دیدگاه‌ها

تظاهرات ۱۵ فروردین و حاشیه ها

ناصر آقاجری: تظاهرات ۱۵ فروردین همراه با شعار های جدیدی بود که بیان گرخشم و نفرت بازنشسته های کارگری ازتداوم قانون زدایی حاکمیت بود. در کنار شعار های همیشگی: تا حق خود نگیریم از پای نمی نشینیم، فقط کف خیابان به دست میاد حق مان، این همه بی عدالتی هرگز ندیده ملتی و… ولی شعاری که باعث می شد بازنشسته ها آن را با دست زدن همراهی کنند:

بی عدالتی دیدیم، دیگه رای نمی دیم. از بس دروغ شنیدیم، دیگه رای نمی دیدم. مرگ بر دروغ گو

برغم اعلام تلویزیون در ساعت ۱۸ و ۳۰ دقیقه در روز ۱۴ فروردین درمورد اراده ی دولت در اجرای همسان سازی و رفع تبعیض از کارگران بازنشسته وبه رغم دستگیری بازنشسته ی ارجمندی که شعار های اجتماعات را مطرح می کردند و نظمی به تظاهرات می دادند. تظاهرات در مقابل تامین اجتماعی در تهران برگزار شد. برخلاف نظر بی بی سی که در گزارش خبری ش اعلام کرده بود:

خواسته اصلی باز نشستگان کارگری تنهاهمسان سازی حقوق و رفع تبعیض طبق ماده ی ۹۶ تامین اجتماعی است.

درون مایه تطاهرات در دورانی که حاکمیت برغم فاجعه بحران های اجتماعی چشمان کورش و گوش های کرش را بسته است و هم چنان بر روند ویران گر تعدیل ساختاری و خصوصی سازی ادامه می دهد و توانایی درک این واقعیت را ندارد و یا شاید، مشاوران متعدد نولیبرال ولیبرال هایش اجازه نمی دهند به این درک برسد که سرمایه داری خواه نا خواه جامعه را به سوی بحران اقتصادی – اجتماعی می کشاند زیرا بحران های دوره ای جزو سرشت این مناسبات است و به خصوص مناسبات نولیبرالی که امام زاده ی جدید حاکمیت شده است، ایران و بزرگترین اقتصاد های امپریالیستی را با بحران های ناگزیرش به چالشی بزرگ گرفته است و همه گیری ویروس “کرونا” بحران زایی این روند اقتصادی نهاد های امپریالیستی را به روشنی آشکار کرده است که بیشترین تلفات انسانی در بزرگ ترین کشور های امپریالیستی به زحمتکشان وارد کرده است. مناسباتی که با تداوم آن ایران را به ویرانه ای بدتر از سوریه بدل خواهد کرد، با این تفاوت که دست اندرکاران امروز دیگرنمی توانند مانند “اسد” با کمک ایران و روسیه هم چنان بر حاکمیت دیکتاتوری سلسه “اسد” تداوم ببخشند. بر اساس این واقعیت: زمانی که کارگران نسل پس ازانقلاب، در شرایطی که دولت با قانون زدایی هم چنان بر طبل تعدیل ساختاری و قانون زدایی می کوبد بازنشستگان کارگری با تقاضای اجرای ” قانون” در واقع تعدیل ساختاری و خصوصی سازی را که بر اساس قانون زدایی تداوم دارد، به چالش گرفته اند. برخی تنها به دلیل تصور و توهم جدایی مبارزه صنفی از سیاسی آن را به زبان نمی آورند. خواسته ی “اجرای قانون” دارای سرشت نفی قانون زدایی تعدیل ساختاری حاکمیت است. در هر صورت تظاهرات ۱۵ فروردین همراه با شعار های جدیدی بود که بیان گرخشم و نفرت بازنشسته های کارگری ازتداوم قانون زدایی حاکمیت بود. در کنار شعار های همیشگی:

تا حق خود نگیریم از پای نمی نشینیم، فقط کف خیابان به دست میاد حق مان، این همه بی عدالتی هرگز ندیده ملتی، خواسته بازنشسته حقوق طبق تورم و… شعار های جدیدی مطرح شد که گویای شدت گرفتن خشم و نفرتی است که حاکمیت با ادامه تعدیل ساختاری و قانون زدایی به آن دامن می زند. مانند:

حق طلبان زندانند، غارت گران آزادند، دولت ورشکسته، دشمن بازنشسته، همسان سازی کجا رفت، تو جیب زالوها رفت، کارگر زندانی آزاد باید گردد. ولی شعاری که باعث می شد بازنشسته ها آن را با دست زدن همراهی کنند اخطاری به حاکمیت بود:

بی عدالتی دیدیم، دیگه رای نمی دیم. از بس دروغ شنیدیم، دیگه رای نمی دیدم. مرگ بر دروغ گو.

در گرما گرم تظاهرات یک روحانی از تامین اجتماعی خارج شد که حیرت جمعیت را به دنبال داشت چند ثانیه ای سکوت بر قرار شد و سپس با هو کشیدن او را بدرقه کردند حرکتی که نفرت از مظهر حاکمیت را می رساند. حاکمیتی که بی اعتنا به مردم رنج کشیده ایران، راه نهادهای مالی امپریالیسم (صندوق بین المللی پول) را می پیماید و استقلال اقتصادی ایران را از میان برده است. در این میان چند نفری شعارهای انحرافی دادند از جمله خانمی که بر قابلمه کوچکی می کوبید و شعاری بر علیه تفاهم نامه با چین می خواست مطرح کند که جمعیت با او همراهی نکرد. یا، شعار هایی که می توانند آغاز گر شعار های تند تری در آینده باشند، مانند: مرگ بر دروغ گو و مرگ بر وزیر بی کفایت، که برخی مطرح کردند و ناشی از اندکی بی نظمی در طرح شعار ها بود. ولی شعار:

تهدید وزندان دیگه اثر ندارد. اراده بازنشستگان را در تداوم تظاهرات تا رسیدن و ایجاد یک حاکمیتی قانون مدار نشان می داد و پی گیری بدون تزلزل آن ها را. شعار دیگری که بیان گر آگاهی بازنشستگان کارگری از غارت شستا منابع مالی و صنایع کارگران و بازنشسته های کارگری به وسیله دولت روحانی و احمدی نژاد بود، مطرح شد. مطالبه شستا همراه با راهپیمایی کوتاهی از جلوی تامین اجتماعی تا جلوی وزارت کارصورت گرفت که پلیس اجازه ایستادن مقابل وزارت کار را ندادند. خانم ها آغاز گر تظاهرات و شعارها جلوی تامین اجتماعی شدند. در میان جمعیت افرادی بودند که  سن و سال شان نشان می داد نمی توانند بازنشسته باشند ولی برای همراهی با بازنشستگان با آن ها با صدای بلند همراهی می کردند، که با توجه وجود لباس شخصی ها در میان جمعیت وجود این افراد حرکتی اسثتنایی نسبت به تلاش حاکمیت در ایجاد رعب و وحشت برای برگزاری نشدن تظاهرات، بود. آخرین شعار، برگزاری تظاهرات هر یک شنبه مقابل تامین اجتماعی بود تا رسیدن به حق مان، نفی قانون زدایی (تعدیل ساختاری و خصوصی سازی) و عدالت اجتماعی.

ناصر آقاجری

۱۶ فروردین ماه ۱۴۰۰

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا