اخبار

ناامیدی بزرگی در میان مردم دیده می‌شود؛ هیچ امیدی به حاکمیت نیست!

کاهش رعایت پروتکل‌های بهداشتی عامل روانی پیدا کرده است.مردم به دروغ نفرت دارند، حاکمیت از دروغ ابزار تبلیغی می سازد تا مردم را آرام و منحرف کند.نشانه‌هایی بسیار آشکار در سراسر کشور گویای این واقعیت‌اند که سران رژیم ولایی و به‌ویژه شخص خامنه‌ای از حل عاجل بحران‌های اقتصادی و اجتماعی کشور عاجزند و اکثر طرح‌های حکومتی‌شان برای مدیریت این بحران‌ها کاملاً شکست خورده‌اند….

ادامه یافتن بحران‌ها و ‌درآمیخته شدن‌شان با ‌همدیگر درحال حاضر پیامدهایی بسیار مخرب‌تر و نابود کننده در وضع سلامت و معیشت مردم در سطحی بسیار وسیع به‌همراه دارد.

اعتماد آنلاین نوشت: محرومیت در برقراری روابط اجتماعی در کنار انتشار اخبار متناقض، وعده‌های تحقق‌نیافته مسئولان، مقصرانگاری مکرر مردم و… زنجیره‌ای از عوامل را برای فشار روانی هرچه بیشتر ایجاد کرد. به طوری که به گواه سازمان بهزیستی و رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، مردم پس از شیوع کووید بیش از هر دوره‌ای تحت تاثیر آسیب‌های روانی قرار گرفته‌اند.

علی نیک‌جو، متخصص روانپزشکی و روان‌درمانگر تحلیلی، این روند را بررسی می‌کند و می‌گوید ادامه چنین وضعیتی باعث می‌شود مردم از رعایت پروتکل‌ها و مقابله با کرونا دست بردارند. این روان‌درمانگر تحلیلی می‌گوید همه آنچه در این مدت- از لحاظ روانی- بر ما گذشته دیدنی نیست.

*انتشار اخبار متناقض در رسانه‌ها، خطاب قرار گرفتن مردم به عنوان عاملان افزایش آمار ابتلا و مرگ‌ومیر کووید، همین‌طور وعده‌هایی که درباره تولید واکسن داخلی یا تهیه واکسن خارجی داده شد، در حالی‌ که جمعیت انبوهی از مردم هنوز واکسینه نشده‌اند و همچنان به رعایت پروتکل‌ها دعوت می‌شوند چه تاثیرات روانی‌ای به همراه دارد؟

پاسخ روانپزشک: این رخدادها پس از شیوع کووید-۱۹ احساس بی‌افقی و استیصال در مردم ایجاد کرده که تاثیرات روانشناختی هم به همراه دارد. مردم اخبار دنیا را پیگیری می‌کنند و می‌بینند که دنیا در حال واکسینه شدن است؛ یعنی همه دنیا به دنبال راهکاری برای مواجهه با این مساله هستند تا مردم کمترین آسیب ممکن را ببینند. اما مردم ما به هر طرف سر برمی‌گردانند می‌بینند اتفاقی رخ نداده است. به همین علت استیصال به همراه «درماندگی خودآموخته» در مردم ایجاد شده است. این حالت از آن جهت قابل توجه است که باعث می‌شود مردم دست از محافظت از خود بردارند. اگر امروز از من بخواهید یک عامل مهم و تاثیرگذار را نام ببرم، آن عامل ناامیدی است. نتیجه امید بی‌پشتوانه‌ای که سال گذشته برای تولید واکسن به مردم منتقل شد، ناامیدی بزرگی است که امروز در میان مردم دیده می‌شود. فرض کنید یک فرد زندانی می‌داند بعد از ۱۰ سال آزاد می‌شود، اما فرد دیگری در بند است و نمی‌داند کِی وقت آزادی او فرا می‌رسد. ممکن است فرد دوم حتی ۶ ماه بعد آزاد شود، اما این بی‌خبری به او آسیب روانی بیشتری وارد می‌کند.

وی می گوید: همه آنچه بر ما گذشته دیدنی نیست. دانش امروز می‌گوید ما ۲ دُز واکسن تزریق می‌کنیم و مرگ‌ومیر یا میزان ناقل بودن‌مان کاهش پیدا می‌کند. اما هیچ واکسنی وجود ندارد که تزریق کنیم و از آنچه بر سرمان آمده خلاص شویم.

جامعه ای پر از غم و خشم و خستگی

آمارهای تازه از وضعیت سلامت روانی‌اجتماعی در کشور نشان می‌دهد وضعیت سلامت روان شهروندان تهرانی وخیم‌تر از گذشته شده است. چشم‌ها که دروغ نمی‌گویند، به صورت‌های تا نیمه پنهان‌ شده در ماسک که نگاه می‌کنیم، پر از غم و خشم و خستگی و شتاب است. حال مردمان این شهر مدت هاست که خوب نیست. کافی اشاره‌ای به یکی از این آدم‌های همیشه خسته کنی، فریادش تا آسمان بلند می‌شود. این خشم و بی‌تابی در تمام رفتارهای شهری به چشم می‌آید .

وضعیت روان ساکنان این شهر، فعالان حوزه اجتماعی را نگران کرده است، سیدحسن موسوی‌چلک، رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران با بیان اینکه حال سلامت روانی – اجتماعی در کشور اصلا خوب نیست، می‌گوید: بر اساس آماری که وزارت بهداشت در دو سال قبل ارائه داده بود، بین ۲۳ تا ۲۵ درصد مردم حداقل یک اختلال روانی داشتند.

این عدد در تهران ۳۰.۴ اعلام شده است یعنی این شاخص در تهران از میانگین کل کشور هم بیشتر است. به طور معمول روش مردم در مورد اختلالات روانی، نگفتن است. بنابراین آمار مذکور همه آنچه در حوزه سلامت روان می‌گذرد را نشان نمی‌دهد اما وقتی به سایر مولفه‌ها که نشان دهنده چگونگی وضعیت سلامت روانی – اجتماعی است نگاه می‌کنیم به این می‌رسیم که حال سلامت روان و سلامت اجتماعی در ایران اصلا خوب نیست.

او ادامه می‌دهد: خشونت یکی از مولفه‌هایی است که وقتی زیاد می‌شود یعنی دو بُعد سلامت روانی‌‌اجتماعی خوب نیست که خشونت در جامعه زیاد شده است. خشونت عمدتا جزو پرونده‌های با فراوانی بسیار بالا است. البته سرقت هم در قالب خشونت اجتماعی قلمداد می‌کنیم و در واقع بالاترین فراوانی به خشونت اجتماعی بر می‌گردد،

خودکشی، افسردگی‌ها، گرایش به مواد مخدر صنعتی و شیمیایی، خشونت خانگی (همسرآزاری، کودک آزاری و سالمند آزاری) ، گرایش به مصرف مشروبات الکلی از نشانه‌هایی است که نشان می‌دهد حوزه سلامت روانی و سلامت اجتماعی در کشور حال خوبی ندارد.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران در ادامه با بیان اینکه وضع نامناسب سلامت روانی – اجتماعی مربوط به دوران فعلی یا گذشته نیست، می‌گوید: نگرانی ما این است که شیوع ویروس کرونا مولفه‌های مرتبط با حوزه سلامت روان و اجتماعی را تشدید می‌کند.این نگرانی وجود دارد که وابستگی بیش از حد کودکان و نوجوانان به شبکه‌های اجتماعی و موضوعات مشابه و استفاده طولانی مدت از آن در طول روز می‌تواند تبعات زیادی را برای فرزندان ما داشته باشد ضمن اینکه هیچ کنترلی هم بر روی اطلاعاتی که در این فضا در اختیار آن‌ها قرار می‌گیرد، وجود ندارد.»

به گفته او بحران کرونا، سلامت روانی – اجتماعی جامعه را تهدید می‌کند با این توضیح که با تاب‌آوری، خودمراقبتی و مراقبت خانوادگی آگاه نیستیم. در نتیجه وجود چنین شرایطی و نبود اطمینان از آینده و مولفه‌هایی که اطمینان آفرینی کند در کنار آزردگی‌هایی که قبلا هم وجود داشت و مردم هنوز پاسخی برای آن نگرفتند، باید گفت که شرایط خوب نیست.از طرفی اقتصاد هم به شدت تحت‌الشعاع دوران کرونا قرار گرفته است هر چند که هم قبل از کرونا هم حال اقتصاد خوب نبود اما در دوران کرونا به مراتب شرایط بدتر شد و از آنجا که چشم‌انداز اطمینان آفرینی وجود ندارد، نگرانی‌ها از این حوزه که می‌تواند بر سلامت روانی مردم تاثیر بگذارد وجود دارد.

رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران درباره امیدآفرینی در شرایط فعلی نیز می‌گوید: «امید آفرینی یکسری الزاماتی نیاز دارد که یکی از آن بازنگری در سیاست‌های اداره کشور است که این بازنگری‌ها به افزایش امید در مردم منجر می‌شود اما ما این امر را نداریم.از طرفی وقتی دچار بحران می‌شویم باید افرادی را داشته باشیم که توانمند باشند تا بتوان با کمترین هزینه از شرایط بحران عبور کرد. وقتی آدم‌های توانمند جذب نمی‌شوند و با سلیقه‌های مختلف کنار گذاشته می‌شوند، نتیجه این است که بحران تشدید می‌شود. بنابراین برای ایجاد امیدآفرینی به شایسته‌گزینی، شفافیت، برابری در قانون و صداقت به عنوان مولفه‌های امیدآفرینی نیاز است اما در همه این موارد چه اقدامی انجام شده است که توقع داریم مردم امید داشته باشند.»
سران رژیم با درنظر گرفتن بحران‌های فزایندهٔ داخلی، فشارهای خارجی، و تنش‌ها در عرصه بین‌المللی، به‌منظور مدیریت این بحران‌ها همراه با حفظ خصلت دیکتاتوری و اقتصاد سیاسی ضد مردمی‌‌اش، دیر یا زود به ‌برخی تغییرهای معین دست خواهند زد. آنچه ‌تغییرناپذیر باقی می‌ماند ساخت‌وکار تقسیم ثروت و رانت‌های سیاسی و برقراری موازنهٔ قدرت بین جناح‌ها بر محور حاکمیت مطلق ولایت فقیه‌ است. ازاین‌روی، برای برون‌رفت از این وضعیت بحرانی لازم است دفاع از اولویت‌های سلامت همگانی به‌هدفی ملّی تبدیل گردد و در این راستا می‌باید مسیر اصلی حرکت، مبارزه با حاکمیت مطلق ولایت فقیه و ساختارهای ارتجاعی آن باشد.

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید

@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا