جوانان

: پس از آغازِ دوهفته سال تحصیلی جدید نگرانیِ خانواده‌های میلیون‌ها دانش‌آموز

در ابتدای مهرماه و به مناسبت آغاز سال تحصیلی، سخنان مهمی در خصوص حق گفت و گو و اعتراض به نحوه عملکرد نادرست آموزش و پرورش بیان شده است.
سال تحصیلی در اوضاعی آغازشد که روزانه تنزلِ کیفیتِ آموزشی مقطع‌های مختلف تحصیلی، نارضایتی ژرف آموزگاران و دبیران، نگرانی خانواده‌ها، و آینده مبهم میلیون‌ها دختر و پسر دانش‌آموز را شاهدیم…

با فرارسیدن اول مهرماه و آغازسال تحصیلی جدید خانواده‌های میلیون‌ها دانش‌آموز سراسر کشور این‌بار بیش از سال‌های پیش با نگرانی به آینده تحصیلی فرزندان خود می‌نگرند.وزراتخانه ای که قاعدتا باید زیر مجموعه رئیس جمهور باشد به راحتی سخنان او را در این مورد از صفحه اول وب سایت رسمی خود حذف می کند؟!.
در آستانه سال تحصیلی جدید، روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش و سایر مسئولان در خطی دیگر و در خلاف برنامه های ارائه شده توسط روحانی در برنامه های تبلیغاتی انتخاباتی وبعد از پیروزی در اتنخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری حرکت می کنند. پرسش های صریح سازمان معلمان ایران از حسن روحانی مزید بر علت است . این سازمان به درستی آقای روحانی را به فراهم‌ساختن امکان‌ اجراییِ برخی ازکارهای عملی دعوت می کنند ومی پرسند: آقای روحانی مگر شما نبودید که در آغاز سال تحصیلی همه را به نقد و انتقاد و داشتن حق اعتراض فرا خواندید؟اگر معلمین قصد برگزاری نشستی برای بزرگداشت این روز جهانی و اعتراض به بی اعتنایی مسئولین آموزش و پرورش به این روز را داشته باشند چه باید کرد؟آیا نشست آن ها تجمع و تبانی تلقی نخواهد شد؟آیا گردهمایی آن ها تبلیغ علیه نظام نام نخواهد گرفت؟مگر شما نبودید که در تربیون سازمان ملل متحد از گفت گو و تعامل سخن راندید؟شما بگویید با این مسئولینی که هر یک ساز خود را می زنند و صدای مردم را هم نشنیده اند، چه باید کرد؟منتظر راهنمایی های شما هستیم.

بخشی از این سئوالات حکایت سیستم تربیتی حاکم برآموزش و پرورش کشور مااست که نگاه تاریک و سرکوبگرانه رژیم ولایت فقیه بر تعلیم و تعلی افراد جامعه را منعکس می کند. بی توجهی و عملکرد غیر مسئولانه این سازمان به ابتدایی ترین حقوق شهروندان در خصوص تحصیل آنان تنزل کیفیت آموزشی را تصدیق می نماید .بی شک میهن ما در این عرصه نیز به یک تغییر بنیادی نیازمند است.با وجود اینکه ۶۰ درصد از کارکنان قوه مجریه را شاغلین در آموزش و پرورش تشکیل می دهند و این رقم ارتباط مستقیم با زندگی و آینده ۱۶میلیون نفر دارد، تنها ۱۵ درصد بودجه جاری به آموزش و پرورش اختصاص داده می شود. این در حالی است که این رقم در بسیاری از کشورها ۲۲ تا ۲۵ درصد می باشد. ۱۲ میلیون و ۳۰۰ هزار دانش آموز در۱۰۵ هزار واحد آموزشی با بیش از یک میلیون معلم و نزدیک به ۴ میلیون دانشجو در ۲ هزار و ۲۰۰ موسسه آموزش عالی بر سر کلاس های درس نشسته اند ،تا چرخۀ علم و دانش را به حرکت درآورند.
سیستم آموزشی میهن بر اساس درس‌ها و برنامه‌هایی تالیف گردیده اند که از درون حوزه‌های علمیه قم و از سوی تاریک‌اندیشانی همچون مصباح یزدی و شخص ولی فقیه تدوین می‌شوند. سیستم آموزشی میهن‌مان بار دیگر، همچون سال‌های پیش، خالی شدنِ محتوای علمی کتاب‌ها، افزایش عده دانش‌آموزانی که در مقطع‌های پایین ترک تحصیل می‌کنند، اُفتِ چشمگیر کیفیت، و جداسازی، و در نهایت، به بیرون رانده شدن اجباری دختران و زنان از محیط‌های آموزشی، را باید شاهد باشد. متأسفانه در حال حاضر هیچ‌گونه افق روشنی که نوید دهنده پایان این مسلخ در سیستم و محیط آموزشی جامعه ما باشد به چشم نمی‌خورد.

دراین زمینه روزنامه اعتماد با بازتاب دادن مخالفت خانواده‌ها، کارشناسان امورتربیتی، و فرهنگیان باسابقه، ازجمله نوشت: ”یک کارشناس ارشد مدیریت منتقد دراین زمینه خطاب به مسئولان آموزش و پروش می‌گوید: به‌خدا بچه‌های مردم موش آزمایشگاهی نیستند که این فاجعه را برای آنها ایجادکنیم، یک معلم نیز دراین زمینه معتقداست، بسیاری از همکاران فرهنگی مخالف این کارهستند. کافی‌است بدانیم درصورت اجرای طرح مقطع ششم ابتدایی ده‌هزار معلم ابتدایی لازم‌است و ده‌ها هزارکلاس راهنمایی تعطیل می‌شود که باعث می‌شود هزاران معلم مازاد داشته‌باشیم.“
موضوع نظامِ آموزشی و کیفیتِ آموزش در مقطع‌های مختلف تحصیلی، ازهمان ابتدای حیات رژیم ولایت فقیه مورد توجه واپس‌گرایان قرارداشته‌است. کوشش برای ”اسلامی‌کردن“ نظام آموزشی تاکنون صدمه‌های جبران‌ناپذیری به سطح علمی و آموزشی کشور واردساخته‌است .هر چند حاکمیت برای تسخیر مراکز آموزشی و اعمال نگاه واپسگرایانه اش از تمامی ابزارهای قدرت استفاده کرده ، اما در تحمیل این تاریک اندیشی بر نظام آموزش کشور با شکست های سختی روبرو شده است. مقاومت معلمان، استادان، دانش آموزان و دانشجویان آنچنان درخشان بوده است که تعداد زیادی از کنشگران عرصه آموزش سختی های اخراج، ستاره دار شدن، محرومیت از کار و تحصیل و حتی شکنجه و زندان را به جان خریده اند تا پرچم مقاومت در برابر حاکمیت خرافات و جهل و نادانی در دفاع از دانش، آگاهی و روشنائی به فراز در آورند.در این راستا «بیانیه ی جمعی از تشکل های صنفی معلمان کشور «تهران، همدان، یزد، خراسان رضوی، کردستان و گیلان» به مناسبت ۵ اکتبر، روزجهانی معلّم»، (۱۳مهر۱۳۹۲) دراین باره به درستی مطرح نمودند« در محیط آموزش و پرورش نباید تفاوتی میان افراد بر اساس نژاد، چهره و تعلق به گروه سیاسی خاص وجود داشته باشد: »مخالفت جدی با اهانت به دانش آموزان و تنبیه بدنی … توصیه به برقراری زنگ کتاب و زنگ گفت و گو … ».

کانون های صنفی معلمان صادرکننده ی این بیانیه ، ضمن اعلام حمایت و همسویی با این سخنان، توجه ریاست جمهوری و سایر مسئولان کشور را به نکاتی چند ، معطوف می دارند :

مقابله با تمامی جنبه های خشونت نسبت به شهروندان ایرانی به ویژه معلمان، نوجوانان و جوانان، بخشی از باورِ ماست. به گمان ما کودک و نوجوانی که انواع خشونت کلامی، جسمی و… را در محیط خانواده، در رفتار ارگان های انتظامی با شهروندان در جامعه، در تلویزیون و… مشاهده یا تجربه می نماید، درک صحیحی از رفتار فاقد خشونت در کلاس و مدرسه نخواهد داشت. این در حالی است که اندک رفتار خشونت آمیز در مدرسه – که البته کم آن هم زیاد است و نباید باشد- به شدت بزرگ نمایی می شود و سایر رفتارهای ازاین نوع در جامعه توجیه می گردد.آقای روحانی به درستی اعلام نمودند:“دانش آموز باید بداند اگر حقش تضییع شد حق دارد اعتراض کند و حق اعتراض دانش آموز باید از مدرسه آغاز شود… حق اعتراض، آغاز شکوفایی کرامت و عظمت یک انسان است و ما باید آن را از مدرسه آغاز کنیم.”

پر واضح است وقتی رئیس دولت، چنین حقی را برای دانش آموزان قایلند، مسلما چنین حقی را برای معلمان ِ این دانش آموزان نیز روا می دارند. در این جا لازم است خدمت رییس قوه ی مجریه اعلام نماییم که در هشت سال ِسیاهی که بر مردم این مملکت به طور اعم و بر فرهنگیان این مرزو بوم به طور اخص رفت، تعداد زیادی از معلمان به خاطر همین حق ِ بدیهی به زندان و تبعید فرستاده شدند، یا از کار انفصال و اخراج گردیدند. هم اینک نیز معلمانی نظیر رسول بداقی، محمود باقری، عبدالله مومنی، محمد داوری و… هریک چندین سال است به دلیل اعتراض به تضییع حقوق فرهنگیان در زندان به سر می برند. افرادی مانند علی اکبر باغانی، محمود بهشتی،مختار اسدی، هاشم خواستار، نبی ا… باستان فارسانی، اسماعیل عبدی، علیرضا هاشمی و… باز به همین دلیل به زندان و تبعید محکوم گردیده اند و چنانچه اقدام فوری صورت نگیرد بازهم راهی زندان خواهند شد! معلمانی که شاهد چنین احکامِ سنگینی برای نمایندگان ِصنفی خویش – به دلیل پافشاری بر ابتدایی ترین حقوق شان- هستند و سایه ی سنگین انفصال، بازنشستگی اجباری، اخراج، تبعید و زندان را متحمل می شوند و از سوی دیگر در تنگناهای معیشتی خود گرفتارند، آیا می توانند این سخن البته زیبای رییس جمهورشان را عملی کنند؟

سال تحصیلی در اوضاعی آغازشده‌است که تنزلِ کیفیتِ آموزشی مقطع‌های مختلف تحصیلی، نارضایتی ژرف آموزگاران و دبیران، نگرانی خانواده‌ها، و آینده مبهم میلیون‌ها دختر و پسر دانش‌آموز را شاهدیم. تغییرساختار نظام آموزشی برپایه تفکرِ قرون وسطایی و واپس‌مانده خطری‌است که نسل‌های امروز و فردا، و توان و بنیه علمی میهن ما را تهدید می‌کند.
خسرو آزاد

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا