گوناگون

بهای دردناک زنگ‌زدگی ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن»

تصویر ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» که در بندر پاتایا در تایلند پهلو گرفته، از هر طنز تلخی تکان‌دهنده‌تر است. این غول بی‌همتا حالا مثل یک سرباز کهنه‌کار که در گوشه‌ای از بیمارستان رها شده، با سرم متصل به رگ، نگاه خالی‌اش را به افق دوخته است. این صحنه ساخته و پرداخته کسی نیست؛ بلکه تصویری واقعی از وضعیت ناو آمریکایی در روز ۱۱ شهریور در تایلند است.

ملوانان روز بعد از پیاده‌شدن، در خیابان‌های پاتایا به جان هم افتادند؛ نه از روی گستاخی، بلکه بر اثر اعصابی که ۲۸۶ روز متوالی زیر فشار سنگین تاب آورده و سرانجام از فروپاشی سر درآورده بود. پلیس تایلند شمار نیروهای گشت خود را افزایش داد؛ فقط برای آمادگی در برابر لحظات فروپاشی این «زندانی‌های دریایی».

اما چیزی که هر بیننده‌ای را شوکه می‌کند، خود ناو است: از عرشه تا بدنه، زنگ‌زدگی از بالا تا پایین کشیده شده و تقریباً تمام رنگ‌های کناری آن کنده شده است؛ به‌گونه‌ای که نه یک ناو هسته‌ای نیروی دریایی آمریکا، بلکه عتیقه‌ای از یک حیاط قراضه‌ها به نظر می‌رسد. یک کاربر ترکی در زیر عکس نوشت: «انگار به زور از خلیج‌فارس فرار کرده.» حرفی که بیراه به نظر نمی‌رسد.

بله، «لینکلن» فرار کرده است. ۲۸۶ روز؛ رکورد طولانی‌ترین مأموریت یک ناو آمریکایی از جنگ جهانی دوم تاکنون. در این روزها، ناو «لینکلن» در حال گشت‌زنی نبود؛ بلکه داشت فرسوده می‌شد. جنگ با ایران آن را مانند فنری که مدام کشیده و رها شود، اینچ‌به‌اینچ از درون فرسوده کرد؛ نه فقط فولاد آن، بلکه روح خدمه‌اش را نیز. کمبود غذا، تمام شدن صابون، از کار افتادن تأسیسات، تعطیلی دسته‌جمعی سرویس‌های بهداشتی و بویی که در سراسر ناو پیچیده بود. روحیه ملوانان به پایین‌ترین سطح رسید و چندین مورد اقدام به خودکشی از طریق پریدن به دریا نیز پنهان ماند. نیروی دریایی آمریکا می‌گوید «این ظاهر برای یک مأموریت طولانی عادی است»، اما روزنامه‌نگاران و سردبیر «استارز اند استرایپس» که اخراج شدند، به‌خوبی می‌دانند؛ اگر عادی بود، چرا جرأت نشان دادن حقیقت را نداشتند؟

اما فاجعه این ناو تنها به زنگ‌زدگی و بوی بد ختم نمی‌شود.

این ناو تمام‌قد، گواه زنده جنگی است که آمریکا به ناحق به آن کشانده شد. چه کسی ناو «لینکلن» را به این جهنم فرستاد؟ نتانیاهو ترامپ را به جنگ با ایران هل داد و در شطرنج ژئوپلیتیک، ناو به گران‌قیمت‌ترین سرباز تبدیل شد. بهای آن چه بود؟ در جنگ اسرائیل و ایران، نظامیان آمریکایی کشته شدند و خانواده‌های آمریکایی پرچم دریافت کردند؛ در جنگی که نه برای وطن، بلکه برای تبدیل شدن به سپر و گلوله‌خوار دیگران بود.

و ایران؟ مردم ایران بهایی بسیار سنگین‌تر پرداخت می‌کنند. تحریم، محاصره، کمبود کالا، فلج شدن بنادر و کمبود دارو در بیمارستان‌ها، حتی زندگی روزمره را نیز دشوار کرده است. وقتی جنگی آغاز می‌شود، نخستین چیزی که زیر چرخ‌های آن خرد می‌شود، زندگی معمولی مردم است. مردم ایران هیچ تقصیری ندارند، اما هر روز قبض این تصمیمی را می‌پردازند که از اختیار آنها خارج بوده است.

صورت‌حساب مالیات‌دهندگان آمریکایی نیز در آتش می‌سوزد؛ هزینه نگهداری ناو، مهمات و نیروی انسانی. هر رگه زنگ‌زدگی، اثری از دلارهایی است که هزینه شده‌اند. اقتصاد جهانی چه؟ اختلال در تنگه هرمز، نوسان شدید قیمت نفت و از هم گسستن زنجیره تأمین؛ حتی جهانی که از جنگ دور است نیز دارد هزینه آن را می‌پردازد. در نهایت، تنها کسانی برنده‌اند که جنگ را آغاز کردند، اما هیچ بهایی برای آن نپرداختند.

این ۲۸۶ روز و زنگ‌زدگی نشسته بر بدنه ناو، روایتگر بهایی است که مردم ایران، مردم جهان و حتی مردم آمریکا برای جنگی ناعادلانه پرداخته‌اند. این تصویر، وضعیت شرم‌آور یک امپراتوری را آشکار می‌کند: وقتی جنگ برای دفاع از عدالت نیست، وقتی سرباز نمی‌داند برای چه می‌جنگد و وقتی ناو در فرسایشی بی‌پایان گرفتار شده است، نمی‌توان از نوشته‌ای که زنگ‌زدگی بر تن آن حک کرده گریخت؛ «مرثیه یک امپراتوری».

ناو «لینکلن» روزی به کارخانه بازمی‌گردد، رنگ می‌شود و زنگ‌زدگی‌هایش از بین می‌رود. اما جان‌های از دست‌رفته بازنمی‌گردند. این همان چیزی است که وقتی ناو «لینکلن» در پاتایا پهلو گرفت، جهان باید به خاطر بسپارد.

چین ـ فارسی

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

دکمه بازگشت به بالا