اخبار

دیوار خشم مردم در حال چیده شدن است

روزنامهٔ همدلی چاپ تهران در مورد وضعیت انفجاری جامعه نوشت: دیوار خشم آجر به آجر در حال چیده شدن است. عدم بهبود وضعیت و ادامه‌دار بودن (وضعیت) آتش خشم مردم را اضافه می‌کند، هم‌چنین برخوردهای قهری با مال باختگان مانند تجمع‌های اعتراضی اخیر بر تنور این خشم می‌دمد…..

این منبع با نگرانی نوشت: وقتی سازوکارهای قانونی موجود نمی‌توانند به مطالبه‌گری (اجتماعی) پاســخ دهند، مجدد آجری بر روی دیوار خشم گذاشته می‌شود، این همان جامعه غوطه‌ور در خشم و خشونت است.

نه از تاک نشانی باقی می‌ماند نه از تاکنشان!

روزنامه شرق به نقل از علیرضا بهشتی نزدیک به اصلاح طلبان نوشته: این وضعیت خطرناکی است و باید بدون مجامله برای آن چاره‌ای اندیشید؛ وگرنه ممکن است راه‌ حل در جاهایی دیگر جست‌وجو شود، جاهایی که ممکن است از ناکجاآباد سر در بیاورد.

روزنامه اعتماد هم به نقل از یک جامعه شناس نوشته است: چگونه می‌توان این فهم و ادراک را در ساختار سیاسی کشور ایجاد کرد که در صورت برطرف نکردن نارضایتی‌ها و معایب ساختاری/رفتاری درون حاکمیت این امکان وجود دارد که نه از تاک نشانی باقی بماند و نه از تاک‌نشان.

بیاییم تا دیر نشده! صدای مردم را بشنویم

ابراهیم متینیان، عضو مجلس ولایت از رامهرمز و رامشیر گفته: بیاییم از بازی های سیاسی دست بکشیم، تحریم‌ها بی‌تاثیر نبوده اما تبر تیز سوء‌ مدیریتها و بی‌ تدبیریها مؤثرتر از تیشه کُند تحریم‌های دشمن بر پیکره مردم و اقتصاد کشور می‌کوبد. بیاییم تا دیر نشده صدای مردم را بشنویم .

وی گفت: سهم مردم مظلوم رامهرمز و رامشیر از نفت، فقط دود و آلودگی هوا و بیماری های حاصل از این آلودگی ها است. بیکاری و سردرگمی جوانان ما از معضلات اساسی امروز جامعه است در حوزه انتخابیه بنده نرخ بیکاری به قدری زیاد است که بیان آن شرم‌آور است.

مهرداد ویس کرمی عضو دیگر مجلس ولایت نیز به دروغ گفتن به مردم و تنفر و بی‌اعتمادی مردم به حکومت اعتراف کرد و گفت: «از بس متأسفانه دروغ گفتیم مردم اعتماد به حرف های مسئول ما ندارند.»

روند مبارزه و تجربه‌های پُرفرازونشیب دهه‌های اخیر افکار عمومی را به این درک مشترک رسانده‌است که رژیم ولایت‌فقیه اصلاح‌ناپذیر است  سران “نظام”- و در رأس آنان خامنه‌ای و روحانی- به‌همراه کارگزاران ارشد درون دستگاه‌های این “نظام” در پیشگیری، مدیریت، و حتی تخفیف بحران‌ها، بحران‌های گسترده و چندوجهی‌ای که فراروی کشورمان قرار دارند، عاجز مانده‌اند. برای نمونه، به بحران ادامه فاجعهٔ واگیری ویروس کووید۱۹ می‌توان اشاره کرد، واگیری‌ای که شوربختانه دورنمای فروکش کردن آن در کشورمان فعلاً به‌چشم نمی‌خورد.
اکثر مردم می‌دانند که رأس حاکمیت مطلق ولایت فقیه و ساختارهای حکومتی‌اش، از‌ مجلسی بی‌خاصیت، رئیس‌جمهوری مطیع اوامر ولی مانند حسن روحانی، قوه قضاییه‌ای جبار و فاسد گرفته تا شورای نگهبانی که عامل گزینش کارگزار برای دیکتاتوری است، همگی، لازم و ملزوم یکدیگرند و درغایت امر از منافع مادی و قدرت لایه‌های بالایی بورژوازی حفاظت می‌کنند. بهره‌مند شدن از ثروت‌های نجومی با بهره‌گیری از عطیهٔ رانت‌های سیاسی و اقتصادی عاملی بنیادی و تعیین‌کننده برای برقراری تعادل نسبی بین جناح‌های قدرت در درون “نظام” و برگرد حاکمیت مطلق ولایت فقیه بوده است. این، واقعیت تغییرناپذیر سرشت و عملکرد رژیم حاکم بر کشور ما است. هر ناظر منصفی در ایران که با نگاهی حتا گذرا به وضعیت موجود بنگرد درمی‌یابد فوج رو به‌فزونی‌ای از طبقه‌ها و لایه‌های گونه‌گون مردم گسترش فقر و نابرابری برآمده از سرشت و عملکرد حکومت را هرروزه با پوست‌وگوشت‌واستخوان‌شان لمس می‌کنند. خشم توده‌ها و اعتراض‌شان آتش زیر خاکستری است که هرروز دامنهٔ بیشتری پیدا می‌کند و این را سران رژیم ولایت فقیه نیز می‌دانند. اما سران رژیم به‌رغم دانستن این واقعیت درتلاش‌اند تا “تداوم نظام” یا معادل آن که حفظ رانت‌های سیاسی و منافع کلان اقتصادی است را از راه مهار جنبش اجتماعی و سرکوب خواست‌ مردم برای تغییرهای بنیادی، چاره‌جویی کنند.
با موشکافی مشکلات کنونی و بحران‌های فراروی کشور و یادگیری از تجربیات گذشته می‌توان راه حل ارائه داد.

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا