چرخاندیدگاه‌ها

کووید ۱۹ و فاجعه سرمایه داری

زنجیره کالاهای بین المللی و بحران های محیط زیست و همه گیری اقتصادی

برگردان: واحد مشیر- رابرت جی والاس در کتاب خود Big Farms، به برداشت مارکس از زنجیره های کالا و شکاف متابولیکی اشاره دارد (که طبق آن ثروت خصوصی تنها با تخریب ثروت عمومی جمع می شود) و به اقدامات ریاضت اقتصادی و خصوصی سازی در ارتباط با صنایع کشاورزی و دارویی می تازد و رویکردی ماتریالیستی به تخریب اکولوژیکی و پیدائی بیماری ها دارد.

زنجیره کالاهای بین المللی و بحران های محیط زیست و همه گیری اقتصادی

سرمایه داری با تخریب عظیم محیط زیست،همه گیری (اپیدمیولوژیک) و اقتصادی همراه است. همه گیری کنونی کووید ۱۹ (کرونا) این موضوع را بیش از هر زمان دیگری روشن می کند. با آغاز دهه سوم قرن بیست و یکم، می بینیم که چگونه بحران ساختاری سیستم سرمایه داری ابعاد کیهانی به خود می گیرد و به طور فزاینده ای با ظهور فاجعه جهانی سرمایه داری همراه است.

از اواخر قرن بیستم، جهانی سازی سرمایه داری به طور فزاینده ای به شکل زنجیره کالاهای بهم پیوسته درآمده است شرکت های چند ملیتی، کنترل مناطق تولیدی را که عمدتا در جنوب جهان قرار دارند با مراکز مصرف جهان، صنعت مالی و انباشت سرمایه را که عمدتا در شمال جهان قرار دارند متصل می کنند. اساسا چنین زنجیره های کالایی، زنجیره چرخه های مادی سرمایه جهانی را تشکیل می دهند. در عین حال آنها با پدیده امپریالیسم متاخر همراه با ظهور سرمایه داری انحصار عمومی همراه هستند. این سیستم مبتنی بر اختصاص سودهای گزاف است که از طریق کنترل جهانی تولید بدست می آید: این امر هم از طریق بهره برداری از اختلاف دستمزد جهانی و هم از جانب سوء استفاده بیش از حد از کار صنعتی اتفاق می افتد. سیستم شرکت های چند ملیتی، از طریق بهره برداری از اختلاف قیمت جهانی زمین، که به وسیله آن شرکت های کشاورزی زمین ارزان و نیروی کار ارزان را از جنوب جهانی به منظور تولید محصولات صادراتی به طور عمده برای فروش در شمال جهانی به دست می آورند.

چرخه های پیچیده سرمایه در اقتصاد کنونی جهان، از دو زنجیره تأمین و زنجیره ارزش در مدیریت استفاده می شود. در حالی که زنجیره های تأمین در درجه اول برای توصیف حرکت محصولات مواد بکار برده می شود، اصطلاح زنجیره های ارزش، “افزودن” ارزش در هر گره از زنجیره از استخراج مواد اولیه تا تولید محصول نهایی است. این دسترسی مضاعف به زنجیره های تأمین و ارزش، کاملاً شبیه رویکرد دیالکتیکی کارل مارکس است. در جلد اول “سرمایه”، مارکس در تجزیه و تحلیل زنجیره ای کالا در تولید و مبادله، ویژگی دوگانه کالا را به عنوان استفاده و ارزش مبادله بررسی کرده بود. جنبه طبیعی-مادی کالا در شکل طبیعی آن به عنوان ارزش استفاده و جنبه اقتصادی-اجتماعی آن به عنوان ارزش مبادله ای که در شکل ارزش مربوطه بیان می شود “پیوند در سری دگردیسی های کلی کالا در جهان” است. ( رویکرد مارکس در آغاز قرن بیستم (“روند تبادل کالا»).

از طرف دیگر، مارکس همواره مراقب محدودیت های طبیعی و مادی در چارچوب چرخه سرمایه بود. وی با تأکید بر شرایط تولید طبیعی و متابولیسم گونه های انسانی با کل طبیعت، بر “تولید منفی آن طرف ویرانگر” ایجاد ارزش سرمایه تأکید داشت. او یک “شکاف غیرقابل درمان در متن متابولیسم اجتماعی تجویز شده توسط قوانین طبیعی زندگی” را تشخیص داد، که رابطه مخربی بین سرمایه داری و زمین را تشکیل می دهد. این پارگی در متابولیسم خود را در شسته شدن خاک و بارورسازی اجباری مزارع انگلیسی با گوانو [آمریکای جنوبی] و همچنین در “اپیدمی های دوره ای” ناشی از تناقضات آلی سیستم نشان می داد.

برای درک گرایش های فعلی اقتصاد همه گیری و بحران اقتصاد ترکیبی جدید امپریالیسم، دقیقاً چنین چارچوب نظری مورد نیاز است که بتواند با درج ارزش استفاده و مبادله، ویژگی دوگانه و متناقض را شناسایی کند و به اشکال زنجیره ای کالا نگاهی انداخته شود. این نگاه درک ارتباط بین علت شناسی ( تولید شرایط پیدایش و غیره) بیماری ها توسط صنعت کشاورزی با چرخه سرمایه امپریالیسم و توسعه مربوط به کرونا را ممکن می کند.

با تمرکز بر زنجیره های تأمین، می توان فهمید که چگونه قطع جریان مقادیر استفاده در قالب کالاهای مادی و قطع جریان ارزش می تواند منجر به یک خطر جدی شود. در نتیجه بحران اقتصادی پایدار به یک اقتصاد راکد در حال سقوط، به تهدید و فروپاشی روبنای مالی سیستم می انجامد.

در پشت همه اینها یک شکاف کیهانی بزرگتر نهفته است که ناشی از سرمایه داری فاجعه آمیز امروزی و در تغییرات آب و هوایی و بیش از حد مجاز مشهود است. بحران همه گیری کنونی تنها یکی از جلوه های چشمگیر این روند است.

چرخه های سرمایه ای و بحران های محیط زیستی – همه گیری

نکته قابل توجه، رویکرد جدید و جامع تری در علت شناسی بیماری در دهه گذشته با نام یک سلامت – یک جهان ظاهر شده است. این کار در درجه اول در پاسخ به ظهور بیماری های جدیدتر انسان و دام (یا zoonoses) مانند SARS ، MERS و H1N1 انجام شد که از حیوانات وحشی یا اهلی به انسان منتقل می شدند. مدل One Health تجزیه و تحلیل اپیدمیولوژیک را بر مبنای اکولوژیکی قرار می دهد و بنابراین دانشمندان محیط زیست، پزشکان، دامپزشکان و متخصصان بهداشت عمومی را در یک رویکرد تفکر جهانی گرد هم می آورد.

این رویکرد که با چارچوب اصلی آن و با انگیزه اکولوژیکی، سهم گسترده تری در کنترل بیماری انسان و دام دارد، به طور فزاینده ای توسط سازمان های مسلط مانند بانک جهانی، سازمان بهداشت جهانی و مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها در ایالات متحده اتخاذ شده و در نتیجه مورد سرقت قرار گرفته است. پتانسیل بحرانی آنها رویکرد One Health را برای گردهم آوردن علاقه های متفاوت از جمله بهداشت عمومی، بهداشت خصوصی، دامپزشکی، تجارت کشاورزی و دارویی تمرکز داد. چنین رویکردی اساساً برای تقویت و پاسخ به اپیدمی های اپیزودیک و تقویت یک استراتژی نوظهور شرکتی مبتنی بر گستره سرمایه، به ویژه تجارت کشاورزی، عنصری غالب است، کار می کند. در نهایت این منجر به یک مدل ظاهرا کلی نگر می شود که ارتباط بین بحران های اپیدمیولوژیک و اقتصاد جهانی سرمایه داری را به طور منظم کمرنگ می کند.

در پاسخ به آن، رویکردی جدید و انقلابی در علت شناسی بیماری ها تحت اصطلاح ساختار سلامتی و بهداشت ایجاد شد که مبتنی بر مفهوم One Health است که ریشه در یک سنت گسترده تر تاریخی – مادی دارد. برای طرفداران Struktural One Health، اصل ماجرا این است که کشف کنیم چگونه همه گیری ها در اقتصاد جهانی امروز با چرخه های سرمایه مرتبط می شوند و به سرعت در حال تغییر شرایط محیطی می باشند. مجموعه ای کامل از مقالات توسط تیمی از دانشمندان منتشر شده است (از جمله رودریک والاس، لوئیز اف چاوز، لوک آر برگمان، کنستانسیا آیرس، لنی هوگرورف، ریچارد کوک، رابرت جی والاس)، به عنوان مثال در مورد کنترل بیماری شفاف سازی: جنگل زدایی به رهبری سرمایه، ریاضت اقتصادی بهداشت عمومی و عفونت ناشی از ناقل یا اخیراً درکرونا و دوره های سرمایه ساختار بهداشتی آنها تعریف شده است و به عنوان “یک منطقه جدید [که] اثرات چرخه سرمایه جهانی و سایر زمینه های اساسی از جمله تاریخچه فرهنگی اقتصاد گسترده کشاورزی منطقه ای و پویایی بیماری های مربوط به گونه های مختلف را بررسی می کند.

رویکرد انقلابی ماتریالیسم تاریخی: تمرکز بر زنجیره های تأمین به عنوان محرک های همه گیری و کنار گذاشتن رویکرد سنتی “جغرافیای مطلق” در مکان های خاصی که ویروس های جدید ظهور می‌کنند داشته، و بدون توجه به مسیرهای اقتصادی، همه گیری را به عنوان یک رویداد تصادفی درک نمی کند بلکه بازتابی کلی از بحران ساختاری سرمایه و به معنای “فراتر از سرمایه” ارزیابی می کند. رویکرد زیست شناسی دیالکتیکی اصرار بر بازسازی بنیادی جامعه به طور کلی در جهت «متابولیسم کیهانی پایدار» دارد.

رابرت جی والاس در کتاب خود Big Farms، به برداشت مارکس از زنجیره های کالا و شکاف متابولیکی اشاره دارد (که طبق آن ثروت خصوصی تنها با تخریب ثروت عمومی جمع می شود) و به اقدامات ریاضت اقتصادی و خصوصی سازی در ارتباط با صنایع کشاورزی و دارویی می تازد و رویکردی ماتریالیستی به تخریب اکولوژیکی و پیدائی بیماری ها دارد.

البته این نگاه ماتریالیسم تاریخی همه گیری، به راحتی از خلاء نیامده، بلکه بر پایه سنت طولانی از مبارزات و تحقیقات سوسیالیستی و تحلیل های مهم از همه گیری ها است. این شامل مقاله های تاریخی مانند

۱) “وضعیت طبقه کارگر در انگلیس” (انگلس) است که از بعد طبقاتی، بیماری های عفونی را نام می برد.

۲) بحث های مارکس در مورد اپیدمی ها و شرایط عمومی بهداشت در “سرمایه”؛

۳) تحقیقات انجام شده توسط جانورشناس انگلیسی E. Ray Lankester (که از محافظان چارلز داروین و توماس هاکسلی و دوست مارکس بود) در کتاب “جزیره امپراطور” (۱۹۰۷) در مورد درمان منابع انسانی بیماری و مبنای آنها در کشاورزی، بازارها و دارایی سرمایه داری

۴) “آیا سرمایه داری یک بیماری است؟”

(لوینز) به ویژه در همه گیری جدید ماتریالیسم تاریخی مرتبط با Struktural One Health (ارتباط تنگاتنگ بین سلامت انسان و بهداشت حیوانات و محیط زیست)، ،شناخت آشکار نقش تجارت کشاورزی جهانی و ادغام تحقیقات دقیق در مورد هر جنبه از علت بیماری با تأکید بر مشترکات انسانی است. چنین بیماری هایی همانطور که راب والاس در کتاب “مزارع بزرگ، آنفولانزای بزرگی ایجاد می کنند” معتقد است: “نتیجه زیست ناخواسته تلاشی برای سوق دادن زیست شناسی و زیست محیطی حیوانات به سمت سودآوری چند ملیتی است”، ایجاد باکتری ها و ویروس های کشنده جدید. مزارع خارج از شهرها که از تک فرهنگی ژنتیکی حیوانات تشکیل شده اند و “آتش سوزی” ایمنی طبیعی (از جمله مزارع بزرگ خوک و طیور) را از بین می برند، در ارتباط با جنگل زدایی سریع و اختلاط بی نظم پرندگان وحشی و سایر حیوانات وحشی با تولید حیوانات صنعتی مانند این اتفاق می افتد، به عنوان مثال در جاهای به اصطلاح مرطوب شرایط را برای گسترش عوامل بیماری زای کشنده مانند SARS، MERS، ابولا، H1N1 و اکنون SARS-CoV-2 ایجاد می کند. بیش از نیم میلیون نفر در سراسر جهان به دلیل ویروس آنفلوآنزاH1N1 جان خود را از دست داده‌اند (به ویژه انسان‌ها و برخی حیوانات و سایر گونه های پستانداران را در بر گرفته)، در حالی که مرگ ناشی از SARS-CoV-2 احتمالاً بیش از این تعداد است.

والاس می نویسد: “شرکت های کشاورزی در حال جابجایی مشاغل خود در جنوب جهان برای کار و زمین ارزان هستند” و “بدین ترتیب خطوط تولید خود را در سراسر جهان گسترش می دهند”. پرنده ها، خوک ها و انسان ها با هم ارتباط برقرار می کنند و بیماری های جدیدی ایجاد می کنند. به گفته والاس، “امواج آنفلوانزا” “امروزه در داخل یک شبکه جهانی از شرکت های تولید کننده و تجارت خوراک دام بوجود می آیند و در آنها معمولا سویه های خاصی رشد می کنند. با گله های پرندگان و گاو ها که از منطقه ای به منطقه دیگر با فاصله مکانی رانده می شوند، سویه های مختلف ویروس به گونه ای منظم به مکان هایی با جمعیت حیوانات انتقال داده می شوند. مکان های وسیع مرغداری می توانند از این نمونه های خطرناک برخوردار باشند.

برای درک علت ویروس های آنفلوانزائی جدید مانند H5N1 در راستای زنجیره تأمین تولید طیور، از تحلیل زنجیره ای ارزش استفاده شد. ظهور آنفلوانزا در جنوب چین را می توان در زمینه “حال” تاریخی جستجو کرد. در این “ترکیب های تازه چندش آور، ویروس از مخلوطی از اکوسیستم های کشاورزی که از زمان های مختلف (تاریخی) بوجود می آیند و از کشت و کارشناسی های مخلوط کشاورزی از مراحل مختلفی منشا می گیرند، که هم از جهت مسیر به یکدیگر وابسته و هم در تعامل متقابل هستند. به عنوان مثال، در مورد H5N1، که از تعامل زمان های باستان وجود داشته (مورد مصرف برنج)، و اوایل دوران مدرن (اردک های نیمه اهلی) و در شرایط کنونی (افزایش تولید مرغ) ” هستند.

این تحلیل همچنین توسط جغرافی دانان رادیکالی مانند برگمان، که با “همگرایی زیست شناسی و اقتصاد فراتر از یک زنجیره کالا در تار و پود اقتصاد جهانی” سروکار دارند، گسترش یافته است. از پیوستگی عرضه جهانی صنعت کشاورزی بهم که زمینه ای برای بروز انواع جدیدی از بیماری‌های انسان و حیوان را بطور مشترک ایجاد می کند، اطمینان حاصل می شود که این عوامل بیماری را به سرعت از یک مکان به مکان دیگر انتقال داده می شوند. افراد هائی که پس از غذاخوری در رستورانی، از یک قسمت شهر طی لحظاتی سمت دیگر می روند، میکروب ها نیز می توانند از این زنجیره های تحرک و جابجائی(سازی) نیز استفاده می کنند. والاس و همکارانش می نویسند: “برخی عوامل بیماری زا مستقیماً در مراکز تولید بوجود می آیند. اما بسیاری از آنها مانند کووید ۱۹ ریشه در محدودیت تولید سرمایه دارند. حداقل ۶۰ درصد از عوامل بیماری زای جدید انسانی در اثر نشت از حیات وحش به جوامع محلی بشر ایجاد می شوند (قبل از اینکه افراد موفق به جلوگیری سرایت بقیه بشوند). با توجه به شیوع این بیماری ها، بطور خلاصه باید گفت که: “فرضیه عملیاتی اساسی این است که علت کووید ۱۹ و سایر عوامل بیماری نه تنها در محیط یک عامل عفونی یا در روند بالینی آن، بلکه در زمینه روابط اکوسیستم که سرمایه و سایر علل ساختاری آن که منجر به بازسازی برای منافع خود می‌شود را باید جستجو نمود.

تجدید ساختار امپریالیستی تولید در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم – که به آن جهانی سازی نیز گفته می شود – در درجه اول نتیجه بهره برداری از تفاوت های دستمزد و سوء استفاده بیش از حد و فوق العاده از نیروی کار مزدی بود. این روند عمدتا به نفع سرمایه جهانی و مراکز مالی صورت می گیرد. و نیز توسط بهره برداری همزمان از تفاوت قیمت جهانی زمین توسط تجارت بزرگ چند ملیتی.

مناظر تازه شهرنشینی چه به عنوان بازارهای محلی و چه به عنوان نقاط ترانزیت و مراکز منطقه ای، کالاهای کشاورزی جهانی عمل می کنند (…). در نتیجه، رشد بیماری های جنگلی، منابع اولیه عوامل بیماری زا، دیگر محدود به مناطق داخلی نیستند. اپیدمی های مرتبط با آنها خود در رابطه با محورهای زمان و مکان ملموس شده اند. ویروس SARS می تواند به طور ناگهانی در میان مردم یک شهر بزرگ گسترش یابد – فقط چند روز پس از بیرون آمدن از لانه خفاش.

از بین بردن پیوند های تأمین و زدودن تاثیر جهانشمول آن

عوامل بیماری زای جدیدی که ناخواسته توسط صنعت کشاورزی آشکار می شوند، محصول جانبی سمی سیستم تولید سرمایه داری اند که آنها را می‌توان به عنوان بخشی از رژیم غذایی جهانی در زنجیره کالاهای صنعت کشاورزی جستجو کرد. اثرات موج دار فاجعه زیست محیطی به طور قابل توجهی به توسعه همه گیری کووید ۱۹ کمک کرده و در نتیجه کل سیستم تولید جهانی را مختل کرده است. تاثیر بسته شدن و اقدامات فاصله گذاری اجتماعی و تعطیلی موقت تولید در بخش های کلیدی جهانی بدنبال کرونا، زنجیره های تأمین و ارزش را در سراسر جهان متزلزل کرده و تأثیر «شلاقی» بر تولید گذاشته است. علاوه بر این همه گیری کووید ۱۹ در متن نظام جهانی سرمایه داری انحصار نئولیبرال که اقدامات ریاضتی را نیز اعمال می کند، بر مراقبت های بهداشت عمومی در سراسر جهان نیز تأثیر گذاشته است. مقدار عظیمی از ارزش افزوده در مناطق کمتر توسعه یافته تولید می‌شود که در حساب محصول ناخالص ملی به عنوان ارزش افزوده در کشورهای صنعتی ثبت می شود. این سیستم جدید بهره برداری و مصادره بین المللی مرتبط با تولید جهانی شده، ساختار امپریالیسم متاخر در قرن بیست و یکم را تشکیل می دهد.

تحولات انقلابی در بخش حمل و نقل و ارتباطات به نفع همه اینها بود. با گسترش ظرف استاندارد، هزینه های حمل و نقل کاهش یافت. فن آوری های ارتباطی مانند کابل های فیبر نوری، تلفن های همراه، اینترنت، نشست های دیجیتال و کنفرانس های ویدئویی، شبکه جهانی را تغییر دادند. سفر هوایی ارزان امکان سفر سریعتر را فراهم کرد. حدود یک سوم صادرات آمریکا واسطه محصولات نهایی تولید شده در سایر نقاط است، مانند پنبه، فولاد، موتور و نیمه هادی ها.

امروزه زنجیره تامین جهانی به سرعت در حال تغییر است و موجب ایجاد یک ساختار انباشت بین المللی سلسله مراتب فزاینده شده است. نتیجه اتصال همه قسمتهای زمین در درون یک سیستم ستم. این پیوند اکنون در میان اثرات جنگ تجاری آمریکا علیه چین و تأثیر اقتصادی جهانی بیماری کرونا، اولین نشانه های بی ثباتی را نشان می دهد.

همه گیری کووید ۱۹، با تعطیلی و اقدامات فاصله گذاری اجتماعی، “اولین بحران جهانی زنجیره تأمین” است. این امر منجر به استهلاک اقتصادی، بیکاری عظیم و کم کاری، سقوط شرکت ها، گرسنگی گسترده و محرومیت های دیگر شده است. یکی از کلیدهای درک پیچیدگی و هرج و مرج بحران فعلی این است که بفهمیم هیچ مدیر عامل هیچ شرکت چند ملیتی دید کاملی از زنجیره تأمین شرکت ندارند. معمولاً مراکز مالی و خریداران شرکت ها تنها تأمین کننده های مستقیم خود را می شناسند نه تأمین کنندگان دست دوم و یا سوم خود را. مانند شرکت چند ملیتی فولکس واگن، که ۵۰۰۰ تامین کننده مستقیم دارد که همه آنها به طور متوسط حدود ۲۵۰ تأمین کننده سطح دوم دارند. این بدان معناست که این شرکت در واقع ۱.۲۵ میلیون تأمین کننده دارد که اکثریت قریب به اتفاق آنها را نمی شناسد. “این حتی شامل تأمین کنندگان سطح سوم هم نمی شود. با شروع بیماری همه گیر فعلی کرونا در ووهان چین، مشخص شد که حدود ۵۱۰۰۰ شرکت جهانی حداقل یک تامین کننده مستقیم و حدود پنج میلیون شرکت دیگر یک تأمین کننده سطح دوم در منطقه دارند. در ۲۷ فوریه سال ۲۰۲۰، زمانی که اخلال در زنجیره های تأمین هنوز محدود به چین نبود، مجمع جهانی اقتصاد با استناد به برآوردی از Dun & Bradstreet گزارش داد که بیش از ۹۰ درصد شرکتهای Fortune 1000 تأمین کننده سطح اول یا دوم هستند، تحت تأثیر ویروس قرار گرفته اند.

با توجه به اثرات SARS-CoV-2، شرکتها به طور ناگهانی به یک نیاز فوری تبدیل شده اند تا سعی کنند کل زنجیره های تأمین خود را پوشش دهند. اما این بسیار پیچیده است. هنگامی که فاجعه هسته ای فوکوشیما رخ داد، مشخص شد که منطقه فوکوشیما ۶۰ درصد از قطعات اساسی تولید اتومبیل و به همین نسبت قطعات دیگر در ارتباط با اتومبیل را تولید می کردند. در آن زمان برخی از گروه های مالی انحصاری سعی در ترسیم زنجیره های تأمین خود داشتند. طبق گزارش هاروارد بیزینس ریویو، مدیران یک تولید کننده نیمه هادی ژاپنی گفتند که بیش از یک سال طول کشید تا یک تیم ۱۰۰ نفره شبکه های تأمین شرکت را به سطوح پایین تر برسانند.

شرکت ها در حال حاضر با زنجیره های محصولی روبرو هستند که در آن بسیاری از حلقه های زنجیره ای نامرئی هستند و زنجیره ها همزمان در مکان های مختلف پاره می شوند. این امر منجر به وقفه و عدم اطمینان در آنچه مارکس “مجموعه عمومی دگردیسی” می نامید می‌شود. در تولید، توزیع و مصرف، و در تقاضای عمومی، تغییرات غیر قابل پیش بینی روی داد. تأثیر همه گیری ویروس کرونا در انباشت جهانی در مقیاس بی سابقه ای است، همچنان نیز هزینه های آن برای اقتصاد جهانی همچنان در حال افزایش است. در پایان ماه مارس، حدود سه میلیارد نفر در کره زمین مستقیماً تحت تأثیر تعطیلی یا اقدامات فاصله گذاری اجتماعی قرار گرفتند. اکثر شرکت ها احتمالاً برنامه ای برای پاسخگویی به وقفه های متعدد در زنجیره تأمین نداشتند. دامنه این مشکل زمانی آشکار شد که دهها هزار تأمین کننده – از چین و سپس در مناطق گسترش یافته – اعلام کردند به دلیل وقایع خارق العاده، با استناد به فورس ماژور، قادر به انجام قرارداد خود نخواهند بود. “سفرهای خالی” کشتی ها که بارهای عادی آنها به دلیل خرابی کالاهای پیشنهادی تقاضا، لغو شد، افزایش یافت. در اوایل آوریل، ایالات متحده، فدراسیون ملی خرده فروشی را جهت حمل و نقل (کانتینری) تا مارس ۲۰۲۰ برای پنج سال را ثبت کرد، اگرچه انتظار می رفت که رکود سرعت بگیرد. در سراسر جهان پروازهای مسافربری حدود ۹۰ درصد کاهش یافته است. شرکت های هواپیمایی مهم آمریکا کابین مسافران را بازسازی کرده و صندلی ها را برداشته اند تا بتوانند از ماشین آلات به عنوان پروازهای باری استفاده کنند.

در ابتدای آوریل، سازمان تجارت جهانی در یک سناریوی خوش بینانه برای سال۲۰۲۰ کاهش تجارت جهانی سالانه را در نتیجه بیماری همه گیر کووید ۱۹ با ۱۳ درصد، در سناریوی بدبینانه با ۳۲ درصد تصور کرد. در حالت دوم، آنچه در رکود بزرگ ۱۹۳۰ در طی سه سال اتفاق افتاده بود را در یک سال اتفاق بررسی نمود!

اثرات جدی تعطیلی در زنجیره های تأمین جهانی ناشی از همه گیری به ویژه در زمینه تجهیزات پزشکی مشهود است. Premier، یکی از سازمان های بزرگ تأمین منابع بیمارستانی در ایالات متحده، گفت که آنها به طور معمول سالانه حداکثر بیست و چهار میلیون دستگاه تنفس (ماسک) N95 برای اعضای خود و سازمان های مراقبت های بهداشتی خریداری می کنند. اما تنها در ژانویه و فوریه سال ۲۰۲۰، پنجاه و شش میلیون ماسک توسط اعضا استفاده شد. در پایان ماه مارس، پریمیر ۱۱۰ تا ۱۵۰ میلیون ماسک بیشتر سفارش داد، در حالی که شرکت های وابسته به آن مانند بیمارستان ها و خانه های سالمندان در یک نظرسنجی گفتند که آنها بیش از یک هفته عرضه نداشتند. در حالی که عرضه جهانی مسدود شده بود، تقاضا برای ماسک های پزشکی افزایش یافت. در چین نیز اواخر ماه مارس تولید تجهیزات تست کووید ۱۹ دچار کمبود شد.

در شرایط کنونی تنگنای عرضه کالاهای مهم دیگری مانند لباس های شیک که تقاضای آنها به شدت کاهش یافته و در فروشگاه های بزرگ انباشته شده‌اند بوجود آمده است. در جهانی مملو از تولید به موقع و رقابت مبتنی بر زمان، سهام معمولاً به منظور کاهش هزینه ها به حداقل می‌رسد.

شرکت های چند ملیتی که به ارزش استفاده از محصولات خود اهمیت نمی دهند، تا زمانی که بتوانند ارزش مبادله کافی با آنها تولید کنند، اثرات واقعی اقتصادی شکست در زنجیره های تأمین از طریق قطع زنجیره های ارزش را تجربه می‌کنند. در حالی که اثرات اختلال در عرضه جهانی برای مدتی به طور کامل درک نخواهد شد، استهلاکی که شرکت ها متحمل می شوند نشان دهنده بحرانی است که بر روی انباشت سرمایه عمومی ایجاد می شود. اخلال در زنجیره تأمین، چیز جدیدی نیست: صدها شرکت از جمله شرکت هایی مانند بوئینگ، نایک، هرشی، سان، مایکروسیستم و سیسکو با اختلالات مهم در زنجیره تامین در چند دهه گذشته روبرو شده اند. مطالعات انجام شده در حدود هشتصد مورد، تأثیر متوسط چنین اختلالی را در زنجیره تأمین بر مشاغل نشان داده شد. این شامل “کاهش ۱۰۷ درصدی درآمد عملیاتی، کاهش ۱۱۴ درصدی فروش، کاهش ۹۳ درصدی بازگشت سرمایه واقعی، رشد پایین فروش ۷ درصدی، رشد هزینه ۱۱ درصدی و رشد موجودی ۱۴ درصدی” است. اثرات منفی آن معمولاً حدود دو سال به طول انجامید. همین تحقیق نشان می دهد که “شرکت هایی که دچار اختلال در زنجیره تأمین شده اند، در مقایسه با صنایع خود در طی سه سال آغاز و پایان یک سال قبل و دو سال پس از تاریخ اعلام اختلال، بازده سهام شان بین ۳۳ تا ۴۰ درصد کاهش را نشان می دهد. نوسان قیمت سهم در سال بعد از وقفه نیز ۱۳.۵ درصد بیشتر از نوسان سال قبل از وقفه است.

حتی اگر کسی دقیقاً نداند که همه اینها در بحران فعلی اتفاق افتاده است، سرمایه عواقب ناشی از ارزش آفرینی و انباشت را با ترس نشان می دهد. تولید در همه جا رو به کاهش است و بیکاری و کم کاری در حال افزایش است. شرکت ها کارگران خود را اخراج می کنند، در آمریکا به این معنی است که آنها به حال خودشان رها شده اند. اکنون شرکت ها در حال رقابت هستند تا هر چه سریعتر زنجیره های مواد اولیه خود را دوباره ادغام کنند و در یک بحران کاملاً گسترده، ثبات خاصی را حفظ کنند. علاوه بر این، برهم خوردن کل زنجیره دگردیسی های موجود، کار جهانی را تهدید می کند که منجر به فروپاشی اقتصادی اقتصاد جهانی شود که هنوز هم با رکود و بدهی مالی روبرو است.

زنجیره تأمین مالی که شرکت ها را قادر می سازد پرداخت کمک های مالی به تأمین کنندگان را به تعویق بیندازند، لزوماً کوچکترین مورد ضعف نیستند که قابل مشاهده اند. بر طبق نظر وال استریت ژورنال، برخی از شرکت ها تعهدات مالی در زنجیره تأمین دارند که بدهی خالص گزارش شده آنها را کوتاه می کند. این تامین کننده بدهی ها، توسط موسسات مالی دیگری به صورت قرضه های کوتاه مدت فروخته می شوند. به عنوان مثال Credit Suisse دارای اوراق قرضه از شرکت های بزرگ آمریکایی مانند Kellogg و General Mills است. در صورت وقفه در زنجیره تأمین، این زنجیره مالی پیچیده، خود به حالت بحران در می آید.

کوتاه شده از منبع: اقتصاد و سیاست چپ

نویسندگان: John Bellami Foster / Intan Zuwandi

برگردان: واحد مشیر

https://www.linksnet.de/artikel/48040

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

 

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا