مقالات

اعلامیه کمیته مرکزی حزب توده ایران، به مناسبت هفتادودومین سالگرد تأسیس حزب توده ایران

فرخنده باد هفتاد ‌و دومین سالگرد پایه‌گذاریِ حزب کارگران و زحمتکشان، حزب پیکارگران ضدِ استبداد، حزب مدافعانِ برابریِ حقوق زنان و مردان، حزب مبارزانِ راهِ تحققِ حقوق خلق‌های زیر ستم، حزب تلاش گرانِ دگرگونیِ فرهنگی- اجتماعی، و حزب منادیانِ اتحاد و همبستگی همه نیروهای ملی و آزادی‌خواه برای استقرارِ آزادی، استقلال، و عدالتِ اجتماعی!…

هم میهنان گرامی!
با فرا رسیدن دهم مهرماه ۱۳۹۲، هفتاد و دو سال از پایه‌گذاریِ حزب توده ایران، حزب کارگران و زحمتکشان، حزب پیکارگرانِ ضد استبداد، حزب مدافعانِ برابریِ حقوق زنان و مردان، حزب مبارزانِ راهِ تحققِ حقوق خلق‌های زیر ستم، حزب تلاش‌گرانِ دگرگونی فرهنگی- اجتماعی، و حزب منادیانِ اتحاد و همبستگی همه نیروهای ملی و آزادی‌خواه برای استقرارِ آزادی، استقلال، و عدالتِ اجتماعی می گذرد. تأسیس حزب توده ایران، در میهن ما مصادف بود با دوران تاریخی رشد طبقه کارگر، پیکارِ جهانی نیروهای ترقی‌خواه بر ضدِ فاشیسم، و رشد اندیشه‌های سوسیالیستی، و از همین روی بود که حزب توانست در کوتاه زمانی به حزب پرنفوذ و پیشاهنگ مبارزات رهایی‌بخش میهن‌مان تبدیل شود. پس از گذشت هفتاد و دو سال، و از جمله به ‌سببِ یورش‌های پی‌در‌ییِ ارتجاع و امپریالیسم، و سلبِ امکان فعالیت علنی از حزب، و دشواری‌های فعالیت مخفی، تاریخِ راستینِ زندگی و رزم حزب ما متکی بر سندها و واقعیت‌های تاریخی هنوز به رشته تحریر کشیده نشده است، اما تاریخ نویسان معاصر میهن ما و آنان که به‌دور از غرض‌ورزی‌ها به پژوهش و داوری درباره هفت دهه تحول‌های تاریخ معاصر ایران پرداخته اند در این نکته هم‌‌ داستانند که، پیداییِ حزب توده ایران، در مهرماه ۱۳۲۰، یعنی در دورانی که ایران در چنگال مداخله‌های گسترده قدرت‌های استعماری و حاکمیت ارتجاع داخلی دست و پا می‌زد، واقعه‌یی بزرگ بود که منشاءِ دگرگونی‌های مهم اجتماعی، سیاسی، و فرهنگی در کشورمان شد.

تأثیرهای شگرفِ فعالیت حزب بر حیاتِ کشور ما
با تأسیس حزب توده ایران، فصل جدیدی در تاریخ مبارزات کارگران و زحمتکشان میهن ما گشوده شد. برای نخستین بار سازمان سیاسی‌ای پا به عرصه مبارزه اجتماعی کشور ما نهاد که پرچمِ مبارزه اش تحققِ حقوق توده‌های محروم، رهاییِ جامعه از بندهای استعمار، برابریِ حقوق زنان، و دگرگون کردنِ حیات اقتصادی- سیاسی ایران بود. آغازِ فعالیت توده‌ای‌ها در ایران همراه بود با رشدِ جنبش‌های اجتماعی، پا به‌ عرصه حیات نهادنِ تشکل‌های مستقل کارگران، زنان، و جوانان. در مدت زمان کوتاهی صدها هزار تن در صف‌های این جنبش‌های اجتماعیِ پیشرو و مترقی، زیر رهبری حزب توده ایران گرد آمدند و خطری جدی برای ادامه حیات ارتجاع و امپریالیسم پدید آوردند.
انتشار صدها کتاب و جزوه علمی، نشریه‌های متنوع، و مجله‌های پرمحتوایِ سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی، نشرِ گسترده اندیشه‌های دوران‌سازِ مارکسیسم- لنینیسم در جامعه، طرحِ برنامه‌های انقلابی، و مبارزه برای به‌رسمیت شناخته شدنِ حقوق کارگران و تصویب قانون کار، مبارزه برای تحقق اصلاحات ارضی به نفع دهقانان، بهره‌مند شدنِ زنان از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن، بهداشت و آموزش رایگان برای همه، تقسیمِ عادلانه ثروت، و دستیابی به عدالت اجتماعی، به ‌عمل در آمدنِ حق خودمختاری برای همه خلق های کشور در چارچوب ایرانی آزاد، و آزادیِ حزب‌ها و جمعیت‌های صنفی، از جمله نظرها و رویکردهای دوران سازی بودند که نخستین بار از سوی حزب ما در کشورمان مطرح شد، و به‌گسترده ترین شکل از سوی همه قشرهای جامعه از آن‌ها استقبال شد.
تاریخ هفتاد و دو ساله حزب ما، مالامال است از: پیروزی‌های بزرگ، و نیز ناکامی‌ها و آزمون‌های دشوار، و ادامه پیکار در زیر حمله‌های قطع ناشدنی مزدوران ارتجاع و امپریالیسم. حزب توده ایران، در طول بیش از هفت دهه گذشته، تنها در دوران بسیار کوتاهی توانست فعالیت علنی داشته باشد و در راه دست یافتنِ کارگران، زحمتکشان، جوانان، و دانشجویان به خواست‌های‌شان و همچنین رهایی زنان از زنجیرهای روابط و قوانین متکی بر اندیشه‌های قرون وسطایی تلاش کند. دلیلِ تهاجم‌های پی‌در‌پیِ ارتجاع و امپریالیسم بر ضدِ حزب ما هراس آن‌ها از بنیان‌های فکری و سیاست‌های نوآورانه حزب و نیز توانِ آن در سازمان‌دهیِ کارگران و توده‌های محروم بوده و هست. از مزدوران رژیم وابسته پهلوی- که انسان‌های والا و رزمندگان قهرمانی همچون روزبه، سیامک، مبشری، و کیوان… را به جوخه های اعدام سپردند- گرفته تا مزدوران رژیم ولایت فقیه- که در بزرگ‌ترین کشتار سیاسی تاریخ میهن‌مان، هزاران زندانی سیاسی را، از جمله شماری از قدیمی‌ترین زندانیان سیاسی جهان، اسطوره‌های پایداری زندان‌های شاه و رژیم ولایت فقیه، که بیش از سه دهه از عمر خود را به‌خاطر پایبندی به آرمان‌های طبقه کارگر و آزادی میهن در شکنجه گاه های شاه و رژیم جمهوری اسلامی سپری کرده بودند، قتل عام کردند- و همچنین از امپریالیسم گرفته تا ارتجاع داخلی، تلاش‌شان جلوگیری از فعالیت سیاسی و تشکیلاتی حزب توده ایران بوده و هست.
بنا بر سندهایی که در شصتمین سالگرد کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد و همچنین انبوه سندهای دیگری که در این زمینه تاکنون افشا شده‌اند، می‌توان به‌جرات مدعی شد که یکی از مهم‌ترین هدف‌های کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲- که به سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق و سرکوب خونین جنبش ملی ایران منجر شد- نابودیِ کاملِ حزب توده ایران و از بین بردنِ توان آن برای ادامه فعالیت بوده است. رژیم وابسته پهلوی، برای نابودی حزب توده ایران ۲۵ سال تلاش کرد، و خود سرانجام به دست توانای انقلاب مردم میهن ما، که توده‌ای‌ها در آن نقش مهم و فعالی داشتند، سرنگون شد. رژیم ولایت فقیه نیز خیلی زود کارِ نیمه تمام رژیم شاه را در سال‌های دهه ۶۰ پی گرفت، و بنا به‌گفته سرانش در ۱۳۶۱، سرکوب حزب توده ایران را مهم‌تر از پیروزی در جبهه‌های جنگ ایران و عراق دید. هراس ارتجاع و دشمنان مردم و میهن ما از حزب توده ایران به سبب نقش مهم حزب در تدوین و تنظیم مبانی نظری، عملی، و سازمانگری مبارزات سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی کشور بوده و هست.

هم میهنان مبارز!
هفتاد و دومین سالگرد بنیان‌گذاریِ حزب توده ایران درحالی فرا می‌رسد که ایران پس از دوران فاجعه‌بار هشت سال ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد- که با زور سرنیزه و تقلب از سوی ولی فقیه رژیم و سران ارتجاع و فرماندهان سپاه بر میهن ما تحمیل شده بود- با بحران ورشکستگی کامل اقتصادی و پیامدهای ناگوار اجتماعی آن دست و پنجه نرم می‌کند. انتخاب روحانی در جریان انتخابات مهندسی شده ای که حتی هاشمی رفسنجانی- ”یارِ امام“ و کسی که خامنه‌ای را بر کرسی ”ولایت“ نشاند- در آن اجازه شرکت نیافت، تلاش روشن رژیم برای تغییر وضعیت فوق‌العاده بحرانی کشور، عادی سازیِ روابط با غرب و کشورهای امپریالیستی، پایان دادن به تحریم‌های مخرب، و همچنین آرام کردن جو ملتهب جامعه ما در آستانه انتخابات ۹۲ بود.
سخنان علی خامنه‌ای در روزهای اخیر در زمینه ”نرمش قهرمانانه“ را باید زمینه سازیِ رژیم پیش از دیدار حسن روحانی با سران کشورهای غربی، به‌منظور عقب نشینی در مقابل خواست‌های آمریکا و کشورهای غربی دانست. حزب ما، در تمامی هشت سال گذشته، و در همان دورانی که خامنه‌ای و دولت برگمارده او دم از ”تودهنی زدن“ به آمریکا می‌زدند، همواره بر این نظر بود که باید با پرهیز از سیاست‌های تحریک‌آمیز و تنش‌زا، به کشورهای امپریالیستی اجازه نداد تا میهن ما را هدف مداخله‌هایشان قرار دهند. سیاست‌های فاجعه‌بار، نابخردانه، و ماجراجویانه هشت سال اخیر رژیم، نمی‌توانست عاقبتی جز همین ذلت امروزی ”نرمش قهرمانانه“ و تنگناهای دردناکی که گریبان اکثریت مردم محروم ما را گرفته است به ‌همراه داشته باشد.
شرکت میلیون‌ها ایرانی در انتخابات ریاست جمهوری اخیر، بر خلاف همه تبلیغات رژیم و گروه اندکی از سیاسیون وازده و مبلغان شرمگین رژیم ولایت فقیه، نه ‌تنها به ‌معنای تأیید استبداد حاکم بر میهن ما- و یا آن طور که شماری مدعی‌اند- پاک کردن ادعای ”تقلب انتخاباتی“ و در واقع زدودن خاطره کودتای خونین انتخاباتی خرداد ۸۸ نبود، بلکه در نبودِ هیچ نامزد مستقل و اصلاح‌طلبی، رأی به مخالفت با ادامه دولت‌هایی از نوع احمدی نژاد بود که با زور سرنیزه ولی فقیه و فرماندهان سپاه بر میهن ما تحمیل شده بود. آقای روحانی نه‌تنها در دوران کارزار انتخاباتی، بلکه پس از آن هم مدعی نبوده و نیست که اصلاح طلب و خواهان ادامه روندِ اصلاحات در میهن ماست. او دولت خود را دولت اعتدال برای آشتی ولایت با مردم می‌داند. حزب ما همواره معتقد بوده و همچنان معتقد است که، باید با بسیج نیرو در جامعه دولت آقای روحانی را به عملی کردنِ قول‌هایی که در زمینه بهبود وضعیت اقتصادی به نفع مردم داده است وادار کرد. به گمان ما، بر خلاف نظر نظریه‌پردازان نولیبرال دولت جدید، نمی توان با بزک کردن سیاست‌های گذشته وضعیت فاجعه بار کنونی را علاج کرد. ما همچنین معتقدیم که، جنبش مردمی باید با درس‌گیری از سال‌های اخیر همچنان به سازمان‌دهیِ مستقلش همت گمارد. ما عمیقاً اعتقاد داریم که، بدون جنبش مردمی‌ای سازمان یافته و مجهز به برنامه مبارزاتی، نمی‌توان به تغییرهای جدی در اوضاع اسفناک کنونی کشور امیدوار بود. یکی از خواست‌های مردم شرکت کننده در انتخابات و رای‌دهندگان به حسن روحانی، آزادی فوری و بدون قید و شرط همه زندانیان سیاسی- عقیدتی و همچنین پایان دادن به حصرِ آقایان موسوی، کروبی و خانم رهنورد بوده است. اگرجه در روزهای اخیر سران رژیم به منظور آماده کردن شرایط برای مذاکرات روحانی با غرب، شمار اندکی از زندانیان سیاسی را رها کرده اند ولی در این زمینه باید همچنان با ادامه و تشدید فشارها، رژیم را وادار به عقب نشینی کرد.

رزمندگان توده ای! اعضا و هواداران حزب
ما در شرایطی هفتاد و دومین سالگرد حزب را جشن می گیریم که حزب ما امسال ششمین کنگره خود را با وجود جنگ روانی- تبلیغاتی دستگاه امنیتی و کارگزاران آن، با موفقیت کامل برگزار کرد. برگزاری ششمین کنگره حزب، در یکی از حساس‌ترین دوران تاریخ حزب ما، تصویب برنامه جدید و سندِ مهم بررسی یورش رژیم جمهوری اسلامی به حزب ما، در کنارِ سند سیاسی بررسی رویدادهای کشور، بی‌شک سلاح برنده‌ای برای همه رزمندگان توده‌ای در پیکار دشوارمان بر ضد رژیم استبدادی ولایت فقیه در میهن ماست. پیام های بیش از ۵۰ حزب کارگری و کمونیستی جهان به ششمین کنگره حزب ما، نه‌تنها از اعتبار حزب ما در عرصه جهانی حکایت دارد، بلکه طنین پرشکوه انترناسیونالیسم پرولتری و همبستگی پرشورِ میلیون‌ها رزمنده راه کارگران و زحمتکشان در جهان با مبارزات قهرمانانه توده‌ای‌ها در دشوارترین شرایط پیگرد و سرکوب خونین است.
ادامه حیات هفتاد و دو ساله حزب توده ایران، بدون پیکار خستگی ناپذیر و قهرمانانه شما میسر نبوده و نیست. فرزندان حزب در هفتاد و دو سال گذشته، در سهمگین‌ترین آزمون‌ها، وفادار به آرمان‌های والا و انسانی حزب طبقه کارگر ایران، پرچم پر افتخار حزب‌شان و نبرد تاریخی طبقه کارگر و زحمتکشان را در اهتزاز نگاه داشتند، و این رازِ روئین‌تنیِ حزب ماست، که بررغمِ همه تلاش‌های غدارانه ارتجاع، همچنان استوار و نیرومند در عرصه مبارزات سیاسی کشور حضور دارد. همان‌طور که سندهای ششمین کنگره حزب با اتکاء به شواهد انکارناپذیر افشا می‌کند، از آغاز تهاجم ارگان‌های امنیتی رژیم ولایت فقیه، در بهمن ماه ۱۳۶۱، برای نابودی و ریشه‌کن کردنِ حزب توده ایران تا به‌امروز، یعنی نزدیک به ۳۱ سال، رژیم ولایت فقیه همه امکان‌های گسترده‌اش را، از کشاندن قربانیان شکنجه به صفحه تلویزیون، ”خاطرات نویسی“، سند سازی، فرمانِ شورش بر ضد رهبری حزب صادر کردن تا حزب سازی و تلاش برای انشقاق و انفجارِ حزب از درون، به کار گرفته است و همچنان به این تلاش‌ها ادامه می‌دهد. هوشیاری و آگاهی تحسین برانگیز اعضا و هوادارانِ حزب، سد اساسی در برابر توطئه‌های رنگارنگ رژیم، و کلید پیروزی حزب در این نبرد نابرابر بوده است.
کمیته مرکزی حزب توده ایران، با تجدید عهد با انبوه جان‌باختگانِ قهرمانی که تاریخ حزب طبقه کارگر و زحمتکشان ایران را با خون خود نوشته‌اند، و همچنین با همه جان‌باختگانِ راه آزادی، بار دیگر اعتقاد عمیق و خلل‌ناپذیر حزب ما را به رسالت تاریخی‌اش برای رهایی ایران از چنگال استبداد و استقرار آزادی، استقلال واقعی، و عدالت اجتماعی، اعلام می کند.
درود آتشین به خاطره تابناک همه جان‌باختگانِ راه آزادی
و همه جان‌باختگان توده ای!
درود به زندانیان سیاسی و همه خانواده‌های شهدا و زندانیان سیاسی
پیروز باد مبارزه مشترک همه نیروهای آزادی‌خواه برای طرد رژیم ولایت فقیه!

کمیته مرکزی حزب توده ایران
مهرماه ۱۳۹۲

به نقل از “”نامه مردم، شماره ۹۳۰، ۱ مهرماه ۱۳۹۲

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا