دیدگاه‌ها

بازنشستگان تامین اجتماعی

ناصر آقاجری: بازنشسته ی دیگری می گفت: باید در فراخوان آینده تاکید کنیم که اصل ۴۱ قانون کار و اصل ۹۶ تامین اجتماعی می باید کاربردی گردند ما از دولت انتظار کمک نداریم بلکه بستانکاری خود را از دولت خواهانیم  و شرکت در اداره سیاست های آینده تامین اجتماعی را.

فراخوان ۲۷ تیرماه ۱۴۰۰

پس از بیش از دوسال تظاهرات هفتگی در جلوی مجلس و  تامین اجتماعی در تهران و بیشتر شهرستان های کشور، به قیمت قربانیان متعدد که به گونه ی نمونه هنوز بازنشسته ای مانند آقای گرامی در زندان بی قانونی تعدیل ساختاری حاکمیت به سر می برد در حالی که او به همراه دیگر بازنشستگان خواهان اجرای قانون بودند، همسان سازی به صورت ناقص تا حدودی عملی شد. ولی برخی نمایندگان نولیبرال مجلس جدید در حال جمع آوری امضاء برای حذف این همسان سازی سر و دم بریده هستند(بر اساس خبر منتشر شده به وسیله ایلنا)، تا بدین گونه نشان دهند بدون هیچ شناختی از شرایط موجود قصد دارند با دولت جدید که اعلام نموده تعدیل ساختاری و خصوصی سازی را ادامه می دهد با همه توان راه ویرانگر ۳۰ واندی سال پس از جنگ را، ادامه دهند تا جامعه را به روزهای آخر حاکمیت قاجاریه بر گردانند که استبداد و بی قانونی مردم را وادار کرد با قیام مسلحانه آن ساختار بیمار را برای همیشه به گور بسپارند (انقلاب مشروطیت). از این رو بازنشستگان برغم کرونای دلتا و خطر جدی آن، با استقبال از خطر احتمالی این بیماری خطرناک یا دستگیری به وسیله ماموران لباس شخصی که دیگر همه ی ما را به خوبی می شناسند برای تجمع به محل اعلام شده رهسپار شدند. یک تشکل بازنشستگان فراخوان برای ادامه تظاهرات در مقابل تامین اجتماعی را اعلام نموده بود. از یک سو کانون های زرد و سرسپرده حاکمیت چند روز پیش از ۲۷ تیرماه اجتماعی را تشکیل دادند که از مسئولین فعلی تامین اجتماعی که شهامت طرح اصل ۹۶ تامین اجتماعی را ندارند و از ماده ۴۱ قانون کار هم حرفی نمی زنند و خواهان اجرایی شدن آن ها نیستند، ستایش کردند. از سوی دیگر بخش دیگری از کانون های زرد که برای تخریب تشکل های بازنشستگان و دیگر تشکل های کارگری توانایی سرک کشیدن در همه جا را دادند، روز پیش از برگذاری فراخوان از آن حمایت کردند ولی محل آن را تغییر دادند!!!!( ضلع شرقی پارک دانشجو) تا نیروی بازنشستگان شکسته شود. فردی که به تنهایی وبلاگ نویس یک به اصطلاح تشکل کارگری بازنشستگان است با رهنمود برادرش که در آن سوی آب درآمریکا های و هوی دفاع از کارگران را سر می دهد، نشان داد ایشان هم ادامه دهنده راه مبارزه با هر حرکت مستقل کارگری یا باز نشستگان هستند. بازنشستگان یا باید به زیر چتر زرد او بروند ویا باید آماده پذیرش عواقب سرپیچی آن باشند. یک وبلاگ نویس دیگر که کارگری باز نشسته است پادوی این جریان ضد تشکل شده است که سر نخ همه ی این جماعت به یک در ظاهر تشکل مستقل کارگری در تهران وصل می شود که سال هاست مدعی سندیکا است و در ظاهر سندیکای ش در تهران یا کرج اعلام فعالیت می کند ولی طی این چند سال در این محل نا معلول حتا یک اعتصاب و اعتراض یک نفره هم ایجاد نکرده است ولی مدعی شده است در همه تظاهرات و اعتصاب های کارگران سراسر ایران نقش تاثیر گذار دارد. کاش واقعا این یک تشکل وجود می داشت و تاثیر گذار در جهت ایجاد تشکل های کارگری هم می بود، ولی این عمل کردها که به وسیله به ظاهر تشکل های پیرامون ش صورت می گیرد خلاف این ادعا را نشان می دهد. در هر صورت با این عمل کرد توانستند از اجتماع بزرگ بازنشسته ها پیش گیری کنند و باز بازنشستگان با اقلیتی کوچک در کنار تامین اجتماعی برگزار شد. ولی نه با اعتراض به حاکمیتی که قانون زداست و همین قانون اساسی با ایرادات جدی و قوانین کار برآیند آن را که به گونه سر و دم بریده تصویب شده اند ( قوانین کار و اصل۹۶  تامین اجتماعی) را هم به سطل زباله ریخته است. بلکه گفتگو با نیروی امنیتی و سپس گفتگو هایی با شرکت کنندگان در فراخوان، برای خنثی کردن این ترفند های نیروهای امنیتی در پوشش سندیکای کارگری و بازنشستگان کارگری تامین اجتماعی، که شرکت کننده ها در فراخوان با نام بردن از این افراد آن هارا انتقاد می کردند، ولی من برای حفظ برخی احتملات فعلا از نام بردن آن اسامی خود داری می کنم. در پایان گفتگو ها قرار شد جمع در یکشنبه آینده در جلوی مجلس تشکیل شود ولی به دلیل اعلام یک هفته تعطیلی همه ادارات دولتی کاش بازنشستگان مستقل آن را به هفته بعد تغییر دهند تا در شرایط فعالیت نمایندگان مجلس فراخوان عملی شود.

به دلیل جلوگیری پلیس افراد نمی توانستند در مقابل تامین اجتماعی یا وزارت کار جمع شوند لذا در کنار تامین اجتماعی به فاصله ۱۰ متری گرد آمدند. یکی از لباس شخصی ها که همه ما را می شناخت مانند یک دوست به جمع ما پیوست و با معرفی خود به عنوان نیروی امنیتی از ما خواست پراکنده شویم. یک خانم که همیشه در اجتماعات شرکت می کنند و یک بار مزه تلخ دستگیری به وسیله نیروی های امنیتی را تجربه کرده بود با پرسشی تهاجمی دلیل این تقاضا را پرسیدند و با استناد به موارد برخی اصول قانون اساسی دور ریخته شده به وسیله حاکمیت تعدیل ساختاریِ وابسته به صندوق بین المللی پول ( کشور های امپریالیستی) اجتماع را حق قانونی خود اعلام نمودند و گفتگو با این فرد را ادامه دادند و با تاکید، بر حق بودن وقانونی بودن حرکت بازنشستگان را تذکر می دادند، و اعلام کردند در قانون اساسی اجازه تجمع مسالمت آمیز را داده شده است. کارگر دیگری که به لطف حاکمیت تعدیل ساختاری مستمری بگیر هم نیست وارد این گفتگو شد ودیگربازنشسته ها هم با پرسش ها و منطق خود این مامور را به چالش گرفتند. مامور امنیتی گفتند: ولی می باید مجوز داشته باشید، لذا کار شما غیر قانونی است، شرکت کنندگان در فراخوان هر کدام از یک زاویه به حق قانونی برگذاری فراخوان پرداختند. لباس شخصی با همان شکل وفرم همیشگی پیراهن گشادی بر روی شلوار برای پنهان کردن تجهیزات ضد اجتماعات ش از این که می دید استقبال بزرگی صورت نگرفته با ریشخندِ پنهانی اعلام می کرد: با این تعداد نمی توانید کاری را پیش ببرید. در این مورد حق با ایشان بود، ولی جمع مقاومت می کرد و محل را ترک نمی کرد. در نهایت حرف آخر را زد و گفت: من می دانم حق با شماست، مادر خودم مستمری بگیر است و می دانم با این روند گرانی ها این چندرغاز به جایی نمی رسد، ولی من حقوق می گیرم که مانع کار شما بشوم همان گونه که شما هر کدام سی سال کار کردید تا کاری را انجام دهید و بابت ش حقوق  دریافت می کردید، کار من هم پراکندن شماست، در غیر این صورت نمی توانم به این کار ادامه دهم، من دارم وظیفه خود را انجام می دهم. یکی از بازنشستگان گفت: ارتش برای دفاع از کشور است و نیروهای انتظامی برای مبارزه با جرم ولی ما از دولت می خواهیم قوانینی را که تصویب شده اند کاربردی کند و تقاضای اجرای قانونی را داریم که حاکمیت بدان عمل نمی کند و این بسیار متفاوت است با نوع کار شما، که از چنین دولتی حمایت می کنید. بازنشسته ای که به دشواری می توانست خشم خود را فرو دهد فریادی را در درونش خفه کرد که درون مایه اش این واقعیت بود: ما هر کدام ۳۰ سال و قرارداد موقتی ها بیش از سی سال نعمات مادی برای جامعه تولید کرده ایم و شما تنها حقوق می گیرید که مطالبه گران قانون را، سرکوب کنید، آخر این چه قیاسی است؟ یکی از بازنشستگان اعلام کرد این دولت است که به جای اجرای قانون، قانون زدایی می کند با دولتی که خود قانونی را که به آن رای داده و وجودشان و مشروعیت شان به دلیل این قانون اساسی فردگراست، ولی همین قانون را هم زیر پا می گذارد، ما باید با استناد از کدامین اصل قانونی از چنین دولتِ قانون شکنی، اجازه ی اجتماعات را بگیریم؟! و… با آمدن یکی از پیشکسوتان بازنشستگان مستقل کارگری که همیشه در اجتماعات شرکت می کند جمع به سوی بخش غربی وزارت کار رفت تا  در آنجا  گفتگو ها بدون آن مامور امنیتی ادامه یابد. همگی با اعتراض به افراد بازنشسته ای که در اجتماعات شرکت نمی کنند و وبلاک نویسانی که اعلام اجتماعات می کنند و  یا از آن حمایت می کنند ولی خود در آن شرکت نمی کنند گفتگو را ادامه دادند. خانمی اعلام می کرد باید بگوییم که تامین اجتماعی در مالکیت ماست و شما آن را مصادره کرده اید این ما هستیم که باید  آن را اداره کنیم، ثروت ما را برده اید و ما را از آن محروم کرده اید. یکی با صدای بلند می گفت: افرادی که فراخوان می دهند وخود در آن شرکت نمی کنند، تصور می کنند تئوریسین هستند و نباید به خیابان بیایند، ولی واقعیت، با این تصور روشنفکرانه در تضاد است. آن ها در خود شیفتگی غرق شده اند و از پشت لپ تاپ می خواهند جنبش را هدایت کنند. دیگری می گفت: تئوری بدون پراتیک… است. بازنشسته دیگری از نرمش امروز نیروی امنیتی می گفت: که این جماعت، حوادث بعد از انقلاب ۵۷ را شنیده اند و از جان خود می ترسند. دیگری می گفت: شاید این طور نباشد چون این ها بیشتر از دیگران با واقعیت دردناک جامعه آشنا هستند و می دانند این حاکمیت با پافشاری بر اجرای تعدیل ساختاری و خصوصی سازی جامعه را به سوی انفجار می برند یا درواقع این حاکمیت، سرسپرده ی صندوق بین المللی پول فقط دستور اربابان امپریالیست ش را کاربردی می کند از این رو برایش مهم نیست چه بر سر مردم می آید.

دیگری: پس می توان ادعا کرد این جماعت در واقع همان فراماسیون های این قرن هستند که وظیفه دارند ما را به دنباله بی اراده سرمایه داری جهانی بدل کنند، لذا مامورند و معذور. بازنشسته ی دیگری می گفت: باید در فراخوان آینده تاکید کنیم که اصل ۴۱ قانون کار و اصل ۹۶ تامین اجتماعی می باید کاربردی گردند ما از دولت انتظار کمک نداریم بلکه بستانکاری خود را از دولت خواهانیم  و شرکت در اداره سیاست های آینده تامین اجتماعی را. خانم های شرکت کننده نسبت به آقایان برابر بود و فعال در گفتگو ها با مامور امنیتی و سپس در گفتگو های خیابانی شرکت کنندگان در فراخوان. همگی با امید دیدار در یکشنبه آینده جلوی مجلس پراکنده شدند.

ناصر آقاجری

۲۸ تیر ماه ۱۴۰۰

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا