زنجیر ازهمگسیخته درمان؛ سهم خون در محرومترین استان ایران
در روزهای اخیر مرگ نوجوان ۱۳ ساله ملیکا همت زاده، بار دیگر کاستیهای درمانی در سیستانوبلوچستان را نمایان کرد؛ کمبود تخت، پزشک، آمبولانس، دارو و خون، در مناطق نابرخوردار، گاه درمان را به تأخیر میاندازد و گاه جان بیماران را میگیرد….
به گزارش دویچه وله، در روز ۲۶مرداد ۱۴۰۵، ملیکا همتزاده نوجوان ۱۳ ساله اهل روستای دسک پس از عقربگزیدگی، از روستا راهی بیمارستان ۲۲ بهمن نیکشهر شد؛ اما در این مسیر پزشک، آمبولانس، پلاکت و در نهایت تخت ICU در دسترس نبود. به گفته پدر ملیکا، مرکز سلامت روستا به دلیل نبود پزشک تعطیل بود، شهر بنت آمبولانس نداشت و پلاکت مورد نیاز او نیز نه در بیمارستان نیکشهر و نه در چابهار فراهم نشد. ملیکا ساعت ۲۲ تشنج کرد و سپس جان باخت.
سعید بلوچی، مدیر شبکه بهداشت و درمان نیکشهر، علت مرگ را “تأخیر چندساعته در مراجعه” دانسته است، اما همزمان تأیید کرده است متخصص اطفال نیاز فوری ملیکا به مراقبتهای ویژه را تشخیص داده بود و بهدلیل نبود تخت خالی، او به ICU منتقل نشد؛ تلاش برای اعزام او به مرکزی مجهزتر نیز بینتیجه ماند. این روایت به ادعای خانواده درباره ساعتها انتظار برای تأمین پلاکت مورد نیاز هیچ پاسخی نمیدهد.
این در حالی است که به گفته بلوچی، از ابتدای سال ۱۴۰۵ در بخش بنت، حوزه کوچینک و آبگاه و دیگر مناطق روستایی، ۲۷۷۱ مورد عقربگزیدگی و پنج مورد مرگ ناشی از آن ثبت شده است؛ آماری که اهمیت دسترسی سریع به درمان را نشان میدهد.
مرگ ملیکا اما در خلأ رخ نداده است. گزارشها از سالها کمبود انباشته در زیرساختهای سلامت استان سیستانوبلوچستان، بهویژه در مناطق روستایی و مرزی، و کمبود آمبولانس، پزشک متخصص، تجهیزات، خون و دارو خبر میدهند.
۱۶۰۰ تختِ گمشده؛ پزشکان و پرستاران غایب
در جنوب سیستان و بلوچستان تنها حدود ۳۵۰ تخت فعال برای جمعیت تحت پوشش شش شهرستان وجود دارد، در حالی که کمبود بیش از ۱۶۰۰ تخت اعلام شده است. همزمان، تراکم پزشک در استان ۶.۵ پزشک به ازای هر ۱۰ هزار نفر گزارش شده و کمبود پرستار نیز بحرانی توصیف شده است؛ در بسیاری از شهرستانها حتی تخصصهایی مانند زنان، جراحی اطفال و بیهوشی در دسترس نیست و این فقدانها در بحبوحهای است که دستکم حدود ۳۵۰۰ بیمار تالاسمی در استان وجود دارند با نیاز معمول دو واحد خون در ماه برای هر بیمار.
خون نداریم
یک بیمار مبتلا به تالاسمی که در استان سیستان و بلوچستان زندگی میکند، در شرح شرایط خود به دویچه وله فارسی میگوید: «دیروز که برای دریافت دو نوبت خون ماهیانه به بیمارستان مراجعه کردم، گفتند یک نوبت بیشتر ندارند.»
او که به دلایل امنیتی نخواست نامش منتشر شود، تاکید دارد: «سیستانوبلوچستان سالهاست با کمبود خون مواجه است و با توجه به شمار بالای بیماران تالاسمی، کاهش ذخایر خون مستقیماً به این بیماران آسیب میزند. گاهی بیمار برای تزریق به بیمارستان میرود، اما خون موجود نیست و باید برگردد؛ گاهی هم بیماری که به دو واحد خون نیاز دارد، فقط یک واحد دریافت میکند و برای دریافت باقیمانده باید منتظر بماند.»
او توضیح میدهد که: «حدود یک ماه پیش، پس از حملات آمریکا به نقاطی از سیستانوبلوچستان، از جمله ایرانشهر، کنارک و چابهار، فراخوانهای اهدای خون منتشر شد و برای مدتی ذخایر خونی استان به وضعیت نسبتا قابلقبولی رسید. اما مصرف بالای خون در میان بیماران تالاسمی، حوادث و تصادفها، جراحیها و دیگر موارد پزشکی، ذخایر را دوباره کاهش داد.»
این بیمار تصریح میدارد: «تأمین خون نمیتواند تنها در زمان بحران و با کمپینهای مقطعی انجام شود؛ استانی با چنین میزان نیازی، به برنامهای پایدار برای تأمین خون و فرآوردههای آن احتیاج دارد.»
هشت میلیون تومان داروی ماهیانه
برای بیماران اما بحران به اینجا ختم نمیشود. کمبود دارو نیز بخشی از همین زنجیره است. این بیمار میگوید “دسفرال، داروی مورد استفاده برای آهنزدایی، که اکنون پس از ماهها دوباره وارد بازار شده است حالا تنها با قیمت هشت میلیون تومانی قابل دسترس است” و این برای تامین نیاز بیمارانی است که به گفته او، حتی توان پرداخت هزینه رفتوآمد از روستا به شهر را ندارند و اگر هم بتوانند “با هرمصیبتی آن را به این قیمت تهیه کنند، در حالی که نیاز یک بیمار برای آهنزدایی حدود ۱۲۰ عدد در ماه است، با این قیمت تنها ۸۰ عدد در اختیار او قرار میگیرد”. به گفته این بیمار، گرانی داروهایی چون داروهای تقویتی، کلسیم، داروهای قلبی و داروهای مربوط به پوکی استخوان نیز باعث شده شماری از بیماران توان ادامه مصرف آنها را از دست بدهند.
فواصلِ دهانگشوده
فریبا برهانزهی، عضو “شورای مرکزی حزب مردم بلوچستان” و سخنگوی بخش فارسی “گروه حقوق بشر بلوچستان”، در گفتوگو با دویچه وله فارسی، مسئله سلامت در سیستان و بلوچستان را صرفا حاصل یک کمبود منفرد نمیداند.
به گفته او، این استان سالهاست با “محرومیت انباشته و چندلایه” در حوزه سلامت روبهروست؛ کمبود تخت بیمارستانی، پزشک متخصص، پرستار، تجهیزات تشخیصی و درمانی، آمبولانس، دارو و فرآوردههای خونی، همزمان با ضعف سیستم ارجاع.
به گفته برهانزهی در جنوب استان، مسئولان درمانی در آذر ۱۴۰۴ از کمبود بیش از ۱۶۰۰ تخت درمانی در برابر حدود ۳۵۰ تخت فعال خبر داده بودند که از منظر او این ارقام، نشاندهنده فاصله ظرفیت درمانی موجود با جمعیت و وسعت منطقه است.
برهانزهی شرح میدهد: «بخش قابلتوجهی از بیماران مناطق روستایی و مرزی برای دریافت خدمات تخصصی ناچار به سفر به شهرهای بزرگتر هستند؛ در چنین شرایطی، ارجاع بیمار لزوماً مرحلهای معمول در مسیر درمان نیست و خودِ مسیر درمان به یک مانع تبدیل میشود.»
بنای بیمارستان هست، خدمات نیست
برهانزهی میگوید مشکل این نیست که یک شهرستان بیمارستان داشته باشد یا نداشته باشد؛ “مسئله این است که آن بیمارستان چه تعداد تخت دارد، چند پزشک متخصص در آن کار میکنند، چه تجهیزات تشخیصی در اختیار دارد و آیا اتاق عمل، ICU و خدمات اورژانسی متناسب با نیاز جمعیت آن منطقه وجود دارد یا نه”.
بر اساس گزارش گروه حقوق بشر بلوچستان در دسامبر ۲۰۲۵، بیش از ۱۰ شهرستان استان فاقد بیمارستان مستقل بودهاند. در سالهای گذشته نیز شهرستانهایی در جنوب استان، از جمله قصرقند، زرآباد و دشتیاری، با کمبود یا نبود بیمارستان و تخت درمانی کافی روبهرو بودهاند.
به گفته بهانزهی مصداق دیگری از این شکاف “بیماری در چابهار است که پس از چند روز بستری در بیمارستان امام علی چابهار، به دلیل نبود امکانات تشخیصی و پزشک متخصص کافی به کرمان منتقل شد و در نهایت جان باخت”.
فرود جنگ بر زیرساختهای فرسوده
به باور این فعال حقوق بشر بلوچستان: «نظام درمانی سیستان و بلوچستان پیش از جنگ نیز با کمبودهای جدی مواجه بود و نمیتوان جنگ اخیر را نقطه صفر ایجاد مشکل دانست، اما این بحران فشار تازهای بر همان زیرساختهای فرسوده و ناکارآمد وارد کرد.»
برهانزهی میافزاید: «در جریان جنگ، پایگاه اورژانس چابهار در میان مراکز درمانی آسیبدیده گزارش شد و اختلال در حملونقل، انتقال بیماران و تأمین دارو و خون، فشار بیشتری بر نظام درمانی استان وارد کرد. درباره بیمارستان امام علی چابهار نیز روایتها متناقض بود: ایرنا و ایسنا آسیبدیدگی آن را تکذیب کردند، اما فارس از اصابت ترکش و “آسیب جزئی” خبر داد. چند روز بعد، ایرنا از اختصاص ۴۰ میلیارد تومان برای بازسازی بیمارستان خبر داد و در همان گزارش، کمبود تخت همچنان از مشکلات اصلی جنوب استان عنوان شد.»
در اورژانس، زمان بخشی از درمان است
به گفته برهانزهی: «درسیستان و بلوچستان با پراکندگی گسترده روستاها و مناطق مرزی، در بسیاری از مناطق، بیماران برای دریافت خدمات تخصصی ناچارند به چابهار، ایرانشهر، زاهدان یا حتی خارج از استان منتقل شوند. سفرهایی که برای خانوادههای کمدرآمد، هزینه رفتوآمد، اقامت و همراه را نیز به درمان تحمیل میکند.»
به گفته او، درباره پیامدهای این وضعیت داده جامعی وجود ندارد. آمار منظم و شفافی از بیمارانی که بهدلیل تأخیر در تشخیص، انتقال یا نبود امکانات تخصصی جان باختهاند منتشر نمیشود و موارد مستندشده بیشتر به پروندههایی محدود است که رسانهها یا نهادهای حقوق بشری توانستهاند به آنها دسترسی پیدا کنند.
گزارشهای حقوق بشری از پیامدهای این تأخیرها نیز خبر میدهند؛ از جمله مرگ دختری ۲۰ ساله در نیکشهر که پس از عقربگزیدگی با حدود ۲۴ ساعت تأخیر به بیمارستان منتقل شد و پس از پنج روز بستری جان باخت و بیماری در چابهار که پس از شش روز بستری در ICU و بدون تشخیص قطعی، به کرمان منتقل شد و پس از گسترش عفونت جان باخت.
بیمار فاقد شناسنامه، بیمار بیدسترسی
برهانزهی تاکید میکند: «افراد فاقد شناسنامه و مدارک هویتی با موانع جدیتری در دسترسی به خدمات عمومی و درمانی مواجه هستند. وقتی بیماری در دسترسی به درمان با مانعی هویتی مواجه میشود، فقدان مدرک میتواند به بخشی از گسست در زنجیره محرومیت درمانی تبدیل شود. هرچند نبود آمار شفاف در این زمینه هم، ارزیابی ابعاد واقعی این محرومیت را دشوار میکند.»
از نگاه برهانزهی مشکلات به سالها کمبود و توزیع نامتوازن امکانات درمانی در استانی با وسعت زیاد و جمعیت پراکنده بازمیگردند.
برهانزهی بر نکتهای انگشت میگذارد که از نظر او نقطه کور مسائل است زیرا به تاکید او “ممکن است یک استان در آمار رسمی از افزایش تجهیزات و خدمات درمانی برخوردار باشد، اما این اعداد لزوماً تجربه بیماری را که در یک روستای دورافتاده نیازمند درمان فوری است، توضیح نمیدهند”
به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet