض نماید…پیداست برای مرمت خرابی‌‌های گذشته، اصلاح معایب حالیه و تمهید سعادت آینده، مشکلاتی در پیش است. ایرانی باید ضعف و ملالت را از خود دور کرده، تند و چالاک این پرتگاه را عبور کند”.
پروین بزرگ زاده، می توانست خود را از دنیای مردمان رنج کشیده ایران زمین جدا کند، اما او حقیقت جو بود، با درد‌های مردم آشنا، ظلم و بی‌سوادی و جهل را بر نمی‌تافت، این زن آزاده به واسطه شرایط اسف‌بار مردم، به دنبال زنده کردن امید، فضیلت‌های اخلاقی و سختکوشی بود و ظلم ظالمان را و رنج محنت کشیده‌ها را با قلم توانای خود و با طبع زنانه اش می‌آمیخت و اشعاری چون نسیم معطر بهاری می‌سرود:
گفت چنین ، کای پدر نیک رای صاعقه ی ما ستم اغنیاست
پیشه آنان ، همه آرام و خواب قسمت ما ، درد و غم و ابتلاست
ما فقرا ، از همه بیگانه ایم
مرد غنی ، با همه کس آشناست
پروین نشان داد که تعلیم و تربیت می‌تواند ساختارهای آلوده به تعصب‌ها را در هم بشکند و بر خلاف چارچوب‌های معمول یک جامعه جنسیت زده، رشد کرد و بالنده شد، فرهیختگی پیشه و در عین حال، مستقل و مردمی ماند.
بیدا میرحسینی/ کانال تلگرامی انجمن جامعه شناسی ایران

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا