۱۶ اکتبر، سالروز تأسیس فائو (سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد)
در ایران جنگ، تحریم، تورم و فروپاشی اقتصادی سفرهی کارگران را هر روز کوچکتر کرده است. دستمزدها بسیار پایینتر از خط فقر نگه داشته میشوند، و گوشت، لبنیات و میوه از سفرهی میلیونها خانواده رخت بسته است. اولین قربانی این سفرهی خالی کودکاناند: کودکی که سوءتغذیه رشدش را متوقف میکند، کودکی که برای آوردن نان به خیابان و کارگاه رانده میشود، و کودکی که با شکم خالی سر کلاس مینشیند. همزمان، حکومتی که ثروت جامعه را صرف ماشین نظامی و جنگ میکند، اعتراض کارگران به نان و دستمزد را با زندان پاسخ میدهد.
در سال ۱۹۴۵، روز جهانی غذا نام گرفته است. این روز را میتوان روز جهانی مبارزه با گرسنگی نیز نامید: فرصتی برای یادآوری شرایط غیرانسانی میلیونها انسان که به دلیل فقر و تبعیض از ابتداییترین نیاز بقا، یعنی غذای کافی، محروماند. دسترسی همهی انسانها به غذای کافی و سالم، شاخص اصلی سنجش سلامت و استاندارد زندگی در هر جامعه است.
اما آنچه مسئلهی غذا را در دستور کار ما، مدافعان حق کودکی، قرار میدهد، ماهیت گرسنگی و فقر غذایی است. گرسنگی امری تصادفی نیست. ریشه در ساختار اقتصادی تبعیضآمیز و مناسبات طبقاتی نابرابر دارد. در یک سو میلیاردها انسان از حق تغذیهی کافی و سالم محروماند، و در سوی دیگر، صاحبان ثروت و قدرت دسترسی به مایهی حیات را برای اکثریت جامعه محدود کرده و این حق را به امتیاز بدل کردهاند.
خود فائو اعتراف میکند که جهان همین امروز به اندازهی کافی غذا برای سیر کردن همه تولید میکند. با این حال، ۶۴۵ میلیون نفر گرسنهاند و ۲٫۶۹ میلیارد نفر، یعنی نزدیک به یکسوم مردم جهان، توان خرید یک رژیم غذایی سالم را ندارند. حدود ۱۳ درصد غذای جهان پس از برداشت از دست میرود و ۱۹ درصد دیگر در خردهفروشی و مصرف هدر میرود، در حالی که میلیونها کودک گرسنه میخوابند. انبارها پر هستند و سفرهها خالی. این کمبود نتیجهی ناگزیر نظامی است که غذا را نه برای سیر کردن انسان، که برای سود تولید میکند. در این نظام غذا کالاست، و هر کس پول ندارد، از حق خوردن محروم است.
فائو امسال شعار «امروز نوآوری کنیم، فردا تغذیه کنیم» را برگزیده و راهحل را در فناوری، سرمایهگذاری بخش خصوصی و «انتخابهای روزمرهی» مصرفکنندگان میجوید. این یعنی مسئولیت گرسنگی را از دوش نظام سود و سرمایه برمیدارند و به گرسنگان میگویند تا «فردا» صبر کنند.
کودک گرسنه، نمیتواند تا فردا صبر کند!
اما هر بحران اقتصادی، فاجعهای زیانبار و جبرانناپذیر در زندگی امروز و فردای کودکان است. فقر غذایی فقط رشد جسمی کودک را متوقف نمیکند؛ توان ذهنی و جسمی او را برای گذر از مسیر طبیعی زندگی میگیرد و آیندهی اجتماعیاش را به خطر میاندازد. کودک گرسنه نه توان تمرکز دارد، نه توان یادگیری، و نه توان تصمیم گرفتن برای زندگی خود؛ گرسنگی دامنهی انتخابهای او را از همین امروز تنگ میکند. کودکی دوران کوتاهی است که دوبار نصیب هیچ انسانی نمیشود. بدنی که امروز از غذا محروم میماند، فردا جبران نمیشود.
در ایران جنگ، تحریم، تورم و فروپاشی اقتصادی سفرهی کارگران را هر روز کوچکتر کرده است. دستمزدها بسیار پایینتر از خط فقر نگه داشته میشوند، و گوشت، لبنیات و میوه از سفرهی میلیونها خانواده رخت بسته است. اولین قربانی این سفرهی خالی کودکاناند: کودکی که سوءتغذیه رشدش را متوقف میکند، کودکی که برای آوردن نان به خیابان و کارگاه رانده میشود، و کودکی که با شکم خالی سر کلاس مینشیند. همزمان، حکومتی که ثروت جامعه را صرف ماشین نظامی و جنگ میکند، اعتراض کارگران به نان و دستمزد را با زندان پاسخ میدهد. گرسنگی کودکان در ایران بلای طبیعی نیست؛ نتیجهی مستقیم انتخابهای سیاسی و اقتصادی است.
آنچه همین امروز میخواهیم: ۱. غذای کافی، سالم و رایگان برای همهی کودکان، مستقل از درآمد خانواده. ۲. وعدهی غذایی گرم و رایگان در همهی مدارس و مهدکودکها. ۳. دستمزدی بالاتر از خط فقر، تعیینشده با مشارکت تشکلهای مستقل کارگری. ۴. خارج کردن اقلام پایهی غذایی از چرخهی سوداگری و احتکار. ۵. حق تشکل مستقل برای کشاورزان و کارگران تولید غذا، بهویژه زنان روستایی که بار اصلی تولید غذا بر دوش آنهاست. ۶. پایان جنگ و نظامیگری؛ صرف کردن ثروت جامعه برای سفرهی مردم، نه برای موشک.
سفرهی کامل برای همهی کودکان، همین امروز. زنده باد جهان شایستهی کودکان، چرا که بیشک شایستهی همهی انسانهاست.
مدافعان حق کودکی در ایران (CRAII) ۲۴ مهر ۱۴۰۵ / ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶
به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet