بین‌المللی

نتانیاهو در نیویورک، شریعتمداری در تهران : وحشت از صلح!

در شرایطی که موضعگیری نیروهای مختلف در قبال مذاکره با آمریکا و واکنش های گسترده در این رابطه و سیر حوادثی که اتفاق افتاد. حسین شریعتمداری ;گریه‌های خنده‌دار!( یادداشت روز )خود را به این موضوع اختصاص داده است در کنار موضعگیری ایشان هشدار نتانیاهو در مورد نرمش غرب در مقابل ایران سیاست اسرائیل را بیان می کند که هر دو این موضعگیر ها قابل تامل است .آنچه در زیر می خوانید وحشت ازصلح را نشان می دهد …

هشدار نتانیاهو در مورد نرمش غرب در مقابل ایران
بنیامین نتانیاهو گفت که تصمیم‌گیرنده اصلی در ایران رهبر این کشور است و روسای جمهور به او خدمت می کنند
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل بخش عمده سخنرانی خود را در نشست مجمع عمومی سازمان ملل به ایران و برنامه اتمی این کشور اختصاص داد و به کشورهای غربی هشدار داد که به ایران اعتماد نکنند و در مقابل دولت جدید ایران نرمش نشان ندهند.
آقای نتانیاهو امروز سه شنبه ۹ مهر (اول اکتبر) در نشست مجمع عمومی سازمان ملل ابتدا به دوستی تاریخی یهودیان و ایرانی ها اشاره کرد، اما بلافاصله گفت که از زمان انقلاب اسلامی در ایران، این کشور با یهودیان دشمنی کرده است. او بخش عمده سخنرانی خود را به موضوع برنامه اتمی ایران اختصاص داد.

او گفت که تصمیم‌گیرنده اصلی در ایران رهبر این کشور است و روسای جمهور به او خدمت می کنند.

نخست وزیر اسرائیل حسن روحانی، رئیس جمهور ایران را متهم کرد که در دوره ای که دبیر شورای امنیت ملی ایران بوده است، از حملاتی آگاهی داشته که به گفته او در سراسر جهان توسط ایران صورت گرفت و یهودیان و غربی ها را به کشتن داد.

آقای نتانیاهو حکومت ایران را به سرکوب و اعدام مخالفان خود و همچنین بر هم زدن آرامش سایر کشورها متهم کرد.

او گفت که نمی توان به گفته های مسالمت جویانه آقای روحانی و دولت او اعتماد کرد زیرا واقعیت چیز دیگری است.

نخست وزیر اسرائیل با اشاره به سخنان آقای روحانی که ایران «هرگز در پی ساخت سلاح اتمی نبوده است»، گفت که ایران دست کم دو بار پنهانی مشغول ساخت تأسیسات هسته ای بود که دستش رو شد و پرسید اگر هدف برنامه ایران صلح آمیز است، چرا پنهانکاری کرده است.

آقای نتانیاهو گفت که ایران باید دست از غنی سازی اورانیوم بردارد، ذخایر اورانیوم غنی شده خود را به خارج بفرستد، تأسیسات زیرزمینی خود را از میان ببرد و پروژه آب سنگین اراک را متوقف کند. تنها در این صورت می توان مطمئن بود که ایران هرگز به سلاح اتمی دست نخواهد یافت

او تلاش ایران برای ساخت موشک های دوربرد را نشانه دیگری دانست بر اینکه به گفته او ایران در حال تولید سلاح اتمی است.

آقای نتانیاهو گفت که سال گذشته در جریان سخنرانی اش در مجمع عمومی سازمان ملل خط قرمزی برای برنامه اتمی ایران تعیین کرد که مقامات این کشور به دقت مواظب بوده اند که از این خط عبور نکنند، اما می خواهند توانایی عبور از آن را داشته باشند.

نخست وزیر اسرائیل گفت که تهدید نظامی و تحریم های سرسختانه که به رهبری آمریکا علیه ایران اعمال شده در حال نتیجه دادن است.

او گفت که دولت آقای روحانی می خواهد تحریم ها را لغو کند، اما نمی خواهد برنامه اتمی خود را متوقف کند.

آقای نتانیاهو گفت که ایران می خواهد مواد و تأسیسات هسته ای کافی داشته باشد که هر وقت اراده کرد بتواند سلاح اتمی تولید کند.

او با اشاره به گفته ها و نوشته های حسن روحانی در کتاب خاطراتش، گفت که او قصد دارد مانند وقتی که به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی با کشورهای اروپایی مذاکره می کرد، برای پیش بردن برنامه اتمی ایران زمان بخرد.

نخست وزیر اسرائیل سال گذشته در سازمان ملل مدعی شده بود «ایران به دستیابی به اورانیوم غنی شده لازم برای ساخت سلاح هسته‌ای نزدیک است و می‌تواند تا بهار و یا تابستان سال آینده به اورانیوم غنی شده با درصد بالا برای تولید بمب اتم دسترسی پیدا کند»

نخست وزیر اسرائیل برنامه هسته ای ایران را با کره شمالی مقایسه کرد و گفت ایران نیز مثل کره شمالی برنامه هسته‌ای‌اش را صلح آمیز می خواند.

او سپس بخشهایی از مقاله نیویرک تایمز درباره برنامه هسته ای کره شمالی را خواند که با این عبارت تمام می شد که دیپلماسی در پیشگیری از برنامه هسته ای کره شمالی شکست خورد.

نخست وزیر اسرائیل گفت که هسته ای شدن ایران مسابقه تسلیحاتی خطرناکی را در منطقه راه خواهد انداخت که نتیجه آن تنها یک کشور دیگر با سلاح اتمی نخواهد بود، بلکه پانزده کشور دیگر به سلاح هسته ای مسلح خواهند شد.

آقای نتانیاهو گفت که ایران باید دست از غنی سازی اورانیوم بردارد، ذخایر اورانیوم غنی شده خود را به خارج بفرستد، تأسیسات زیرزمینی خود را از میان ببرد و پروژه آب سنگین اراک را متوقف کند. تنها در این صورت می توان مطمئن بود که ایران هرگز به سلاح اتمی دست نخواهد یافت.

او از کشورهای غربی خواست که در طول مذاکره با ایران تحریم ها را تشدید کنند و هیچ تحریمی را در ازای امتیازهای به گفته او کم اهمیت لغو نکنند.

نخست وزیر اسرائیل گفت که مذاکره با ایران وقتی موفق خواهد بود که فشار بر این کشور افزایش یابد.

او تأکید کرد که اسرائیل هرگز به مسلح شدن کشوری راضی نخواهد شد که دائم ما را به نابودی تهدید می کند. او هشدار داد که حتی اگر لازم باشد، اسرائیل به تنهایی به مقابله با برنامه اتمی ایران خواهد پرداخت.
netanjaho-felestin
صلح با فلسطینیان
آقای نتانیاهو در بخش دوم سخنان خود به موضوع صلح با اعراب پرداخت.

او گفت که آماده مصالحه ای تاریخی با فلسطینیان است، اما طرف فلسطینی باید موجودیت و لزوم امنیت اسرائیل را به رسمیت بشناسد و امتیازهای دردناکی را که برای رسیدن به صلح لازم است، به اسرائیل بدهد.

آقای نتانیاهو گفت که در آن صورت او هم به عنوان نخست وزیر اسرائیل آمادگی دارد که امتیازهای لازم را به آنها بدهد.

نخست وزیر اسرائیل گفت که یهودیان به اسرائیل رفته اند و کشور خود را ساخته اند تا دیگران نشود به آنها ظلم کرد.

او سخنان خود را با قرائت ذکری به زبان عبری به پایان رساند.
پاسخ ایران

محمد خزائی، نماینده ایران در سازمان ملل پس از سخنرانی آقای نتانیاهو به بخشی از اظهارات او پاسخ داد.

او گفت که ایران عضو معاهده منع گسترش سلاح اتمی است و در منطقه خاور میانه تنها اسرائیل است که عضو این معاهده نیست.

آقای خزائی گفت که اسرائیل باید به عضویت این معاهده در آید و سلاح های اتمی خود را نابود کند.

نماینده ایران بار دیگر تأکید کرد که ایران آمادگی دارد که نگرانی های جامعه جهانی در مورد برنامه هسته ای خود را برطرف کند.
***
krikator-shriatmadariگریه‌های خنده‌دار!( یادداشت روز)
کیهان ـ چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۲
حسین شریعتمداری
این روزها، برخی از دولتمردان محترم کشورمان اصرار دارند که ابراز ناخشنودی توأم با عصبانیت نتانیاهو و سایر مقامات رژیم صهیونیستی از روند مذاکرات و اقدامات هیئت بلندپایه جمهوری اسلامی ایران در سفر اخیر به نیویورک را نشانه موفقیت‌آمیز بودن این سفر ارزیابی کنند و در مصاحبه‌ها و اظهارنظرهای خود با اشاره به دشمنی و کینه‌توزی رژیم اشغالگر قدس نسبت به ایران اسلامی، اعلام می‌دارند که اگر سفر نیویورک با موفقیت و دستاوردهای برجسته و درخور توجهی برای کشورمان همراه نبود، عصبانیت بارها اعلام شده نتانیاهو و هشدارهای پی در پی او به اوباما و سایر دولتمردان آمریکایی کمترین توضیح و توجیهی نداشت! مخصوصا آن که نخست‌وزیر رژیم کودک‌کش بلافاصله بعد از بازگشت رئیس‌جمهور محترم کشورمان به ایران، با عجله راهی آمریکا شد و در آستانه سفر خویش اعلام کرد برای مقابله با روند جدید روابط ایران و آمریکا و هشدار نسبت به نزدیکی این دو کشور به یکدیگر عازم واشنگتن است!
پیش از این طی یادداشتی در کیهان ۷ مهرماه ۹۲ با عنوان «چه دادیم و چه گرفتیم؟!» به ارزیابی مستند سفر رئیس‌جمهور محترم به نیویورک پرداخته و ضمن اشاره به برخی از نکات مثبت این سفر، نمونه‌های -متاسفانه – خسارت‌باری از نتایج آن را برشمرده بودیم. از این روی، درباره سفر نیویورک و ابعاد و آثار آن، اگرچه هنوز هم گفتنی‌هایی هست ولی موضوع یادداشت پیش روی، اشاره به ترفندی است که رژیم صهیونیستی و دولتمردان آمریکایی در یک پروژه دو سویه علیه جمهوری اسلامی ایران به صحنه آورده و در کمال تعجب دیده می‌‌شود برخی از دولتمردان کشورمان نیز در چرخه این «عملیات فریب» افتاده‌اند. بخوانید؛
۱- در گرماگرم جنگ تحمیلی و بعد از آن که رزمندگان اسلام با چند خیز‌بلند و عملیات موفق، ارتش تا بن دندان مسلح و مورد حمایت همه‌جانبه شرق و غرب را وادار به عقب‌نشینی کردند و در حالی که آمریکا و متحدانش از احتمال شکست‌های پی‌درپی دیگر صدام که اسطوره‌ شدن ایران اسلامی را درپی داشت به هراس افتاده بودند، رژیم صهیونیستی در خبری که بلافاصله در صدر اخبار رسانه‌های غربی و عربی جای گرفت از فروش اسلحه به ایران خبر داد! در آن هنگام حضرت امام خمینی رضوان‌الله تعالی علیه طی سخنانی ماندگار، فرمودند؛ اسرائیل می‌داند به اندازه‌ای پلید و نجس است که اگر انگشتش را به بحر محیط (اقیانوس) هم بزند، نجس می‌شود، چون این را احساس کرده است می‌خواهد با اینکه من کمک کرده‌ام! ایران را بدنام بکند.
این سخن حضرت امام(ره) که علاوه بر جایگاه ملکوتی ایشان، سخنی منطقی و همه فهم نیز بود، به وضوح نشان می‌داد که رژیم صهیونیستی با ادعای دروغ «ارسال اسلحه به ایران»! به شگرد معروف «نعل وارونه» متوسل شده و در پی بدنام کردن ایران اسلامی است.
همین جا باید توضیح داد که ممکن است گفته شود چرا حمایت آشکار مثلث آمریکا،‌ اسرائیل و انگلیس از مدعیان اصلاحات در جریان فتنه ۸۸ را «نعل وارونه» تلقی نمی‌کنید و این حمایت را نشانه وابستگی فتنه‌گران به دشمنان بیرونی می‌دانید؟! در پاسخ این پرسش باید گفت؛ اگر اقدامات و حرکت یک جریان سیاسی با اهداف رسماً اعلام شده دشمن همخوانی داشت، بایستی تعریف و تمجید دشمن را «واقعی» و نشانه همراهی جریان مزبور با خواسته‌های دشمن دانست ولی چنانچه مسیر حرکت یک جریان با اهداف رسماً اعلام شده دشمن در تناقض بود، بدیهی است که تعریف و تمجید صورت گرفته را، باید از نوع «نعل‌وارونه» تلقی کرد. در جریان فتنه آمریکایی- اسرائیلی ۸۸، اصحاب فتنه دقیقا و بی کم و کاست خواسته‌های نه فقط اعلام شده- بلکه به گواهی اسناد غیرقابل انکار موجود- اهداف دیکته شده دشمنان بیرونی را دنبال می‌کردند. تا آنجا که هیچ واژه‌ای مانند «وطن‌فروشی» نمی‌تواند گویای عمق جنایت آنان باشد. اما، در جریان جنگ تحمیلی، برای هیچ کس کمترین تردیدی نبود که جنگ با حمایت مستقیم و بی‌پرده آمریکا، اسرائیل و شوروی سابق به ایران‌‌اسلامی تحمیل شده است و هدف اعلام شده آن نابودی انقلاب اسلامی بوده است، بنابراین بسیار بدیهی بود که ادعای فروش اسلحه اسرائیل به ایران، نه فقط با اهداف رژیم صهیونیستی همخوانی نداشت بلکه در نقطه مقابل آن نیز بود.
۲- اکنون و بعد از توضیح ضروری فوق که فقط برای یادآوری بود به سراغ ماجرا می‌رویم و این ادعای برخی از دولتمردان را پی می‌گیریم که عصبانیت نتانیاهو از روند مذاکرات را نشانه موفقیت سفر نیویورک تلقی می‌کنند. گفتنی است در این نوشته فقط به شواهد و مستندات بدیهی و غیرقابل انکار اشاره شده و به وضوح نشان داده می‌شود که ابراز عصبانیت نتانیاهو از مذاکرات هیئت ایرانی در نیویورک از نوع «نعل وارونه» و صرفاً برای تحریک جمهوری اسلامی ایران به ادامه این روند است و رژیم صهیونیستی نه فقط از این روند عصبانی نیست، بلکه از آن بسیار خرسند نیز هست.
۳- سؤال این است که چرا باید رژیم صهیونیستی از روند مذاکرات و اقدامات صورت گرفته در نیویورک عصبانی باشد؟! و کدامیک از اقدامات هیئت محترم جمهوری اسلامی ایران می‌تواند خشم این رژیم کودک‌کش را برانگیخته باشد؟! البته باید به این نکته ظریف توجه داشت منظور آن نیست که هیئت ایرانی علیه رژیم صهیونیستی موضعی نداشته است، بلکه با مروری بر آنچه در نیویورک و قبل از آن در جریان مقدمات سفر اتفاق افتاد، هیئت محترم کشورمان، اولاً؛ علیه رژیم صهیونیستی موضع جدیدی که پیش از آن بی‌سابقه بوده است اتخاذ نکرده بنابراین، خشم نتانیاهو نمی‌تواند و نباید آنگونه که تظاهر می‌کند، به خاطر مواضع ضدصهیونیستی جدیدی باشد که در گذشته سابقه نداشته است! و ثانیاً؛ هیئت دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران در سفر نیویورک و مقدمات اولیه آن، امتیازاتی به رژیم اشغالگر قدس داده است که تاکنون بی‌سابقه بوده است، از این روی، نتانیاهو برخلاف تظاهر به عصبانیت، باید از روند مذاکرات و اقدامات هیئت ایرانی در نیویورک بسیار خشنود نیز باشد.
۴- در این گزاره‌ها دقت کنید؛
الف: چند هفته قبل از سفر نیویورک و بعد از قطعی شدن این سفر، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی – به عنوان یکی از استوانه‌های دولت جدید- در اقدامی عجیب و غیر منتظره اعلام کرد «ما، با اسرائیل سر جنگ نداریم. حالا اگر عرب‌ها جنگ کردند، ما کمک می‌کنیم»! آقای هاشمی با این اظهارنظر که بلافاصله بازتاب داخلی و خارجی گسترده‌ای یافت به رژیم اشغالگر قدس پیام داد دولت جدید از نظر حضرت امام(ره) که خواستار محو اسرائیل بود دست کشیده است! آیا غیر از این است؟!
ب: رئیس جمهور محترم کشورمان در نیویورک و به عنوان یک پیشنهاد اعلام کرد اسرائیل باید به معاهده NPT بپیوندد. این اظهارنظر که به نوشته روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» همه دیپلمات‌ها را مبهوت کرده بود، امتیاز بزرگی به رژیم صهیونیستی یعنی به رسمیت شناختن موجودیت اسرائیل بود! البته این اظهارات را می‌توان از نوع خطای بیان و سهواللسان تلقی کرد ولی متأسفانه این خطا تاکنون از سوی دولتمردان محترم تصحیح نشده است.
آیا رژیم صهیونیستی باید از این امتیاز آنهم از زبان بلندپایه‌ترین مسئول اجرایی ایران اسلامی، عصبانی باشد؟!
ج: آقای ظریف وزیر محترم امور خارجه کشورمان در آستانه سفر به نیویورک و در پاسخ به خانم «کریستی پلوسی» نوشته بود «ایران هرگز هولوکاست را انکار نکرده است» و با این حرکت خود از جایگاه وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، «هدیه»ای بزرگ و باورنکردنی به رژیم اشغالگر قدس داده بود. آقای ظریف در سفر نیویورک نیز در مصاحبه با شبکه ABC علاوه بر محکوم کردن هولوکاست، پای را فراتر نهاده و درباره نظر رهبر معظم انقلاب که هولوکاست را «افسانه» نامیده بودند، به خبرنگار ABC گفته بود «این واژه در نسخه انگلیسی سایت رهبر معظم انقلاب، اشتباهی ترجمه شده است»! آیا نتانیاهو و سایر مقامات رژیم کودک‌کش بایستی از این که وزیر خارجه کشورمان با اهدای این امتیاز، یکی از بزرگترین دغدغه‌های رژیم صهیونیستی را برطرف کرده است، عصبانی باشند؟!
د: دولتمردان محترم مورد اشاره در تحلیلی که با عرض پوزش فقط خنده‌دار است و در خوشبینانه‌ترین احتمال، از کم‌اطلاعی آنان حکایت می‌کند، نزدیکی ایران و آمریکا و رابطه آنها با یکدیگر را یکی از دلایل عصبانیت رژیم اشغالگر قدس معرفی کرده‌اند! که باید پرسید؛ آیا تصور می‌کنید آمریکا رابطه خود با اسرائیل را فدای رابطه و نزدیکی با ایران می‌کند؟! مگر نشنیدید که اوباما در سخنان خود در مجمع عمومی سازمان ملل یکی از موانع نزدیکی ایران و آمریکا را دشمنی ایران با اسرائیل دانست؟! و آیا اظهارات دو روز قبل اوباما که «اسرائیل همپیمان استراتژیک آمریکاست» را فراموش کرده‌اید؟ و مگر ندیدید که بعد از آن همه تبلیغ شما درباره تعامل جدید با آمریکا، مقامات آمریکایی چه پاسخی دادند؟! آنها مانند سی و چند سال گذشته با صراحت و این دفعه با صراحت بیشتر اعلام کرده‌اند که ایران «خنثی»! «دست کشیده از آرمان‌ها» و تسلیم شده در برابر باج‌خواهی آمریکا را می‌پسندند، حالا خودتان قضاوت کنید، آیا ایرانی- نستجیر بالله- با این ویژگی‌ها که آنان می‌پسندند می‌تواند برای رژیم اشغالگر قدس نگران‌کننده باشد؟!
۵- با توجه به شواهد غیرقابل تردید فوق چگونه می‌توان ادعا کرد که نتانیاهو از روند مذاکرات نیویورک عصبانی است و این ادعای بی‌اساس را نشانه موفقیت بزرگ مذاکرات نیویورک تلقی کرد؟! در حالی که به وضوح می‌توان دید تظاهر مقامات رژیم صهیونیستی به عصبانیت «نعل وارونه» است و هدف از آن، اولا؛ فریب اذهان عمومی در داخل و ثانیا؛ ترغیب و تشویق دولتمردان محترم به ادامه روال کنونی است! وگرنه با شرحی که گذشت نتانیاهو باید از خوشحالی در پوست خود نگنجد و با دم خود گردو بشکند! خوشبختانه اظهارات اخیر ریاست محترم جمهوری و برخی از همان دولتمردان را می‌توان و باید نشانه پی بردن آنان به محاسبه غلط پیشین تلقی کرد.

حسین شریعتمداری

***

آقای شریعتمداری و امثال او باید بدانند دنیا دار مکافات است. آنها باید می دانستند و باز هم برای آینده خود بدانند، دیوار کجی که بنا می کنند روی سر خود آنها نیز خراب خواهد شد. اگر تقوای راستگویی ندارند، اگر آنقدر قدرت برایشان بزرگ است که پرونده سازی واتهام زنی برای مخالفانشان را توجیه می کند، لااقل از منظری عملگرایانه به آینده خود فکر کنند که روزی ممکن است همین منطق های کج علیه خودشان به کار…

کلمه-علی بردبار:

حسین شریعتمداری، سرپرست موسسه کیهان، امروز در رویکردی انفعالی در برابر موج اجتماعی پیش آمده که رفتار و مواضع او با تندروهای رژیم اسرائیل، به خصوص شخص نخست وزیر تندور این رژیم یعنی بنیامین نتانیاهو مقایسه می شود، از خود و روزنامه تحت هدایتش دفاع کرد. او که بارها مدعی شده بود حمایت یکی از نیروهای بیگانه یا دشمن از موضعی در داخل به معنای وابستگی صاحبان آن موضع به دشمن است، این بار برای خود تبصره زده و نوشته که همراهی اسرائیل با کیهان نعل وارونه زدن است، اما حمایت! آنها از جنبش سبز واقعی است.

در این باره چند نکته گفتنی است:

۱- اصل این منطق که هر حرف و موضعی که احیانا در مواردی با موضع نیروهایی نامطلوب و یا حتی دشمن شباهت پیدا کند، پس در مسیر دشمنان است، منطق خدشه پذیری است. ما هنوز که هنوز است درباره صدام حسین می گوییم “دیکتاتور سابق عراق”. بسیاری از کشورها و افرادی هم که ممکن است ما آنها را قبول نداشته باشیم و یا دشمن بدانیم، در این موضع و تعریف ما از صدام هم نظرند. آیا این به معنای خطای تحلیلی ما درباره صدام است؟ مسلما خیر.

بهتر این است که در جایی که ناگزیر از قضاوت و تصمیم گیری هستیم، از معیارهای روشن تر و بهتری که درستی و نادرستی موضعی را معلوم می کنند استفاده کنیم. به عنوان مثال در مورد “سیاست خارجی” دولت روحانی و ارزیابی سفر وی و هیات همراهش به نیویورک که این روزها مورد بحث موافقان و مخالفان است، بهتر است از زاویه منافع ملی به ارزیابی آن بنشینیم. خوشامد و بدآمد امثال نتانیاهو می تواند جزیی کوچک از اجزای تحلیلی ما برای تعیین نسبت نتایج این سفر با منافع ملی مان باشد، اما معیاری که بر اساس آن قضاوت نهایی کنیم، قطعا نیست.

۲- اینکه این روزها آقای شریعتمداری با نتانیاهو مقایسه می شود، سهمی از شوخی دارد. فعالان شبکه های اجتماعی با توجه به اینکه سال ها آقای شریعتمداری تلاش می کرد راست و دروغ برای منتقدان تفکر و جناح متبوعش، حمایت خارجی بتراشد و دروغ های بزرگی همانند حمایت اسرائیل از چهره روشن و شفافی مانند میرحسین موسوی را به مخاطبان خود حقنه کند، حالا بر اساس رویه ای که خودش بنا نهاده، بسیاری از مردم سربسرش می گذارند. ولی در این شوخی، نکات جدی زیادی نهفته است. آقای شریعتمداری و امثال او باید بدانند دنیا دار مکافات است. آنها باید می دانستند و باز هم برای آینده خود بدانند، دیوار کجی که بنا می کنند روی سر خود آنها نیز خراب خواهد شد. اگر تقوای راستگویی ندارند، اگر آنقدر قدرت برایشان عزیز است که پرونده سازی واتهام زنی برای مخالفانشان را توجیه می کند، لااقل از منظری عملگرایانه به آینده خود فکر کنند که روزی ممکن است همین منطق های کج علیه خودشان به کار رود.

۳- اما مقایسه شریعتمداری با نتانیاهو متاسفانه بیش از آنکه یک شوخی و سربه سر گذاشتن مردمی باشد، ریشه در یک واقعیت دارد که بسیاری از مردم در گذر زمان به آن رسیده اند. با کمال تاسف و با اینکه تصور می کنیم که آقای شریعتمداری و امثال او در دشمنی با رژیم صهیونیستی دروغ نمی گویند و واقعا با این رژیم آپارتایدی مساله دارند، اما در عمل در خدمت سیاست های آنها، به خصوص تندروترین آنها مانند حزب لیکود و نتانیاهو عمل می کنند. صاحب این قلم تصور برخی از منتقدان و موافقان آقای شریعتمداری که اورا باهوش می دانند را ندارد. ایشان در مناظره هایش نشان داده که چه تحلیل گر معمولی و گاه ضعیفی است و در موضع گیری هایش نیز نوسان زیادی دارد. پیش بینی او در آستانه انتخابات اخیر ریاست جمهوری که گفت هاشمی رفسنجانی از ترس رای پایین ثبت نام نخواهد کرد، چون مطمئن است که تائید صلاحیت می شود و رای پائینش او را خراب خواهد کرد، هنوز در خاطره ها باقی است و در محافل مختلف اسباب مزاح. همین آقای شریعتمداری وقتی با ثبت نام آقای هاشمی مواجه شد، بلافاصله سرمقاله نوشت و به شورای نگهبان توصیه کرد که او را رد صلاحیت کنند. وقتی هم که هاشمی رد صلاحیت شد، از این اقدام دفاع کرد و فراموش کرد که دو هفته پیش از آن گفته بود هاشمی حتما تایید صلاحیت می شود و به همین دلیل کاندید نخواهد شد!

می شود گفت شریعتمداری از این جهت جدی فرض می شود و به عنوان مثال همین یادداشت به او اختصاص می یاید، چون مصونیت آهنین دارد، چون یکی از مروجان اصلی کینه و خشونت در جامعه است، چون بخش بی منطق و افراطی جریان اقتدارگرا را به نوعی سخنگویی می کند، چون پول و امکانات زیاد دارد و چون برای امنیت و منافع ملی و حفظ حیثیت بسیاری از شخصیت ها و افراد محترم جامعه، خطرناک است.

حالا چنین فردی با این ویژگی ها رفتاری مرتبا، خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب رژیم صهیونیستی می ریزد. دیروز منوشه امیر در مصاحبه ای اعتراف کرد که در اثر سیاست خارجی دولت ایران، دولت اسرائیل منفعل و منزوی شده است. این در حالی است که ۸ سال تمام، فرد مورد علاقه روزنامه کیهان، محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس دولت ایران، با ماجراجویی هایش، بزرگ ترین خدمات را برای اسرائیلی ها انجام داد و از آنها چهره یک کشور مظلوم و تحت خطر که باید از آن حمایت کرد ساخت؛ سیاستی که مورد انتقاد میرحسین موسوی و مهدی کروبی در انتخابات سال ۸۸ قرار گرفت و میرحسین از آن به عنوان ماجراجویی یاد کرد.

دوستی خاله خرسه امثال احمدی نژاد و شریعتمداری را به مرور خود فلسطینی ها هم درک کردند و دیدیم که حتی حماس هم از ایران فاصله گرفت و ترجیح داد از حمایت بی هیاهو اما موثرتر دولت ترکیه برخوردار باشد تا سر و صدای غیرعاقلانه و پرضرر و دشمن شادکن احمدی نژاد.

آقای شریعتمداری خود هم می تواند بررسی کند که مواضع افراطی او چقدر در خدمت صهیونیسم و افراطی گری در جهان و به ضرر منافع ملی ایران است. اگر هم او نمی تواند و یا نمی خواهد این واقعیت را که در شبکه های اجتماعی اغلب مردم به آن رسیده اند را درک کند، این پرسش از مسئولانی که همچنان به امثال او اجازه می دهند که به نوعی آنها را سخنگویی کنند مطرح می شود که آیا فهمیدن اسرائیلی عمل کردن کیهان اینقدر سخت است؟ و آیا تشخیص منافع خود و کشور و نسبت عکس مواضع امثال حسین شریعتمداری با این منافع بعد از این همه سال هنوز معلوم نشده است؟

آقای شریعتمداری در این دفاعیه خود مانند همیشه اتهامات بدون سند و دروغی را به میلیونها فعال و هوادار مردمی جنبش سبز مطرح کرده که با توجه به معلوم بودن جایگاه کیهان در افکار عمومی و درک این نکته که او برای فرار از اتهام وسیع اجتماعی به خود درباره همراستایی مواضعش با تل آویو، نیاز به این فرار به جلوها دارد، از پرداختن به آنها می گذریم. امروز دیگر نوبت آقای شریعتمداری است که به این پاسخ روشن با شواهد و مستندات فراوان پاسخ گوید که پس از روشن شدن اینکه مواضع او در خدمت دشمنانی مانند رژیم اسرائیل و جنگ طلبان چهان از جمله در آمریکا است، چرا به مواضع ضد ملی و ضد دینی خود ادامه می دهد؟

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا