چرخاندیدگاه‌ها

بحران سرمایه داری و ارتباط آن با دورانی که از سال ۱۸۷۱ آغاز شد

نوشته: مانفرد زوهن-برگردان: واحد مشیر: آنچه در حال حاضر تجربه می کنیم فراتر از یک بحران کاملاً عادی تولید بیش از حد دوره ای است. همچنین چیزی فراتر از یک بحران ناشی از ویروس است که بدون آن وجود نخواهد داشت. بلکه بخشی از تجلی بحران عمومی شیوه تولید مبتنی بر اقتصاد مبادله ای و مالکیت خصوصی ابزار تولید است که توسط ویروسی تشدید شده و همزمان با بحران تولید مازاد است که مدتهاست از زمان آن گذشته است.

این یکی از بیانیه های پیش پا افتاده ای است که تمام اردوگاه های سیاسی در اروپای غربی و آمریکای شمالی را متحد می کند که در حال حاضر در یک بحران قرار داریم. افراد مطابق سنت بنا شده توسط کارل مارکس و فردریش انگلس در هنگام تجزیه و تحلیل شرایط بحرانی، در معرض دو اشتباه ممکن قرار می گیرند.

یکی از اشتباهات به نوعی از نتایج بزرگ تحقیق مارکس و انگلس است، یعنی تحلیل دقیق آنها از بحران های تولید مازاد به عنوان شکل حرکت قوام اجتماعی سرمایه داری. با این حال حتی پیشین تر از مارکس و انگلس این واقعیت را نفی نمی کردند افرادی که از چکش استفاده می کنند، می دانند همه مشکلات به عنوان یک میخ به نظر می رسد. ولادیمیر ایلیچ لنین یکی از دانش آموختگان مهم مارکس و انگلس، در اجرای یافته های آنها بسیار موفق بود زیرا از این اشتباه که فقط بحران های ناشی ازتولید بیش از حد را در همه بحران های زمان خود می دید، اجتناب کرد. در عوض، وی از ورود دوره امپریالیسم به روند توسعه سرمایه داری، نتیجه گرفت که سرمایه داری به یک بحران عمومی تبدیل شده است که فراتر از بحران های تولید بیش از حد است که منشأ آن بود. با توجه به توانایی لنین، باید این را درنظر بگیریم که بحران فعلی را تنها به عنوان یکی از چرخه های بحران که بارها و بارها سرمایه داری را آزار می دهد درک نکنیم و توصیف این سیستم اجتماعی را به عنوان چیزی که شکل گرفته توصیف کنیم. مانند آب و هوا یا تغییر مداوم بهار، تابستان و پاییز و زمستان.

اشتباه دیگری که حتی افراد مجرب مارکسیست نیز از آن در امان نیستند، به اصطلاح از سمت راست وارد می شود. از آنجا که هر یک از بحران های دوره ای با ویژگی های خاص خود مشخص می شوند، یکی از ویژگی های اصلی روایت بحران بورژوازی – چه آکادمیک و چه روزنامه نگاری تند و تیز – این است که این مشخصات خاصی را اصل موضوع قرار می دهند. در این منطق، بحران فعلی هیچ ارتباطی با بحران تولید مازاد سرمایه داری که قبلاً در پاییز ۲۰۱۹ ظهور کرد، ندارد، بلکه خیلی ساده، “بحران کرونا”ست. کسانی که با محدودیتی در برابر یک عنصر خاص بحران، تحلیلی را ارائه می دهند، هنگامی که با نتایج کاملا متفاوت مدیریت بحران در کشورهای تحت کنترل احزاب کمونیستی مانند چین، ویتنام و کوبا روبرو می شوند، لکنت زبان می گیرند.

نه یک بحران عادی

آنچه در حال حاضر تجربه می کنیم فراتر از یک بحران کاملاً عادی تولید بیش از حد دوره ای است. همچنین چیزی فراتر از یک بحران ناشی از ویروس است که بدون آن وجود نخواهد داشت. بلکه بخشی از تجلی بحران عمومی شیوه تولید مبتنی بر اقتصاد مبادله ای و مالکیت خصوصی ابزار تولید است که توسط ویروسی تشدید شده و همزمان با بحران تولید مازاد است که مدتهاست از زمان آن گذشته است.

در جریان ویرانی کتاب‌های جمهوری دموکراتیک آلمان در سال ۱۹۸۹/۹۰، آثار مورخ اقتصادی آن، هانس موتک نیز در زیر بولدوزرهای زباله دان ها قرار گرفت. آنها می توانستند جایگاه بهتری در ذهن اقتصاددانان امروزی پیدا کنند. پیشتر در عنوان کتاب وی “بحران ها و توسعه سرمایه داری” که در سال ۱۹۸۲ در آلمان دموکراتیک منتشر شد، مشخص می شود که بحران ها فقط تکرار مداوم فرآیندهای مشابه یا مشابه نیستند، بلکه دارای تحول درونی هستند. اثبات این پیشرفت (درونی تا حدی) که امکان ادامه کار به روش سرمایه داری وجود ندارد – یعنی از طریق مبادله محصولاتی که بر اساس مالکیت خصوصی ابزار تولید به قصد سودآوری به وجود می آیند – یکی از این موارد است؛ از دستاوردهای بزرگ تاریخی مارکس و انگلس و علم مارکسیست. و ما هم در مرحله ای زندگی می کنیم که بینش نظری آنها به واقعیت عملی تبدیل می شود. این بحران عمومی از بین نخواهد رفت حتی اگر همه اروپای غربی و آمریکای شمالی واکسینه شوند. این سر خود را دوباره بلند خواهد کرد – چه به عنوان یک تهدید در حال رشد جنگ، به عنوان مظهر عواقب بعدی از هم گسیختگی بنیادهای طبیعی زندگی، به عنوان یک نتیجه از عمیق تر شدن تقسیم اجتماعی در تمام کشورهای اصلی سرمایه داری در به اصطلاح سال های کرونائی یا در نتیجه فرسایش مداوم روبنای سیاسی، و حداکثر کمتر قادر به جبران ارتعاشات ثابت پایه های آن در چشم انداز قرار می گیرد.

انفجارهای شتابنده چرخشی بحران در سرمایه داری، موتورهای داخلی هستند که به طور کلی تصویر آینه مانند داخلی شیوه تولید سرمایه داری اند. هنگامی که مارکس شروع به کار بر روی جلد سوم “سرمایه” نمود، که بعدها توسط انگلس منتشر شد، در جلد سوم در بخش “قانون تمایل به نرخ سود برای سقوط” و در فصل ۱۵ این بخش “گسترش تناقضات داخلی قانون”، وی به درستی می نویسد: “نرخ سود نیروی محرکه تولید سرمایه داری، و تنها در حد و اندازه ای که می تواند با سود تولید شود تولید می گردد. “(آثار منتخب مارکس/انگلس، ج ۲۵، ص ۲۶۹)

به این ترتیب و با وجود اصل سنگین رقابت، سرمایه دار مجبور می شود با جایگزینی افراد با ماشین، بهره وری سرمایه ای را که به کار می گیرد افزایش دهد و همزمان قیمت واحد را کاهش می‌دهد و تا آنجا که ممکن است تولید را گسترش دهد. بحران های تولید بیش از حد چرخه ای، شورش های مکرری در برابر تضاد اساسی غیرقابل بازگشت شیوه تولید سرمایه داری هستند. زیرا تنها منبع تولیدT ارزش اضافی بهره برداری از نیروی انسانی است، اما این امر بخاطر بهره وری از تولید خارج می‌شود و نرخ سود کاهش می یابد. بتدریج بحران پس از بحران، افزایش بهره وری پس از افزایش بهره وری، تلنگر این سیستم به نقطه ای نزدیک می شود که مارکس در کتاب خود با عنوان “رئوس مطالب برای نقد اقتصاد سیاسی” چنین توصیف می کند: روند تولید مبتنی بر ارزش مبادله ای فرو می‌ریزد و فرایند تولید مستقیم مواد به خودی خود شکل ضرورت و تناقض پیدا میکند. “(Grundrisse ، ص ۵۹۳)

این البته به خودی خود سقوط نمی کند، بلکه تنها از طریق عمل سیاسی اراده افرادی است که پایان این بحران را سازمان می‌دهند (از نظر تاریخی هر زمان که رنج و عذاب انسانی در اوج بحران عظیم تر و غیر قابل تحمل شود مانند آتشفشان فوران می کند).

بواقع برای هر فرد روی زمین، مسئله جدا شدن از این گرایش به کاهش نرخ سود و ایجاد یک نظم اقتصادی است که خود را بازتاب حداکثر سود نمی دانند.

درس هائی از کمون پاریس

در ۳۰ سال گذشته، رسانه ها با سمتگیری از سرمایه داری به سوسیالیسم، مجبور به سرگیجه کسانی می شوند که پس از ۱۹۸۹ جمهوری دموکراتیک آلمان را همچنان به عنوان بهترین آلمان می‌نامیدند و آنانی که به وفاداری خود در این زمینه ادامه می‌دادند را مسخره می کردند. با توجه به پویایی در حال توسعه بحران، ما باید با افتخار پرچمی را که با این جمله در خاک لگدمال شده است برافراشته کنیم. ۱۵۰ سال پیش، این ریشخند تمسخرآمیز نیز به قهرمانان و قهرمانان مرده کمون پاریس منتقل می شد که تصور می کردند نظم قدیمی را با نظمی کاملاً جدید جایگزین می کنند. عناصری که اجازه ممانعت به خود را ندادند و پس از چهار دهه، دوباره پرچم سوسیالیسم کمون را در پترزبورگ بلند کردند. ما می دانیم که از آن روزهای پاریس با تصاحب دستگاه قدیمی دولت، هدف آن دقیقاً سازماندهی و تضمین بهره برداری بود، صرف نظر از اینکه به نظر سیاه، سبز یا حتی قرمز رنگ شده بودند. می بایستی خرد شود و با قدرت جدیدی جایگزین گردد. این تحقق مارس و آوریل ۱۸۷۱ بود. یک ماه بعد، پس از قصابی در ماه مه ۱۸۷۱، روشن شد: سوسیالیسم در یک حمله بوجود نخواهد آمد و از یک مکان هم مانند محافل متحدالمرکز شروع نخواهد شد که بقیه جهان به تسخیر آن در آید. سوسیالیسم موضوعی از چندین رویکرد است. نخستین بار در آن زمان در پاریس با شهری ۱.۸ میلیون نفری آغاز شد، دومین بار در سال ۱۹۱۷ در کشوری با ۱۸۰ میلیون نفر جمعیت.

تشکر از چین، ویتنام و کوبا

شکست اروپا از تلاش دوم (منظور شکست دولت های سوسیالیستی)، به همان اندازه در مورد ویژگی دوران ما نسبت به دوران کمون پاریس است. در اصل، این تلاش به دلیل ناتوانی طبقه کارگر حاکم، بینش لنین در مورد طرح سیاست اقتصادی جدید (NEP) (تجزیه شده در سطح ملی) یا به گفته والتر اولبریخت در مورد ضرورت یک سیستم اقتصادی جدید مبتنی بر تسلط برای یادگیری مالکیت اجتماعی بود. ادامه حیات ویژگی دوران ما علی رغم ضدانقلاب، اکنون به خاطر آن رفقایی است که در چین، ویتنام، کوبا و جاهای دیگر از آن تجربه ها آموخته اند. آنان از شکستی که تهدیدش در سال ۱۹۸۹ بود، جلوگیری کرده و در برابرش ایستادگی داشتند و درهای خود را برای بازپس گیری ابتکار تاریخی باز نگه داشتند. تعداد افراد در نقاطی از جهان با گرایش سوسیالیستی، دیگر ۱.۸ میلیون نفر در سال ۱۸۷۱ یا ۱۸۰ میلیون نفر در سال ۱۹۱۷ نیست، بلکه بیش از ۱.۵ میلیارد نفر است. اینکه آیا این مطابق با سلیقه اروپائی ما سوسیالیسم است، از نظر تاریخی ساده لوحانه است به پذیریم، اما رویکرد سوسیالیستی آنان به همان اندازه دارای نقص، در عین حال با شکوه و آینده نگرانه کمون پاریس یا اکتبر سرخ است.

ما از ۱۵۰ سال گذشته آموخته ایم: مردم برای یافتن مسیر خود به زمان و چرخش های اشتباه آمیز نیاز دارند. اینکه جمهوری فدرال آلمان سعی به جلوگیری از سوسیالیسم می کند، به نظر می رسد که در سال ۱۹۸۹ تمام شده باشد و برای همیشه ابطال شود. تنها منحنی آن بزرگتر می شود و راه آن سنگلاخ تر است. همانطور که در سال ۱۹۶۵ هیچ کس به طور جدی نمی توانست پیش بینی کند که چگونه مسیر سوسیالیستی جمهوری دموکراتیک آلمان ادامه خواهد یافت، در نهایت هم در مورد چین هیچ کس نمی تواند با توجه به مسیر جمهوری خلق، این امر را به طور جدی پیش بینی کند. یک چیز واضح است: اذعان دارد درس هایی را از شکست بزرگ اروپا در سال ۱۹۸۹ گرفته است که حفظ گرایش سوسیالیستی را ممکن می سازد.

زمان زیادی است که در بحران نهایی سرمایه داری قرار داریم – خواه کسانی که امروز زندگی می کنند از آن آگاه هستند یا نه. پس از شکست های ۱۸۷۱ و ۱۹۸۹، تصور اینکه “شفق سرخ” فقط منتظر است تا ما دوباره توپ را شلیک کنیم، یک اشتباه تاریخی توسط کمونیست های اروپای غربی خواهد بود.

اما چه اتفاقی می افتد اگر تعداد بیشتری از مردم این کشورها دچار یأس و ناامیدی شوند، وقتی این داستان ویروس کرونا مقصر تمام خواسته های غیرمعقول بحران و دیگر اعمال نشود؟ احتمالاً در آلمان این امر با محاکمه و تحویل قطعه قطعه قدرت دولت به “سبزها”، خرده بورژواها، و روشنفکران همزمان می شود! آنها با ترکیبی از موضوعات جایگزین (سبزیجات به جای گوشت، اتومبیل های الکترونیکی به جای مشعل، ستاره به جای سرمایه) و نفرت از هر آنچه از مسکو، پکن یا هاوانا می آید، سعی می کنند یک لباس مبدل برای این سیستم ایجاد کنند. لغزش بیشتر! از آنجا که آنها می خواهند سرمایه داری را دست نخورده نگاه دارند، در بهترین حالت شتاب دهنده های منحط و در بدترین حالت شتاب دهنده های آتش خواهند بود.

جایگاه تاریخی ما در درجه اول این خواهد بود که آنچه را که از نظر انسانی در طوفان های نزدیک دنیا ممکن است، انجام دهیم، به طوری که آن دسته از مردمی که از سال ۱۹۸۹ پرچم سرخ را حمل کرده اند، بتوانند در آینده بدون از بین رفتن در زیر تگرگ موشک، به این کار ادامه دهند. مردم این فرصت را دارند که به جای اینکه بار دیگر متحد مصیبت شوند، مانند جنگ سرد و گرم قرن گذشته، به سمت پیروز تاریخ راهنما شوند، تنها در صورتی که جرات کنیم تلاش جدید سود سرمایه داری و جامعه داد و ستد کالا را واژگون نمائیم. اگر این دیدگاه، طرفداران بیشتری به دست آورد، ما شایسته اعمال زنان و مردان پاریس، پترزبورگ یا حتی بنیانگذاران جوانان آزاد آلمان خواهیم بود.

منبع: هفته نامه «عصرما»، ارگان حزب کمونیست آلمان

نوشته: manfred sohn

برگردان: واحد مشیر

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

 

 

 

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا