گوناگون

وعده تزریق پول به جای تولید و اشتغال

اگرچه اظهارات این فرد از سوی کاربران فضای مجازی بیشتر به شوخی و حتی شعبده‌بازی انتخاباتی تشبیه شده و کمتر کسی این وعده‌ها را باور می‌کند، اما سوالی که مطرح می‌شود این است که چرا باید فضای اقتصادی کشور به جایی برسد که فردی با چنین ادعا برای ثبت‌نام ریاست‌جمهوری به دستگاه‌های قانونی مراجعه کند؟……

همدلی| فاطمه آقایی‌فرد: دیروز فیلم کوتاهی با محتوایی عجیب از چهره فردی که برای نام‌نویسی در انتخابات ریاست‌جمهوری، به وزارت کشور مراجعه کرده بود، در اینستاگرام دست به دست می‌شد؛ مردی حدودا ۶۷ساله که با شعار خاصی توجه خبرنگاران را به خود جلب کرد؛ پرداخت ۲۴۰هزار یورو در سال برای هر ایرانی؛ پیر یا جوان!؛ وعده‌ای که به نظر می‌رسد تا به اینجا تبدیل به یکی از حاشیه‌‌سازترین‌های انتخاباتی شده، اما جدا از مباحث سیاسی و واکنش کاربران در فضای مجازی به این چهره، حرف‌های اقتصادی بسیاری در دل آن نهفته است. در صورتی که قیمت هر واحد یورو به طور متوسط ۲۵هزار تومان در نظر گرفته شود، به ادعای فردی که خواستار ورود به مهم‌ترین بخش اداره کشور است، چیزی حدود ۶ میلیارد تومان هر ساله باید به ۸۰ میلیون ایرانی پرداخت شود. با ضرب همین ۶میلیارد در ۸۰ میلیون نفر هزینه قابل‌توجهی هر سال روی دست بودجه کشور خواهد ماند که موضوع بحث این گزارش اصلا این هزینه‌ها و چگونگی تامین منابع آن نیست. به نظر می‌رسد جدای از این‌که چهر‌ه‌های سیاسی برگزیده شده باید از شرایط خاصی برخوردار باشند و بدون در نظر گرفتن این‌که فردی که چنین شعار را دستاویز تبلیغاتی خود قرار داده، اصلا صلاحیت لازم را از سوی شورای نگهبان دریافت خواهد کرد یا خیر، به نظر می‌رسد فضای اقتصادی کشور بیشتر تحت تاثیر شوهای تبلیغاتی این چنینی قرار گرفته است. یعنی به جای آنکه وضعیت تولید، اشتغال یا حتی دستاوردهایی از قبیل رشد اقتصادی خوب و بهره‌وری کارخانه‌ها مورد توجه افکار عمومی باشد، روحیه بیکارپروری و کسب ثروت آسان مورد توجه است. اگرچه اظهارات این فرد از سوی کاربران فضای مجازی بیشتر به شوخی و حتی شعبده‌بازی انتخاباتی تشبیه شده و کمتر کسی این وعده‌ها را باور می‌کند، اما سوالی که مطرح می‌شود این است که چرا باید فضای اقتصادی کشور به جایی برسد که فردی با چنین ادعا برای ثبت‌نام ریاست‌جمهوری به دستگاه‌های قانونی مراجعه کند؟ بی‌شک چنین وعده‌هایی نشان‌دهنده این است که وضعیت اقتصادی خوب نیست و حال تولید و اشتغال هم جدای از این ماجرا نیست. حتی بدون مراجعه به آمار رسمی هم می‌توان به حال ناخوش اشتغال در کشور پی برد. واقعیت این است که بسیاری از فارغ‌التحصیل‌های دانشگاهی بعد از این‌که سال‌ها عمر خود را در فضاهای آموزشی تلف کرده‌اند، حالا یا بیکار هستند، یا در حرفه‌ای به جز رشته تحصیلی خود با درآمدی زیر خط فقر روزگار را سپری می‌کنند. نرجس، آموزگاری در شرق پایتخت است که می‌گوید: «دوره لیسانس و فوق‌لیسانس خود را در رشته شیلات در یکی از بهترین دانشگاه‌های تهران تمام کرده‌ام، اما تنها کاری که از آن پولی عایدم نشد، رشته‌ای بود که در آن تحصیل کردم، به جای آن کارهای دیگری مانند آرایشگری، حسابداری، مسئول دفتری و تدریس خصوصی پرداختم، و بعد به صورت تجربی معلم شدم که البته درآمد کافی هم از این حوزه‌ها نداشته‌ام». این تنها یکی از نمونه‌های وضعیت اشتغال در کشور است که از نگاه سکانداران اقتصادی همواره پنهان مانده و به جای توجه به این مسائل، شعارهایی برای بهتر شدن اوضاع معیشتی از سوی افرادی که خود را لایق کاندیداتوری می‌دانند مطرح می‌شود. البته این اولین باری نیست که وعده تزریق پول به حساب افراد از سوی کاندیداها یا حتی افرادی که برای ثبت نام مراجعه می‌کنند، مطرح شده، در سال‌های گذشته یارانه هم با همین وعده‌ها و شعارها بود که برای اولین بار پرداخت شد و در همان اوایل راه به بی‌راهه رفت. نگاهی به گزارش‌های موجود درباره وضعیت واحدهای تولیدی طی سال‌های اخیر نشان می‌دهد که تنها در فاز اول اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها، بسیاری از واحدهای تولیدی تعطیل شدند؛ بسیاری از مشاغل در روستا کنار گذاشته شدند و حال واحدهای تولیدی و در نتیجه کارگران هر روز وخیم‌تر از روز گذشته شد. به عنوان مثال در تابستان سال ۹۰ بود که چندین شهرک صنعتی نظیر «شهرک صنعتی البرز» تعطیل و یا نیمه تعطیل شدند؛ آن‌روزها حتی بیش از ۵۰ درصد از واحدهای صنعتی در حوزه «گاوداری و مرغداری» کشور، به تعطیلی کشیده شدند. در همین مدت، بسیاری از قدیمی‌ترین کارخانه‌های کشور نظیر کارخانه‌های تولید واکس «وطن و شفق» با سابقه‌ای ۵۰ ساله تعطیل و کارگرانشان بیکار شد. نگاهی به گزارش‌ها حکایت از این دارد که در همین مدت بسیاری از کوره‌های آجرپزی نیز در سراسر کشور به دلیل افزایش قیمت سوخت تعطیل شدند. یکی از خبرسازترین نمونه‌ها در آن سال‌ها، تعطیلی «شرکت صنایع مخابراتی راه دور شیراز» بود که کارگران به جای دریافت ۲۷ ماه حقوق معوقه خود با تعطیلی شرکت مواجه شدند. در همان روزگار هم بسیاری از کارفرمایان از جمله کارفرمای کارخانه «اطلس تسمه» واقع در شهر صنعتی کاوه، علت اصلی تعطیلی کارخانه را افزایش شدید بهای انرژی مصرفی کارخانه و عدم فروش محصولات تولیدی و وجود محصولات خارجی با قیمت ارزان تر در بازار عنوان کردند. چند سال پیش پایگاه تحلیلی خبری فرارو در تارنمای خود به نقل از یک تحلیل‌گر نوشت: «در ایران؛ بیست هزار کارخانه تولیدی در «رکود» است». یک تحلیل‌گر اقتصادی هم در واکنش به این موضوع گفته بود: «سیاست‌های ارزی ما سیاست‌های قابل توجه و قبولی نبوده است و اگر سیاست‌های ارزی ما سیاست‌های قوی بود قطعا تولیدکنندگان کشور مشکل نداشتند و الان ما چیزی حدود قریب به ۲۰هزار کارخانه تولیدی در حال رکود نداشتیم. این‌ها تبعات واردات نظارت نشده یا مدیریت نشده بر پیکره اقتصاد کشور است.»
آمار این تعطیلی‌ها حتی فزونی گرفت وحال و روز تولید به همین ترتیب وخیم‌تر و البته معیشت نیز بدتر شد. از این صحبت‌ها که بگذریم، گزارش‌های خوبی درباره وضعیت فارغ‌التحصیلان دانشگاهی هم در کشور وجود ندارد. اسفند سال گذشته بود که یک جمعیت‌شناس با نگاهی به آمار بیکاری مردان به ایسنا گفته بود: «در آمارها وضعیت اشتغال براساس جمعیت ۱۰ سال به بالا محاسبه می‌شود و ۳۴ میلیون نفر از مردان ایران ۱۰ سال به بالا هستند که از این تعداد ۱۱ میلیون نفر غیرفعال و ۲۲ میلیون نفر فعال هستند. از این ۲۲ میلیون نفر، ۱۹.۵ میلیون نفر شاغل و ۲.۵ میلیون نفر بیکارِ درجستجوی کارند». بنابر اظهارات این فعال اجتماعی:«از این ۱۹.۵ میلیون نفر شاغل در جمعیت مردان، حدود ۳ میلیون نفر در بخش دولتی مشغول به کار هستند؛ حدود ۱۸ میلیون نفر به نحوی بیمه هستند و ۲ میلیون نفر دارای کار غیررسمی هستند و فعلا بیمه نیستند». مرداد سال ۹۷ هم خبرآنلاین نوشت: «اوضاع اقتصادی در شرایط خاصی قرار گرفته و حالا از گوشه‌ و کنار یه زمزمه تلخی را از سوی برخی دوستان، همکاران و حتی آشنایان خود می‌شنویم: « بریم و مهاجرت کنیم». بر اساس بررسی‌های انجام شده گفته می‌شود که از اوایل آگوست ۲۰۱۷ ( مرداد ۹۶) تا آگوست ۲۰۱۸ ( مرداد ۹۸) میزان جست‌وجوی کلید‌واژه مهاجرت افزایش قابل توجهی داشته است. این افزایش جستجو در میان کاربران ایرانی گوگل در نمودار زیر قابل مشاهده است. در آذر سال ۹۷ هم ایسنا از افزایش تمایل مهاجرت دانشجویان ایرانی خبر داد و در تارنمای خود نوشت، کلیدواژه حرف‌هایشان «اپلای» است. می‌گویند انگیزه تحصیلی اغلب بچه‌ها، ادامه تحصیل در کشورهای خارجی است. پای صحبت‌هایشان که می‌نشینیم از کمبود شغل برای فارغ‌التحصیلان ریاضی می‌گویند و معتقدند به آسانی شرایط تغییر نمی‌کند. این خبرگزاری به نقل از یکی از دانشجویان نوشت: «من در ایران هیچ جایگاه شغلی‌ای برای خود نمی‌بینم. نظام آموزشی ایران همه‌ تمرکز خود را بر روی رشته‌های فنی و مهندسی گذاشته و به علوم پایه اهمیتی نمی‌دهد؛ همین بی‌توجهی باعث شده که رشته ریاضی عموماً خروجی خوبی نداشته باشد. من و بیشتر همکلاسی‌هایم به مهاجرت فکر می‌کنیم. ۹۰ درصد دانشجویان انگیزه ندارند، دلیل این بی‌انگیزگی هم این است که بیشتر دانشجویان از ابتدا به ریاضیات علاقه‌مند نبودند و صرفاً برای تحصیل در دانشگاه تهران این رشته را انتخاب کرده‌اند. اما همکلاسی‌ دیگرش می‌گوید اتفاقاً بچه‌ها سرشار از انگیزه‌اند، ولی انگیزه ادامه تحصیل در خارج از کشور». گزارش‌های این چنینی فراوان است. هر چه که هست، به نظر می‌رسد یارانه‌ای که همواره طی سال‌های اخیر از نگاه دولتی‌ها شبیه میراثی شوم بوده و از نگاه اقشار عادی پول یک شانه تخم‌مرغ هم نمی‌شود، حالا در تنگناهای اقتصادی، بیکاری، کمبود اشتغال و افت اوضاع معیشتی، هر روز به شکل دیگری دستاویز شعارهای تبلیغاتی می‌شود، این در حالی است که کارشناسان اقتصادی همواره بر رونق تولید، افزایش اشتغال و استفاده بهینه از استعداد نیروهای جوان و تحصیکرده برای بهتر شدن اوضاع اقتصاد تاکید کرده‌اند.

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

 

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا