دیدگاه‌ها

آقای تاجزاده باید برای مردم توضیح دهد

آنهایی که خود بخشی از فرآیند حذف و یک دست سازی حاکمیت بودند بدون تبیین کنشهای سیاسی گذشته خود نمی‌توانند امروز پرچمدار حذف ادامه همان روند باشد، فقط به این دلیل که تیغ تیز حذف بر گردن خودشان نشسته است. باید برای مردم توضیح دهند؛ چرا که در نظر بسیاری از نخبگان و مردم، اینها در این روند حذف شراکت داشتند و چون امروز شراکتشان با شرکای دیروز به هم خورده است، برای همین است، از فرآیند حذف نخبگان با عنوان نظارت استصوابی گلایه دارند؛ نه اینکه به لحاظ ماهیت، با آن مخالف باشند.

مرضیه حاجی هاشمی-کلمه

قبلا نیز بدین مضمون سخن رفته است که همه واقفند که تاجزاده، این روزها مصداق بارز گفتمان اصلاح‌طلبی است و زبان گویای مطالبات بنیادین اکثریت جامعه است و تنها کسی است که توانست تا حدودی امید را به طبقه متوسط و نخبگی جامعه بازگرداند و بدون حضور او انتخابات و رقابت ‌آزاد بی‌معناست؛ مگر اینکه مردم باز تصمیم بگیرند، به استراتژی تسکین‌دهنده ی انتخاب بین بد و بدتر اکتفا کنند که در اینجا تعیین‌کننده مردم هستند نه جبهه اصلاحات یا نهاد اجماع ساز؛ چرا که آنها نیز باید خواست مردم را نمایندگی کنند.

جهانگیری برای جذب اکثریتی آرای مردم یا باید از روحانی عبور کند و همه بحران‌ها را ناشی از سوء مدیریتی بداند که نقشی در آن نداشته و رئیس جمهور و رئیس دفترش دست وی را بسته بودند یا باید از دولت موازی عبور کند و همه بحران‌ها را ناشی از دولت دوسر و آشفتگی ارگانیک ناشی از موازی کاری ها و دخالت ها و خودسری های سر دوم دولت در کنار دولت آشکار بداند یا هر دو اینها را راهبرد انتخاباتی خود قرار دهد.

به هر حال تا پرده برنیندازد و خود را مبرا نکند، محال است رای آوری داشته باشد، ظاهراً دیگر مردم قرار نیست از ترس فلان کاندیدای رقیب پای صندوق های رای بیایند و به او رای دهند.

اما سخن اصلی این مجال با تاجزاده است که این روزها کشتی گفتمان اصلاحات را هدایت می‌کند و اوست که می‌تواند جمعیت قابل توجهی از جامعه را سوار بر این کشتی و امیدوار به ساحل نجات کند؛ نه هیچ کاندیدای دیگری. تاجزاده نیز باید پرده براندازد.

آقای تاجزاده یکی از اصلی ترین گزینه های که به حق دست بر روی آن می گذارد، نظارت استصوابی است و راه اول حل بحران ها را حضور نخبگان در قدرت، طی فرآیند انتخابات آزاد می داند؛ اما برای این که حرف او و نخبگان رانده شده و مردمان تحت تأثیر آنها اثر کند و آنها را اقناع نماید و بر کشتی گفتمان سوار شوند، باید بگوید در دهه ۶۰ که حاکمیت عمدتاً به دست چپ ها ( اصلاح طلبان امروز یا سلفهای آنها) بوده است، آن زمانی که انحصار طلبی، مرحله به مرحله، چابک و انقلابی، بسیاری از انقلابیون را از قطار انقلاب پیاده می‌کرد، خود و همفکرانش کجا بودند و در نسبت با این کنش انقلابی چه واکنشی داشتند؟ خود ساکت یا همراه یا عامل بر آغاز فرآیند حذف با‌ خط کش و قالب بسته قرائت خاصی از دین ورزی بودند؟

باید برای مردم توضیح دهند و گذشته خود را شفاف، پیش روی مردم بگذارند و با همان شفافیت و صراحتی که امروز بر ادامه همان فرآیند حذف تحت نام نظارت استصوابی می تازند به وضوح مشخص کنند که از گذشته خود پشیمانند یا از آن دفاع می‌کنند؟ آنهایی که خود بخشی از فرآیند حذف و یک دست سازی حاکمیت بودند بدون تبیین کنشهای سیاسی گذشته خود نمی‌توانند امروز پرچمدار حذف ادامه همان روند باشد، فقط به این دلیل که تیغ تیز حذف بر گردن خودشان نشسته است.

باید برای مردم توضیح دهند؛ چرا که در نظر بسیاری از نخبگان و مردم، اینها در این روند حذف شراکت داشتند و چون امروز شراکتشان با شرکای دیروز به هم خورده است، برای همین است، از فرآیند حذف نخبگان با عنوان نظارت استصوابی گلایه دارند؛ نه اینکه به لحاظ ماهیت، با آن مخالف باشند. آقای تاجزاده باید برای مردم توضیح دهد.

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
دکمه بازگشت به بالا