اخبار

پرسش صریح سازمان معلمان ایران از حسن روحانی

سازمان معلمان ایران به مناسبت روز جهانی معلم نامه ی سرگشاده ای منتشر کرده و از حسن روحانی پرسیده است آیا معلمان ایران مجاز هستند به این مناسبت گردهمایی های خود را برگزار کنند؟ …

پنجم اکتبر برابر با ۱۴ مهرماه از سوی سازمان یونسکو “روز جهانی معلم” نامگذاری شده است. از سال ۱۹۹۴ این روز هر ساله از سوی یونسکو جشن گرفته می شود و توصیه شده است برگزاری جشن و مراسم بزرگداشت در سطح ملی بر عهده کشورها باشد. این مصوبه در اجلاس ۴۴ و با پیشنهاد دبیرکل یونسکو بر این نکته تاکید می کند برای بالا بردن کیفیت آموزش و پرورش باید کیفیت کار وزندگی معلمان ارتقا یابد و معلم از جایگاه اجتماعی مناسبی برخوردار شود. با آنکه وزیر وقت آموزش و پرورش (دکتر نجفی) از امضاکنندگان این طرح بوده اند اما در سال های گذشته شاهد غفلت نسبت به این روز جهانی هستیم.
روز جهانی معلم روز گفت وگو، منطق و روز نمایش همبستگی انسان های فرهیخته و عالم است. این روز به ما یادآور می شود که معلمان خوب قادر به ارائه آموزش خوب هستند. معلمان در کار روزانه خود از طریق تقویت نیروی انسانی نقش موثری در توسعه پایدار و دانایی محور در جوامع ایفا می کنند. آموزش درست و مبتنی بر استانداردهای لازم، تبدیل مدارس به محیط دوست داشتنی و دلگرم کننده برای دانش آموزان مستلزم فضایی است که به حقوق معلم و دانش آموز احترام گذاشته شده و مشارکت آنان در امور مختلف تسهیل شود. متاسفانه، غالب معلمان جامعه ما که مسوولیت تربیت بیش از ۱۲ میلیون دانش آموز را عهده دار هستند، شرایط سختی را تجربه می کنند…
این روز مناسبتی است تا معلمان سراسر جهان به یک حس مشترک برسند و بتوانند با یکدیگر تعامل داشته باشند.
روز جهانی معلم، فرصتی است تا معلمان بیش از پیش به اهمیت حرفه خویش آشنا شوند و مسائل آموزش و پرورش را در یک نگاه ملی و فراملی جست و جو کنند.
با این که ایران به صورت رسمی، به عنوان عضوی از یونسکو، رسمیت این روز را پذیرفته است و حتی بخشنامه ای به شماره ۶٣٨۹۷۰۰ و به تاریخ ٨٣/۶/۲ مبنی بر بزرگداشت این روز از سوی وزارت آموزش و پرورش به استان ها، مناطق و مدارس کشور ارسال شده است، اما این روز متاسفانه هیچ انعکاسی در پورتال و حتی صحبت های مسئولان و سرپرست وزارت آموزش و پرورش نداشته است!

آقای روحانی!
در ابتدای مهرماه و به مناسبت آغاز سال تحصیلی، سخنان مهمی در مورد حق گفت و گو، نقد و انتقاد و حق اعتراض بیان کرده اید.
شما اعتراض را آغاز شکوفایی کرامت انسان دانسته اید.
مردم به برنامه ها و سخنان شما رای دادند و انتظار منطقی آن ها این است که انعکاس این گونه سخنان را در بدنه دولت و سخنان مسئولان شما ببینند.
وزراتخانه ای که قاعدتا باید زیر مجموعه شما باشد به راحتی سخنان شما را در این مورد از صفحه اول سایت رسمی خود حذف می کند؟!
آیا روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش و سایر مسئولان قرار است در خط دیگری غیر از برنامه های ارائه شده توسط شما حرکت کنند؟

آقای روحانی!
مگر شما نبودید که در تربیون سازمان ملل متحد از گفت گو و تعامل سخن راندید؟
مگر شما نبودید که در آغاز سال تحصیلی همه را به نقد و انتقاد و داشتن حق اعتراض فرا خوانده اید؟
اگر معلمان قصد برگزاری نشستی برای بزرگداشت این روز جهانی و اعتراض به بی اعتنایی مسئولین آموزش و پرورش به این روز را داشته باشند چه باید کرد؟
آیا نشست آن ها تجمع و تبانی تلقی نخواهد شد؟
ایا تجمع آن ها تبلیغ علیه نظام نام نخواهد گرفت؟
شما بگویید با این مسئولینی که ساز خود را می زنند و صدای مردم را هم نشنیده اند، چه باید کرد؟
منتظر راهنمایی های شما هستیم…

سازمان معلمان ایران – روز جهانی معلم۱۳۹۲

***
تشکل های صنفی معلمان کشور در روز جهانی معلم، خواستار توجه به احکام قضایی سنگین برای معلمان شدند

بیانیه ی جمعی از تشکل های صنفی معلمان کشور

به مناسبت ۵ اکتبر، روزجهانی معلّم(۱۳مهر۱۳۹۲)

«تهران، همدان، یزد، خراسان رضوی، کردستان و گیلان»

در گاه شمار تاریخی ایران در هـر سال تحصیلی دو روز به نام معلم نامیده می شود. ۱۳ مهر (۵ اکتبر) روز جهـانی معلم و ۱۲ اردیبهشت روز ملی معلم. کانـون های صنفی معلمان ضمن گرامی داشت هر دو مناسبت، روز جهـانی معلم را به تمامی همـکاران شـادباش گفته و از آنان دعوت می نمایند با طرح ِ مسایل مورد نظر خود، به عنوان عضوی از جامعه ی بزرگ معلمان ایران و جهان، مشکلات موجود در آموزش و پرورش را به رغم تکراری بودن به گوش مسئولان برسانند.

از آنان دعوت می نمایند با طرح ِ مسایل مورد نظر خود، به عنوان عضوی از جامعه ی بزرگ معلمان ایران و جهان، مشکلات موجود در آموزش و پرورش را به رغم تکراری بودن به گوش مسئولان برسانند.

همکاران گرامی!

مهرماهِ امسال را در شرایطی آغاز نمودیم که چند ماهی است جوانه های امید به بهبود اوضاع با حاکمیت خرد و اندیشه، سر برآورده و بوی تغییر از اوضاع جهان می شنویم. گرچه در نخستین گـام، شخصیت مطلوب فرهنگیان انتخاب نشد و یک بار دیگر آموزش و پرورش، سال تحصیلی را بدون وزیر آغاز نمود؛ اما همچنان به تدبیرِ ریاست محترم جمهور، امید داریم تا فردی به عنوان وزیر آموزش و پرورش معرفی گردد که بتواند بافتِ گسترده ترین و مهمترین وزارت خانه دولت را از بند افکار کهنه و غیر علمی رها سازد. چرا که به گفته ی رییس جمهور محترم ”بهروزی یک ملت در سایه ی خرد و علم است و علم چیزی جز انباشت تجربیات و خرد نیست.” تجربیات چند دهه ی اخیر به ما نشان داده است که اندیشه و ساختار کنونی حاکم بر آموزش و پرورش، توان بر دوش گرفتن مسئولیت سنگینِ ساختن ِایران ِ آینده و آینده ی ایران در مدارس کشور را ندارد.

همچنین انتظار ما از دولت تدبیر و امید این است که حق قانونی تشکل های صنفی معلمان کشور را به عنوان ناظران مدنی به رسمیت شناخته و در خصوص تمدید و صدور پروانه های فعالیت آنان اقدام جدی و مسئولانه نماید.

همکاران ارجمند!

اولین روز سال تحصیلی جدید با ایراد سخنان مهمی از جانب رییس جمهور محترم همراه شد. سخنانی که هم مبنای قانونی دارد و هم خواسته هایی انسانی است ؛ اما چنین سخنانی از زبان مسئولان کمتر شنیده شده :

«  در محیط آموزش و پرورش نباید تفاوتی میان افراد بر اساس نژاد، چهره و تعلق به گروه سیاسی خاص وجود داشته باشد.

      مخالفت جدی با اهانت به دانش آموزان و تنبیه بدنی.

     توصیه به برقراری زنگ کتاب و زنگ گفت و گو   و … »

کانون های صنفی معلمان صادرکننده ی این بیانیه ، ضمن اعلام حمایت و همسویی با این سخنان، توجه ریاست محترم جمهور و سایر مسئولان کشور را به نکاتی چند ، معطوف می دارند :

مقابله با تمامی جنبه های خشونت نسبت به شهروندان ایرانی به ویژه معلمان، نوجوانان و جوانان، بخشی از باورِ ماست. به گمان ما کودک و نوجوانی که انواع خشونت کلامی، جسمی و… را در محیط خانواده، در رفتار ارگان های انتظامی با شهروندان در جامعه، در تلویزیون و… مشاهده یا تجربه می نماید، درک صحیحی از رفتار فاقد خشونت در کلاس و مدرسه نخواهد داشت. این در حالی است که اندک رفتار خشونت آمیز در مدرسه – که البته کم آن هم زیاد است و نباید باشد- به شدت بزرگ نمایی می شود و سایر رفتارهای ازاین نوع در جامعه توجیه می گردد. رییس جمهور محترم به درستی اعلام نمودند:“دانش آموز باید بداند اگر حقش تضییع شد حق دارد اعتراض کند و حق اعتراض دانش آموز باید از مدرسه آغاز شود… حق اعتراض، آغاز شکوفایی کرامت و عظمت یک انسان است و ما باید آن را از مدرسه آغاز کنیم.”

پر واضح است ، وقتی رئیس جمهور محترم، چنین حقی را برای دانش آموزان قایلند، به طریق اولی چنین حقی را برای معلمان ِ این دانش آموزان نیز  روا می دارند. در این جا لازم است خدمت رییس محترم قوه ی مجریه اعلام نماییم که در هشت سال ِسیاهی که بر مردم این مملکت به طور اعم و بر فرهنگیان این مرزو بوم به طور اخص رفت، تعداد زیادی از معلمان به خاطر همین حق ِ بدیهی به زندان و تبعید فرستاده شدند، یا از کار انفصال و اخراج گردیدند. هم اینک نیز معلمانی نظیر رسول بداقی، محمود باقری، عبدالله مومنی، محمد داوری و… هریک چندین سال است به دلیل اعتراض به تضییع حقوق فرهنگیان در زندان به سر می برند. افرادی مانند علی اکبر باغانی، محمود بهشتی،مختار اسدی، هاشم خواستار، نبی ا… باستان فارسانی، اسماعیل عبدی، علیرضا هاشمی و… باز به همین دلیل به زندان و تبعید محکوم گردیده اند و چنانچه اقدام فوری صورت نگیرد بازهم راهی زندان خواهند شد! معلمانی که شاهد چنین احکامِ سنگینی برای نمایندگان ِصنفی  خویش – به دلیل پافشاری بر ابتدایی ترین حقوق شان- هستند و سایه ی سنگین انفصال، بازنشستگی اجباری، اخراج، تبعید و زندان را برسر دارند و از سوی دیگر در تنگناهای معیشتی خود گرفتارند، آیا می توانند این سخن البته زیبای رییس جمهورشان را عملی کنند؟

ذات نایافته از هستی بخش

کی تواند که شود هستی بخش؟

روز جهانی معلم در بسیاری از کشورها همراه با برگزاری جشن و مراسم مخصوص و گاهی نیز برگزاری تجمع است. اما برای ما در شرایط کنونی تنها بهانه ای است برای بازگویی بسیاری از مشکلات و درد هایی که جامعه ی معلمان کشور با آن ها دست به گریبان است. شاید شاه بیت قصیده ی طولانی مشکلات آموزش و پرورش را بتوان در این جمله یافت که: در جامعه ی ما شغل معلمی احساس عزت و کرامت لازم را در دارندگان آن ایجاد نمی نماید. به بیان دیگر معلمان احساس می کنند از جایگاه اجتماعی درخور بهره مند نیستند و دلایل آن را نیز چنین بر می شمارند :

– آموزش و پرورش نه در زبان، که در ذهن و اندیشه ی مسئولان ارشد کشور اولویتی ندارد و همواره به عنوان دستگاهی غیرمولد، مورد بی توجهی قرار گرفته است. فوری ترین نتیجه ی این نگاه، ناکافی و نامناسب بودن مداوم بودجه ی این دستگاه و تبعیض فراوان در پرداختی های آن به معلمان در مقایسه با سایر کارکنان دولت بوده و هست.

-نکته ی مهم دیگر نگاه به شدت سیاسی مسئولان به آموزش و پرورش رسمی کشور است، به طوری که از یک طرف این نهاد عمومی به جایگاهی برای نشر کهنه ترین افکار سیاسی و ایدئولوژیک موجود در میان جناح های مختلف حاکمیت تبدیل گردیده و از طرف دیگر به حیاط خلوتِ بده بستان های آنها بدل گشته است. زنجیره ی مسائل بالا حتی در تدوین کتاب های درسی – به ویژه در رشته ی علوم انسانی – خودنمایی می کند.

– سیستمِ به شدت تمرکزگرا  و یکسویه که برآموزش و پرورش کشور حاکم است، کار آمدی و بهره وری را از این نهاد گرفته است . این سیستم با مدیریتی کاملا متمرکز و سنتی، با نادیده گرفتن مدیران میانی و معلمان در تصمیم گیری ها، نه تنها خلاقیت، اندیشه ورزی و حسِ مسئولیت پذیری را در بدنه ی آموزش و پرورش از بین می برد، بلکه  نوعی وازدگی و عدم احساس مسئولیت را رواج می دهد.

  همین سبک مدیریتی ِ انعطاف ناپذیر و نقدگریز، موجبات نگاه امنیتی نسبت به تشکل های صنفی مستقل را فراهم نموده و از توان بالای این تشکل های مردم نهاد، هیچ استفاده ای برای حل مشکلات نظام تعلیم و تربیت به عمل نیامده است. بدیهی است در صورت وجود نگاه درست به تشکل های صنفی و برداشته شدن ِ دیوار بلند بی اعتمادی بین معلمان و مدیران، بسیاری از مسایل و مشکلات غامض در این حوزه، قابل حل خواهد بود .

سخن بسیار است و حوصله ها اندک. به گمان ما تمامی گره ها و مسائل دشوار گفته و ناگفته با بهره گیری از خرد جمعی و مدیریت های مدبرانه گشودنی است. عزم ملی می خواهد و نگاه نو . آماده ایم و امیدوار.

کانون های صنفی معلمان

«تهران، همدان، یزد، خراسان رضوی، کردستان و گیلان»

***

فرهنگیانِ کشور و خواست‌هایِ آنان
با آغاز سال تحصیلی جدید و نواخته شدن زنگ مدارس، بار دیگر زندگی و معیشت فرهنگیان کشور به موضوع بحث‌های جدی تبدیل می‌شود و در صدر خبرها و گزارش‌های رسانه‌های همگانی قرار می‌گیرد.
در آستانه سال تحصیلی جدید، سرپرست وزارت آموزش و پرورش از ساماندهی نیروی انسانی این وزارتخانه خبر داد. او اعلام داشت، برای بازگشایی هرچه باشکوه‌تر مدارس در ابتدای مهرماه، تمامی فعالیت‌های مربوط به ساماندهی معلمان، دبیران، و دیگر دست‌اندرکاران باید تا ۲۰ شهریور ماه انجام شده باشد.
از سوی دیگر، نارضایتی فرهنگیان از نظام پوسیده آموزشی و سندِ تحول- که در دوران دولت قبلی تدوین گردیده است- به چالشی بزرگ فراروی وزارت آموزش و پرورش و مسئولان رژیم تبدیل شده است. خبرگزاری مهر، ۲۵ مردادماه، گزارش داد: ”تدوین سند تحول هم نتوانست آموزش و پرورش را از بن‌بست خارج کند و اجرای شتاب‌زده برنامه‌های سند، مشکلات این وزارتخانه را بیشتر کرده است… سرنوشت نظام رتبه‌بندی معلمان نیز در هاله‌ای از ابهام است.“
وضعیت زندگی و امنیت شغلی فرهنگیان فقط به اثرهای ناگوار اجرای سندِ تحول محدود نمی‌شود. خصوصی‌سازیِ آموزش و رشدِ قارچ‌گونه مدارس خصوصی- که بخش چشمگیری از آن‌ها در سالیان اخیر از سوی مرکزهای مذهبی دایر و اداره می‌شوند- سطح پایین دستمزدها، قراردادهای موقت، حضور نهادهای مذهبی و امنیتی‌ای مانند بسیج و طلبه‌های وابسته به مؤسسه‌هایی چون موسسه خمینی وابسته به مصباح یزدی در سیستم آموزشی مدارس، جلوگیری از فعالیت تشکل‌های مستقل صنفی معلمان و بازداشت، اخراج، و تهدیدِ فرهنگیان فعال در این تشکل‌ها، از زمره مورد‌هایی‌اند که فرهنگیان متعهد و مترقی با آن مخالفت قاطع دارند. ایلنا، ۱۳ شهریورماه، در گزارشی، نوشت: ”یک فعال صنفی معلمان با اشاره به استقرار دولت یازدهم، خواستار رفع محدودیت‌هایی شد که طی ۸ سال گذشته برای فعالان صنفی و منتقدان آموزش و پرورش به‌وجود آمده است… دولت آقای احمدی‌نژاد از همان ابتدای کار نتوانست انتقادات تشکل‌های صنفی از آموزش و پرورش را برتابد، بنابراین به برخوردهای قضایی با منتقدان و فعالان صنفی روی آورد. محدودیت‌های تشکل‌های صنفی از سال ۸۵ شروع شد و در سال ۸۶ به اوج خود رسید و از آن برهه، این تشکل‌ها عملاً به محاق رفتند… صلاحیت بسیاری از معلمان برای معاونت یک آموزشگاه ساده تایید نمی‌شد و فرهنگیان شایسته زیادی از گرفتن پست‌های مدیریتی و حتی غیرمدیریتی محروم شدند.“
علاوه بر این‌ها، سطح دستمزدها، مسئله بیمه و صندوق ذخیره فرهنگیان، از دیگر مسئله‌هایی به‌شمار می‌آیند که فرهنگیان و آموزگاران کشور خواستار حل آن‌ها هستند. آموزگاران، و به‌طورِکلی فرهنگیان، با توجه به رشد نرخ تورم، در زمره لایه‌های اجتماعی‌ای محسوب می‌گردند که قدرت خرید و سطح زندگی‌شان به‌شدت کاهش و تنزل یافته است. ازاین‌روی، آنان دستمزد متناسب با نرخ واقعی تورم را خواستارند.
سیستم آموزشی قرون وسطایی و معیوبِ جمهوری اسلامی نیز عرصه را بر کار خلاق و آفرینش‌گرانه فرهنگیان تنگ و محدود ساخته است. اصلاح و تغییر نظام آموزشی و به‌کارگیری دستاوردهای علمی و تمدنی جهان امروز، از خواست‌های اساسیِ فرهنگیان است.
حقوق و منافع آموزگاران و دبیران کشور بر اثر اجرای سیاست‌های اقتصادی- اجتماعی دیکته‌شده از سوی صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی به‌طورِپیوسته پایمال می‌گردد، و در کنارِ آن، تفکر قشری و واپس‌گرای حاکم بر نظام آموزشی رژیم ولایت فقیه فعالیت فرهنگیان را به‌چالش کشیده و سبب سقوط سطح علمی مدارس کشور شده است. فرهنگیان، هم‌سو با دیگر زحمتکشان، در راه دستیابی به خواست‌های به‌حق‌شان مبارزه می‌کنند. آنان باید از حقِ برپاییِ تشکلِ صنفی‌شان- سندیکای معلمان- برخوردار باشند!

به نقل از “نامه مردم، شماره ۹۳۰، ۱ مهرماه ۱۳۹۲

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا