گوناگون

هسته‌ی جامعه ماییم

مسئولین را اگر از مسندشان خلع کنند و پول‌هایی که از حلقوم من و شما کشیدند، ازشان بگیرند، چه کاری بلدند بکنند؟

گفتم که بگویم ما دیگر آن ملتی نیستیم که به دست و انگشتمان روبان رنگی ببندیم و روزهای انتخابات به خیابان بریزیم و برقصیم و بوق بزنیم… ما آن مردمی نیستیم که بنشینیم به مناظره‌ای گوش بدهیم که همین دوره قبل نفراتی که حالا سران سه قوه اصلی نظام هستند یکدیگر را به دروغ و فساد و نالایقی متهم کردند.

مسئولین را اگر از مسندشان خلع کنند و پول‌هایی که از حلقوم من و شما کشیدند، ازشان بگیرند، چه کاری بلدند بکنند؟

الهام فلاح-کلمه

این روزها شاید بد نیست برگردم و سریال روزی روزگاری را ببینم. حکایت مردمانی که غیور بودنشان را به رخ می‌کشیدند. مردمانی که زیر بار زور نمی‌رفتند. حکایت پیرزن ایلیاتی که از یک دزد سر گردنه آدم ساخت.

با خودم فکر می‌کنم هرکدام از مسئولین را اگر از مسندشان خلع کنند و پول‌هایی که از حلقوم من و شما کشیدند، ازشان بگیرند، چه کاری بلدند بکنند؟ بلدند با حقوق کارگری و کارمندی از پس عائله‌شان بربیایند‌؟ اگر کاخ‌های دروس و فرمانیه و نیاوران و الهیه و جمشیدیه را ازشان بگیرند بلدند یک لانه‌موش برای خودشان فراهم کنند آن‌هم با پول کم و این قیمت‌ها؟

بلدند در اسنپ نام‌نویسی کنند و در این میانه‌ی خطر و مرگ روزی هزار نفر را سوار و پیاده کنند که معلوم نیست کدام سالم و کدام ناقل و کدام بیمار است؟ بلدند صبح تا شب به مانیتور و نمودارهای بورس و رنگ همیشه قرمز نگاه کنند و بعد از لج مالباختگی زن و بچه را به فحش و فضیحت نکشند؟

بلدند صف بایستند برای مرغ؟ بلدند نگاه همیشه‌منتظر بچه‌ها را تاب بیاورند و دست خالی به خانه برگردند؟ بلدند ماسک یکبار مصرفشان را بشورند و فردا باز همان را بزنند؟ بلدند از پس هر سرفه و گلودردی چهارصد تا پانصد هزار تومن پول تست کووید بدهند‌؟ بلدند دکترا و کارشناسی ارشد بگیرند و باز قدر یک زندگی دونفره ته جیبشان نباشد و بی‌زن و همخوابگی و رابطه غیرپنهانی و نامشروع چهل‌ساله شوند؟ بلدند همه این مصیبت‌ها را بکشند و بعد باز هم خودشان را بکشند برای انرژی هسته‌ای؟

کدام هسته‌؟ هسته‌ی جامعه ماییم آقایان. ما ملت. ما که در یک شهر و در یک روز قریب نود نفرمان از زندگی سیر می‌شود و می‌رسد به مرگ خودخواسته. ما که اخته و یائسه کنج خانه‌های پدرانمان پیر می‌شویم. ما که بچه‌هایمان ماهی یک وعده گوشت هم نمی‌خورند. ماها که یک سطل متوسط ماست را سی شش هزار تومان می‌خریم. ماها که ناامید و خسته‌ایم. ماها که بریده‌ایم. ذله‌ایم.

گفتم که بگویم ما دیگر آن ملتی نیستیم که به دست و انگشتمان روبان رنگی ببندیم و روزهای انتخابات به خیابان بریزیم و برقصیم و بوق بزنیم و خدا را شکر کنیم که اقلا همین چند روز کسی کاری به کارمان ندارد اگر نیمه‌شب توی خیابان برقصیم و هلهله کنیم و چوق الف بر سرمان باشد.

ما آن مردمی نیستیم که بنشینیم به مناظره‌ای گوش بدهیم که همین دوره قبل نفراتی که حالا سران سه قوه اصلی نظام هستند یکدیگر را به دروغ و فساد و نالایقی متهم کردند. شما به درد این صحرا نمیخورید.

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا